هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   196   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

اینقــدر مهنـدس از کجــا آمده است!

شوراست که در اوج وفا آمده است

چون اهل صفاست با صفا آمده است

من در عجبم به کارگاه دل ما

اينقدر مهندس از کجا آمده است!

لابد شما مخاطبان زبر و زرنگ و تيزهوش، در جريان هستيد که تا به حال 196 شماره پيام ساختمان عينهو دسته گل تقديم شما عزيزان شده و اين يعني فقط سه شماره تا شماره 200 پيام ساختمان فاصله داريم. اما شماره 200 را منتشر کردن خودش جاي کلي حرف و بحث و گفتگو دارد که به وقتش با شما در ميان مي گذاريم. پس تا آن وقت مواظب خودتان باشيد و موقع رد شدن از خيابان هم هر دو طرف را نگاه کنيد. راستي سلام!

چه توقعها!

گوش شيطان کر، چشم شيطان کور، زبان شيطان لال، سرانجام به خوشي و خرمي محل ساخت مسکن اجتماعي مشخص شد. از قرار معلوم، مديران و مسئولان و کارشناسان وزارتخانه بعد از کلي فسفر و بررسي هاي همه جانبه به اين نتيجه رسيده اند طرح هاي قبلي براي اسکان دهکهاي پايين جامعه در دل شهرها و نيز خيلي دور از شهرها (جاهايي مثل شهرهاي جديد) موفق نبوده و بايد مسکن اجتماعي را در جاهايي بين شهرهاي قديم و شهرهاي جديد بسازند و اقشار غيرثروتمند را آنجاها مستقر کنند. حالا شايد اين طرح به چشم بعضي ها خيلي چيز دندان گيري نيايد ولي بايد به اين منتقدان يادآوري کرد بعععععد از يک سال و اندي، همين چيز مختصر هم خودش کلي پيشرفت براي طرح هاي مسکني وزارتخانه محسوب ميشود. يعني مي خواهم بگويم خوب نيست آدم خيلي پرتوقع باشد. همين.

مسابقه جمله سازي!

فرض کنيد مهندس ناظري وظيفه اي به عهده دارد و بايت آن پول مي گيرد ولي کارش را درست انجام نمي دهد، خوب! کاري که ندارد، آن وظيفه را از او مي گيريد و مي دهيد به يک آدم وظيفه شناس که آن را به درستي و خوبي انجام دهد. فرض کنيد يک آدمي ساختماني ساخته که بعد از تکميل در حال ريزش است؛ از سازنده و ناظر شکايت ميکنيد و ساختمان را تخريب مي کنيد و تمام. فرض ميکنيد افراد يا شرکت هايي چندين برابر سهميه شان، کار برداشته اند و قانون را زيرپا گذاشته اند، اگر شما مسئول هستيد براي آنها در شوراي انتظامي سازمان پرونده تشکيل مي دهيد. اينها که کاري ندارد، هر روز در همه جاي ايران و جهان از اين کارها ميشود. يعني چه که هر روز رئيسان و مديران و مسئولان تصميمگير در صنعت ساختمان با يک من اخم پيدا ميشوند و توضيح ميدهند که چرا عمر ساختمان هاي ما 30 سال است ولي عمر ساختمانها در کشورهاي پيشرفته بيشتر از صد سال. بسيار خوب، فهميديم. فردا توضيح ميدهند که عده اي از ناظران نظارت نکرده امضا مي کنند و مجريان در اجرا سهل انگاري مي کنند، پس فردا ميگويند که غيرمتخصصان در ساخت و ساز دخالت مي کنند، روز بعد ميگويند بسياري از مصالح داراي استاندارد ما فاقد کيفيت لازم هستند، روز بعد گزارش ميدهند که ساخته هاي مسکن مهر باعث سرشکستگي جامعه مهندسي کشور است، برادر من! عزيز من! آقاي مسئول! شما آمدي شکار يا ميخواهي مسابقه جمله سازي بدهي؟

اعتراض وارده به حکم صادره!

