هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   197   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

کنــدانســـورهای هوایـــی

درسيستمهاي تبريدکه از کندانسورهاي هوايي استفاده ميشود، اختلاف دماي کندانسور (يعني دماي کاندنسينگ منهاي هواي ورودي به آن) تقريباً در دماهاي مختلف هوا ثابت ميماند. مثلاٌ اگر کندانسور هوايي براي اختلاف دماي C  10 انتخابشده است، تقريباً اين اختلاف با تغيير دماي محيط ثابت است.

مثالي را بررسي ميکنيم که کندانسور هوايي سيستم با دماي محيط C  30 در تابستان انتخابشده است. در فصل زمستان که دماي محيط کاهش يافت کندانسور افزايش ظرفيت خواهد داشت. اين افزايش ظرفيت باعث کاهش شديد دما و فشار کاندنسينگ ميشود. اگر سيستم در تمام فصول سال بايد کار کند، اين کاهش فشار کاندنسينگ باعث بروز مشکلات اساسي خواهد شد.

اگر اختلاف دماي کندانسور راC  15 در نظر بگيريم و دماي محيط C  30 باشد پس دماي کاندنسينگ C  45 خواهد بود (در اين دما مبرد R22 فشار معادل  bar(g) 3/16 خواهد داشت).

اگر دماي محيط کاهش بيابد و مثلاً به C 13 برسد، با فرض اين که اختلاف دماي کندانسور تقريباً ثابت باشد لذا دماي کاندنسينگ به C  28 خواهد رسيد. در اين دما مبرد R22 فشاري معادل bar(g) 3/10 دارد. ملاحظه ميشود که با کاهش دماي محيط فشار کاندنسينگ نيز کاهش مييابد.

اگر فشار مايع در شير انبساط پايين باشد، مقدار مبرد کمتري از همان شير انبساط که کاملاً باز باشد، خواهد گذشت. درنتيجه مقدار مايع در اواپراتور کم شده و زود تبخير شده و سوپرهيت گاز خروجي از اواپراتور افزايش مييابد. به دليل مقدار کم مبرد در اواپراتور ظرفيت برودتي بهشدت کاهش مييابد. از طرف ديگر چون مقدار گاز توليدشده در اواپراتور کم است وکمپرسور قادر به مکش بيشتري است لذا فشار مکش کاهش مييابد. اگر اين کاهش فشار مکش از حد تنظيم کنترل فشار مکش پايينتر برود، اين کنترل کمپرسور را قطع ميکند.

در سيستمهايي که در تمام فصول بايد کار کنند حتماً روشي بايد در نظر گرفته شود که فشار کاندنسينگ را در محدوده طراحي نگاه دارد، سادهترين روش خاموش کردن فنهاي کندانسور است. نکته ديگري که در اينجا قابلذکر است اين است که تعميرکاران کمتجربه اين عيب سيستم را با عيب (کمبود ظرفيت شير انبساط) اشتباه ميگيرند. وقتيکه مبرد کمي از شير انبساط عبور ميکند درنتيجه در کندانسور مقدار مبرد زياد ميشود. در اثر کاهش ظرفيت برودتي در اواپراتور کندانسور ظرفيت بيشتري پيدا کرده و متعاقباً مقدار سابکولينگ در کندانسور زياد ميشود. حال علائم سيستم را خلاصه ميکنيم:

1-کاهش فشار مکش

2-مقدارسوپرهيت بالا

3-مقدارسابکولينگ زياد

4-تغيير دما در خط مايع مشاهده نميشود

اين علائم بيانکننده عيب (کمبود ظرفيت شير انبساط) است اما در اينجا علائم به دليل کاهش فشار کاندنسينگ پديد آمده است.

مشکل ديگري که ايجاد ميشود، در زمان استارت کمپرسور است. اگر دماي محيط خيلي کاهش يابد، فشار کاندنسينگ پايين آمده و در زمان استارت مبرد کمي از طريق شير انبساط وارد اواپراتور ميشود. درنتيجه فشار مکش بهشدت کاهشيافته و کمپرسور توسط کنترل فشار پايين قطع ميشود.

