هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   196   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

اگر معماران در احیای حقوق شهروندی پیشگام نباشند؛ معمار و غیرمعمار با هم می‌سوزند

گروه معماري دکوراسيون: يک آمارگيري از شهروندان تهراني نشان ميدهد درصد بسيار کمي از مردم شهر را متعلق به خود ميدانند . بيشتر آنها شهر را متعلق به دولت و شهرداري و حتي تعدادي از آنها شهر را ملک خدا ميدانند! حتي شهروندان شهرهاي بزرگ که با برپايي ساختمانهاي بهظاهر مدرن و غربي داعيه تجدد و پيشروي دارند، با حقوق شهروندي بيگانهاند. در عوض مـالکـيت خـصوصي نهتنها ريشهدار است که هرروز قوت بيشتري ميگيرد . به اعتقاد منتقدان، شهرداري کمکم خود را بهعنوان يک دولت جايگزين در شهرها مينمايد و نهتنها اطلاعرساني مناسبي براي آشنايي مردم با حقوق خود نمي کند که با تشويق هرچه بيشتر آنها به انواع مالياتها و پرداختهاي بجا و نابجا خود را محق براي تصميمگيريهاي خرد و کلان ميداند .

تقريبا معماران، شهر سازان و مردم هيچيک حاضر به پذيرش اين حقيقت نيستند که خاک ، هوا، آسمان ، جداره شهري ، ميراث فرهنگي ، منابع انرژي و فضاي سبز متعلق به همه شهروندان است و اشخاص منفرد يا مسئولين ذينفع حق دستاندازي در اين امور را ندارند .براي بررسي حقوحقوق شهروندي به سراغ ساناز افتخارزاده  کارشناس ارشد معماري رفتيم:

حق شهروندي براي يک شهروند در يک شهر چگونه ايجاد مي شود؟

مهـمترين حق شهـروندي را بايد محليت ، حفظ تعلقخاطر و هويت شهر دانست . اگر ما ندانيم به کجا تعلق داريم هويت خود را از دست ميدهيم . اين حس به مکاني تعلق ميگيرد که داراي ثبات و شاخصههاي کالبدي و فرهنگي متعلق به قديم باشد . انسان براي شناخت خود و سکني گزيدن در جهان نياز به شناخت محيط ، اعتماد به آن ، تعيين موقعيت خود در جهان و کسب هويت بدين ترتيب دارد. مکان ثابت يک نياز بنيادين انساني است. رشد و توسعه اين - هماني فردي و اجتماعي بايد فرآيندي آهسته باشد و در محيطي که تغييرات مداوم دارد، رخ نميدهد. از زماني که بلندمرتبهسازي و همنشيني افراد غريبه در واحدهاي مسکوني آن معمول شد محلهها و محليت از بين رفت و مفهوم همسايگي که در فرهنگ ايراني داراي ارزشي فوقالعاده بود متلاشي شد .کوچهها و خيابانها بهطور مستمر در حال تغيير جهت و راستاست ، دائم نشانهاي شهري و خط آسمان مخدوش ميشود ، امروز هيچ کوچهاي از شهر را نميتوان يافت که از تخريب و ساختوساز و آلودگي صوتي مصون مانده باشد و مهمتر از همه شاخصههاي کالبدي هويت شهر يعني جدارهها ، بافتها و ابنيه قديمي را با نماهاي تصنعي و پاساژهاي بيهويت جايگزين ميکنند و برخلاف تمام شهرهاي ديگر دنيا که براي نمودن اصالت تاريخي و هويتي خود را با قديمترين نشانهها معرفي ميکنند نماد مألوف برج آزادي را با يک برج  مخابراتي عوض ميکنند . بدين ترتيب مهمترين حق مسلم انساني و شهروندي بهکلي ضايع ميگردد .

بيشتر چه کساني حقوق شهروندي را ناديده مي گيرند؟

هرکس که توان مالي بيشتري دارد و از اربابان به شمار ميرود کاملاً فراي قانون و تا هراندازه که مايل باشد با پرداخت به شهرداري ميتواند خط آسمان را بشکند ، همسايه و کوچه را از نور محروم سازد و با انبوه خودروهاي واحدهاي زياده از ظرفيت محل روان مردم را فرسوده سازد و هيچکس هم شاکي نيست زيرا در ذهن همگان اين باور خورانده شده که "هرکس حق دارد هرچه ميخواهد در محدوده ملک خود انجام دهد" و اگر ما هم بوديم چنين ميکرديم.

به نظر شما چگونه بايد با اين معضل مبارزه کرد ؟

 پاسخ اين است که مردم زماني طلب حق خود را خواهند کرد که شهر را از آن خود بدانند و اين مالکيت نهتنها حق بلکه مسئوليتپذيري براي حفظ و احترام به آن را به دنبال خواهد داشت که متاسفانه اکثريت ما از آن سر باز ميزنيم.

معماران چگونه ميتوانند در احقاق حق مردم سهيم باشند؟

ما معماران بهجاي آنکه از انهدام بافتها و ابنيه تاريخي که ذخيره هويتي شهرند و تراکم فروشي و تبديل باغات به برج و به دنبال آن اشتغالزايي براي خودمان شادمان شويم، خود را در جايگاه اصليمان که همان شهروندي است، ببينيم و پيشگام احياي حقوق شهروندي و مسئوليتپذيري شويم . گسست فرهنگي ،آبوهواي آلوده ، منظر و جدارههاي غيرانساني بلايايي است که همه شهروندان اعم از معمار و غيرمعمار ، عوام و خواص را با هم ميسوزاند. بايد کاري کرد و نخستين اقدام، مطالعه ، آگاهيرساني و فرهنگسازي است . کافي است مردم با حقوق خود آشنا شوند تا ديگر کسي نتواند آن را بگيرد و خودمان مسئوليت شهرمان را بر عهده گيريم .