احتراماً اينجانب «تموچين سازندهساز»، فرزند تيمور، شغل بسازوبفروشي، که به اتهام ساختن ساختمان هاي مسکوني بدون داشتن مجوز و تخصص، که منجر به ريزش يکي از آنها و کشته شدن چند تن از اعضاي يک خانواده شد، از صدور حکم چند سال زندان صادره براي خودم باخبر شدم. وقتي ديدم براي اتهام به آن کوچکي، حکم به اين سنگيني بريده شده، اگر شدت اعتماد به نفسم به سفتي بتن مسلح نبود، بعيد نبود که تحت تاثير تبليغات منحط غرب، سر خودم را گروپ بکوبم به ديوار. آخر اينجانب جنايت که نکرده ام، يک خانه ساختم که ريخت و چند نفر زير آوار آن مردند. خُب اين همه خانه با زلزله مي ريزد؛ اين يکي بدون زلزله ريخته، قتل که نکردم فوقش چند تا آدم کشته ام. در ثاني همين بنده متهم رديف اول کلي ساختمان هم ساخته ام که اگر چه با هر بادي پايه ها و ستون هاي آنها منار جنبان را تداعي مي کنند ولي تا به حال هيچ کدامشان نريخته، پس چرا کسي آن ها را نمي بيند؟ من فکر مي کنم وقتي احکام به اين سنگيني براي اين طور اتفاقات فني و مهندسي صادر مي شود لابد عده اي هم سوء استفاده ميکنند و در کمال ناجوانمردي گزارشهايي از نقص عملکرد مهندسان ناظرِ نظارت نکرده و مجريان غيرذيصلاح منتشر ميکنند که کسي نداند خيال ميکند خداي نکرده در صنعت ساختمان ما چه خبر است. من از همان ابتداي تشکيل پرونده، اميدوار بودم که در اين شرايط بحراني مسکن و با وجود نياز ما به کمِ کم، دو ميليون واحد مسکوني نوساز در سال و اين که به تازگي هم معلوم شده که نصف جمعيت جوان ايران قصد دارند با نصف ديگر ازدواج کنند ولي چون خانه ندارند نمي توانند و بايد فکري براي اينها کرد و اين طور جوسازي ها، کسي وقت وزين خود را بيخودي سر چنين پروندههاي بي اهميتي هدر ندهد، و اصلا وقتي ميشود پرونده را در شوراي انتظامي به جريان انداخت و چند سال آن را چرخاند، چرا به پرونده دستمال ببنديم؟ علي ايحال اينجانب، به سهم خود مراتب اعتراض خودم و ساير بساز و بفروش ها  را نسبت به اين حکم ناعادلانه اعلام نموده، اميد قلبي دارم تا در بررسي مجدد پرونده، شاهد تبرئه متهم اين پرونده و ساير عزيزاني باشيم که ممکن است در امر خير ساخت و ساز و خانه دار کردن تمامي ايرانيان و اين طور شعارهاي دهن پرکن، احتمالا دست به مختصري قتل بزنند.

گفت و شنود

گفتم: صنعتيسازي خيلي خوب است چون باعث کاهش مدت ساختوساز ميشود، کيفيت ساختهها بالا ميرود، در مدت مشخصي تعداد بيشتري خانه ساخته مي شود، عمر ساختمان ها بالا مي رود، غيرمتخصصان با حذف ساخت و ساز سنتي از چرخه خارج مي شوند، ميزان هدررفت انرژي به شدت کاهش مي يابد و ...

گفت: اين حرف ها را چه کساني ميزنند؟

گفتم: کساني که خودشان متولي توسعه صنعتي سازي در کشور هستند هر سال و هر روز از اين حرف ها ميزنند.

گفت: پس چرا صنعتي سازي توسعه پيدا نمي کند؟

گفتم: چون اين عزيزان مداوم مشغول صحبت درباره ضرورت توسعه صنعتي سازي هستند و لابد وقت نمي کنند آن را توسعه بدهند.

گفت: در ساعات غيراداري چه مي کنند؟

گفتم: اوقات فراغتشان که به خودشان مربوط است، شايد دلشان بخواهد بروند اپراي فلوت سحرآميز را از دهنه گشادش اجرا کنند!