نشریه شماره   197   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ایجاد ثروت بـــا سرمایه فکری

اکبر حرف شنو*

از سرمايه فکري بهمنظور ايجاد و افزايش ارزش براي هر سازمان عليالخصوص سازمانهاي دانشمحور استفاده ميگردد و در دنياي امروز، موفقيت هر سازمان متأثر از مديريت بر اين داراييهاست و با افزايش توانايي مديريت بر اينگونه داراييها ميتوان سرمايه و سود و انتفاع را به حداکثر رساند. امروزه شاهد رشد اهميت سرمايههاي فکري، بهعنوان يک ابزار مؤثر براي افزايش رقابت سازمانها و شرکتها هستيم. اندازهگيري سرمايه فکري بهمنظور مقايسه شرکتهاي مختلف، تعيين ارزش واقعي آنها و حتي بهبود کنترلهاي آنها ضروري است.

در اقتصاد امروز، صاحبنظران بر اين باورند که دانش بهعنوان مهمترين سرمايه، جايگزين سرمايه مالي و فيزيکي شده است. بهطورکلي سرمايه در مورد مؤسسهها، به هر دارايي برميگردد که باعث ايجاد جريانهاي نقدي آتي شود. همانگونه که ميدانيم بيشتر داراييهاي شناختهشده، ماهيت مشهود و عيني دارند، بنابراين، سرمايه مشهود به داراييهاي فيزيکي و مالي هر سازمان اشاره دارد. ارزش اين داراييها بهآساني بر روي صورتهاي مالي بهدستآمده از ثبتهاي مالي شرکتها، مشاهده ميشود.

 اهميت داراييهاي نامشهود ازجمله سرمايههاي فکري مانند داشتن سرمايه انساني ,دانش و مهارت، تواناييها، وفاداري کارکنان، خلاقيت و نوآوريهاي يک سازمان در تعيين سودهاي آتي و افزايش شهرت و سرمايه تأثير بسزايي دارد. هرچند  شناسايي اين داراييها بسيار مشکلتر از داراييهاي غير فکري است و اين سختي مربوط به تعيين ارزش آنهاست که از گذشته تا به امروز ادامه داشته است و درست به همين خاطر است که در بيشتر شرکتها تمامي آنها شناسايي و ثبت نميگردند مگر در مواردي که خريداريشده باشد. لذا همين امر باعث شده است که اين داراييها براي جهان خارج از مؤسسه، نامرئي باقي بمانند و حتي گاهي اوقات براي کارکنان درون سازمان نيز قابلتشخيص نباشند.

توماس استوارت يکي از پيشگامان مطالعه در اين زمينه، اصطلاح «سرمايه  فکري» را براي اين داراييها مطرح کرد:

استوارت اعتقاد دارد؛ سرمايه فکري مجموعهاي از دانش، اطلاعات، داراييهاي فکري (Intellectual Property)، تجربه، رقابت و يادگيري سازماني است که ميتواند براي ايجاد ثروت به کار گرفته شود. درواقع سرمايه فکري تمامي کارکنان، دانش سازماني و تواناييهاي آن را براي ايجاد ارزشافزوده در بر ميگيرد و باعث منافع رقابتي مستمر ميشود.تعاريف ديگري نيز در خصوص سرمايه فکري داريم که جهت اطلاع بيشتر به آن ميپردازيم :

مجموعهاي از داراييهاي نامشهود (منابع، تواناييها، رقابت) که از عملکرد سازماني و ايجاد ارزش به دست ميآيند يا اطلاعات و دانش بهکاربرده شده براي کار کردن، جهت ايجاد ارزش و يا ذخيرهاي از دانش را که در نقطه خاصي از زمان در يک سازمان وجود دارد، نشان ميدهد.