در سيستمهاي تبريدي که از کندانسورهاي هوايي استفاده مي کنند و در تمام فصول کار مي کنند، حتماً بايد کنترل فشار کندانسور تعبيه شود. لذا کاهش دماي محيط باعث کاهش فشار کندانسور شده و در نتيجه کارکرد شير انبساط مختل ميشود. کنترل فشار کندانسور با تغيير دور فنها و يا با خاموش و روشن شدن فنها بسيار مهم است. تاثير اين کار را با مثال زير بررسي ميکنيم.

در شکل (1) مشاهده ميشود که کندانسورهاي هوايي استفاده شده با دو مدار جداگانه و به صورت موازي وصل شده است. هر کدام از کندانسورهاي دو عدد فن دارد.

فرض کنيد تکنسين مربوطه نحوه روشن شدن فنها را بهصورت زير وصل کرده است. اول فن شماره (3) روشن ميشود و بعد از افزايش فشار فن شماره (2) سپس شماره (4) و در نهايت فن شماره (1) روشنشده تا فشار کندانسور را کنترل کند. وقتي فن شماره (3) روشن ميشود، کندانسور پاييني فشار کمتري نسبت به کندانسور بالايي خواهد داشت (فنهاي 1و2و4 خاموش هستند). درنتيجه کندانسور بالايي عمل تقطير را بهخوبي انجام نخواهد داد (شايد اصلاً تقطيري صورت نگيرد) و در خروجي مخلوط گاز و مايع با خروجي کندانسور پاييني ترکيبشده و باعث ميشود که مايع خارجشده از کندانسور پاييني نيز باکيفيت خيلي بدي به شير انبساط برسد.

اين خود باعث کارکرد نادرست شير انبساط شده و ظرفيت سيستم بهشدت کاهش خواهد يافت و دماي مورد نظر بههيچوجه قابلدستيابي نخواهد بود. وقتي فشار بالا رود فن شماره (2) وارد مدار شده و چون اين فن از خروجي مايع کندانسور دور است لذا مجدداً همين مشکل ايجاد خواهد شد. چون هوايي در منطقه (1) جريان ندارد لذا گاز گرم ورودي به کندانسور باعث گرم شدن کويل در اين منطقه ميشود. سپس اين گاز گرم از منطقه نهايي کويل که فن (2) روشن است عبور کرده و شروع به تقطير ميکند. در برگشت اين مايع از قسمت (1) عبور کرده و چون فن (1) خاموش است و کويل در اين منطقه گرم است مجدداً قسمتي از مايع تبخير ميشود و مايع با کيفيت بدي از کندانسور بالايي خارج ميشود. در اين حالت مايع خروجي از دو کندانسور تقريباً با يکديگر بالانس هستند اما با کيفيت نسبتاً ضعيف. حال فن شماره (4) وارد مدار شده و مجدداً کارکرد دو کندانسور از تعادل خارج ميشود.

مشاهده ميشود که اين روش روشن و خاموش کردن فنها باعث کارکرد نادرست شير انبساط شده و کارکرد کل سيستم مختل ميشود. روش بهتر بهصورت زير ميباشد.

اول فنهاي شماره (1و3) بايد همزمان روشن شوند و سپس فنهاي (2و4). گرچه اين کار نيز باعث تغيير شديد فشار کندانسور مي شود و مايع از کندانسور کم و زياد به شير انبساط ميرسد اما سيستم از حالت قبلي با ثباتتر کار خواهد کرد.

حال کندانسور شکل (2) را در نظر بگيريد. بهترين روش روشن کردن فنها به اين صورت است که فنها دوبهدو بهصورت زير وارد مدار شوند. فن (1و5) و بعد از افزايش فشار فنهاي (2و6) سپس (3و7) و در نهايت (4و8) روشن شوند و در زمان خاموش کردن نيز از فنهاي انتهايي دوبهدو از مدار خارج شوند.

راهنماي کلي

*هميشه فن يا فنهاي نزديک به کلکتور ورودي و خروجي را روشن کنيد و سپس فنهاي نزديک به آنها بهنوبت وارد مدار شوند.

*اگر کندانسور از دو مدار جداگانه تشکيلشده هميشه فنها را بهصورت زوج روشن و خاموش کنيد.

*براي کنترل صحيح فشار کندانسور نيز ميتوان از روش تغيير دور فنها (Inverter) استفاده کرد.

 ارائه دهنده مقاله: شرکت تدبير تهويه فراسرما

آگهي در صفحه 43