 ويژگيهاي سرمايه فکري 

باوجود ويژگي سرمايه فکري و داراييها در توانايي بالقوه براي ايجاد جريانهاي نقدي آتي، اما ويژگيهايي که سرمايه فکري را از اين داراييها متمايز ميکنند، عبارتاند از:

* داراييهاي فکري، داراييهاي غيررقابتي هستند. برخلاف داراييهاي فيزيکي که فقط ميتوانند براي انجام يک کار بهخصوص در يکزمان خاص مورداستفاده قرار بگيرند، داراييهاي فکري را ميتوان بهطور همزمان براي چند امر خاص به کار گرفت. براي مثال، سيستم پشتيباني از مشتري ميتواند، امکان حمايت از هزاران مشتري را در يکزمان خاص فراهم کند. اين توانايي يکي از مهمترين معيارهاي برتري داراييهاي فکري بر داراييهاي فيزيکي است.

* سرمايه انساني و سرمايه رابطهاي، قابليت تبديلشدن به مالکيت شخصي ندارند، بلکه بايد بين کارکنان و مشتريان و تأمينکنندگان مشترک باشند. بنابراين، رشد اين نوع از داراييها نياز به مراقبت و توجه جدي دارد .

در اينجا اشارهاي به روشهاي اندازهگيري سرمايه فکري داريم:

علاقه به مديريت سرمايه فکري، باعث گسترش روشهاي مختلف ارزشيابي شده است. چندين گروه اصلي از روشهاي ارزشيابي سرمايه فکري وجود دارند که ميتوانند بهمنظور تعيين ارزش اين داراييها به کار گرفته شوند. بعضي از اين روشها، روشهايي هستند که صرفاً براي استفاده در خود شرکتها طراحيشدهاند و يک روش جهاني و کلي نيستند. بهطورکلي روشهاي مختلف را ميتوان در قالب چهار گروه اصلي قرار داد.

1-روشهاي مستقيم سرمايه فکري: عبارتاند از برآورد ارزش پولي داراييهاي نامشهود، بهوسيله شناسايي عناصر مختلف تشکيلدهنده آنها

2- روشهاي بازار سرمايهگذاري (روشهاي تشکيل بازار سرمايه): محاسبه کردن اختلاف بين ارزش بازار شرکت (برمبناي قيمت بازار سهام) و حقوق صاحبان سهام تعديلشده از بابت تورم يا بهاي جايگزيني، بهعنوان ارزش سرمايه فکري يا داراييهاي نامشهود در نظر گرفته ميشود. اين روش نيز داراي نقاط قوت و ضعفي است.

3- روشهاي بازده داراييها: محاسبه ميانگين سودهاي قبل از ماليات چند سال شرکت و تقسيم آن بر ميانگين داراييهاي مشهود شرکت در آن سالها، نتيجه اين محاسبه را نرخ بازگشت داراييها مينامند.

4- روشهاي کارتهاي امتيازي: اين روشها بر مبناي شناسايي عناصر مختلف داراييهاي نامشهود يا سرمايه فکري و شاخصها و مقياسهاي بهدستآمده بر اساس کارت امتيازي و گزارش آنها صورت ميگيرد.

نتيجهگيري 

امروزه تعداد زيادي از شرکتها در سراسر جهان دريافتهاند که اندازهگيري و مديريت سرمايه فکري ميتواند براي آنها مزيتهاي رقابتي فراهم آورد. داشتن کنترل بر اين داراييها سازمان را قادر ميسازد ازيکطرف حاکميت داخلي مؤثري داشته و از طرف ديگر، داراي روابط خارجي موفقي با مشتريان و تأمينکنندگان و سايرين باشد. بنابراين، ايجاب ميکند که شرکت براي مديريت، کنترل و گزارشگري سرمايه فکري اقداماتي انجام دهد. بايد توجه داشت که ارزش محاسبهشده براي داراييهاي نامشهود دقيق نيست و بيشتر روشهاي اندازهگيري به دليل اينکه بهکارگيري آنها مشکل است و اطلاعات و شاخصهاي زيادي را لازم دارند و اين شاخصها نيز بهطور کامل تشريح نشدهاند، پيادهسازي آنها در عمل با مشکلاتي روبرو خواهد بود.

*معاون مالي هلدينگ سرمايهگذاري ثامن سازه