نشریه شماره   196   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هر دم از این باغ برگی می ریزد

در ارتفاعات پايتخت در حالي ازيکطرف از رونق بازار ساختمانهاي هوشمند  با  متراژهاي 130 تا 350 متر و بيشتر با امکانات تمام هوشمند سيستمهاي گرمايشي و سرمايشي و بهموقع روشن شدن تلويزيون و کنترل اتاق کودک سخن گفته ميشود که از سوي ديگر در همين ارتفاعات اخباري از قلعوقمع ويلاهاي ميلياردي و جلوگيري از  ساختوسازهاي غيرمجاز  به گوش ميرسد.

چند کيلومتر پايينتر از ارتفاعات و تقريباً پايينشهر آن بالاي شهر در مورد ضرورت  برگزاري نمايشگاههاي صنعتي سازي و مقابله با سنتي سازي همايشها برپاشده و از رشد 5 درصدي  صنعتي سازي خبر داده ميشود.  در قسمت جنوب شهر پايتخت اما همچنان از وجود 3267 هکتاري بافت فرسوده - و بيش از 74 هزار هکتار در کل کشور- و عدم اجراي نوسازي سالانه 10 درصد طبق برنامه سخن گفته ميشود . هرچند در اين اواخر صدر اخبار رسانهها را اختصاص وام 50 ميليوني به بافت فرسوده براي زوجهاي جوان و زنان سرپرست خانوار  به خود اختصاص داد اما، اما و اگرهاي کارآيي اين  وام در کلانشهري  مانند تهران  يا ساير کلانشهر ها در وهله  اول براي خانوادههاي فوق الاشاره  و در مرحله  بعد نسبت به زمان اختصاص اعتبار و عملياتي  شدن پيگيريهاي دو قوه  مقننه و مجريه پس از بيش از  يک سال همچنان  به قوت خود باقي است.

عليرغم اين مسائل و مشکلات و با وجود اينکه هنوز جوهر تيترهاي"ريزش پاييزي قيمت مسکن" برخي از رسانهها خشک نشده و اين ريزش مصادف با ريزش برگها در فصل زيباي پاييز شده است و همچنان "هر دم از اين  باغ برگي ميريزد " اخباري مبني  بر" رويش  زمستاني"  قيمت  مسکن به گوش ميرسد ، رويشي که برخلاف ريزش زيبايي بخش پاييز اگرچه  شايد گوش عدهاي اندک را نوازش  ميکند اما لاجرم  گوش  جمعيت انبوهي را  خراش خواهد داد.

در همين اثنا آمارهاي سردرگم کننده مراکز آماري مبني  بر کاهش  قيمت مسکن  (ماهانه ) و افزايش (نقطهبهنقطه) آن که  براي عدهاي  قابلتحليل و فايده است ، در حالي  مطرح و منتشر ميشود  که معيار و شاخص قابل استنادي از نحوه اندازهگيري و متريک آنها  (آمارها) چه کاهشي و چه افزايشي  وجود ندارد و متاسفانه در کشوري با بيش از 77 ميليون جمعيت که جزو کشورهاي درحالتوسعه قلمداد ميشود هنوز مرکزي که بر چگونگي قيمتگذاري مسکن نظارت کند وجود ندارد و نتيجه آن شده که مالک بهدلخواه، مشاوران املاک به تشخيص خويش و نهادهاي مسئول هم طبق قواعد خودشان در قيمتگذاري مسکن عمل مي کنند.  فارغ از اتفاقات ارتفاعات ، ريزشهاي پاييزي و رويشهاي زمستاني عوامل ديگري بر بازار مسکن تأثيرگذارند؛همانطور که پيشاز اين عواملي مانند افزايش تورم ،سرنوشت نامعلوم مذاکرات ، اعلام طرحهاي متعدد دولتي  اعم از حمايتي ،اجتماعي و... اين اواخر  طرح اجتماعي  منطقهاي ، مطرح يا رسانهاي نمودن قوانين ماليات بر مسکن ،افزايش صدور پروانههاي ساختوساز ،آمار افزايش خانههاي خالي و باز اين اواخر  مبارزه گسترده و شديد با زمينخواري موجبات رکود سنگين صنعت ساختمان تأثيرگذار بر اقتصاد کشور را فراهم آورده بودند پساز اين هم براي پيشبيني آينده  اين بازار  بايد به استناد عواملي از اين دست  نسبت  به ريزش و رويش آن اظهارنظر کرد چراکه دوره طراري و شعبدهبازي مدت هاست که به سر آمده و هر اقتصاد و بازاري بر مبناي حساب  و کتاب دودو تا چهارتا و با محاسبات  رياضي قابل تجزيهوتحليل است.

اما لازم است در شرايط امروز کشور و جهان به چند عامل از عوامل اصلي که  ميتوانند  به اقتصاد و بهتبع آن بر صنعت ساختمان و مسکن کشور اثرگذار  باشند،  اشاره ميکنيم :

 يکي از اين عوامل  اثرگذار بر اقتصاد هر کشور در هر شرايطي نرخ تورم آن جامعه مي باشد ؛ هم آمارهاي داخلي و هم آمارهاي  صندوق بينالمللي  پول  از کاهش نرخ  رشد تورم ايران از رقم بالاي 40 درصد  به زير 20 درصد(1/19) درصد خبر ميدهند،عددي که به اعتقاد و تعبير برخي از کارشناسان اقتصادي به پوسته سخت تورم رسيده است.کاهش  حدود 50 درصدي  رشد تورم  علاوه بر پيام ثبات و آرامش  در اقتصاد ،پيام ديگري  که براي صنعت ساختمان  دارد؛ کنترل افسارگسيخته  افزايش قيمت هم مسکن و هم  زمين است زميني که به تنهايي بيش از 50 درصد قيمت مسکن را شامل ميشود .  البته اين به معناي ضرر 50 درصدي  سازندگان نميباشد بلکه به همين  نسبت  آنها در خريد  مصالح ساختماني کمتر هزينه خواهند کرد يعني  بهجاي خريد  مصالح گرانقيمت،با کاهش تورم 50 درصدي مصالح ارزان خريد خواهند کرد که اين اتفاق خواسته قلبي خيلي از سازندگان است. آنان اعم از توليدکننده و سازنده همواره ميخواستند مصالح گران نشود تا ه هم با قيمتي در حد توان خريد مردم  مصالح توليد کنند و  هم مسکن بسازند و بفروشند .

يکي ديگر از عوامل تأثيرگذار بر اقتصاد، سياست ، شرايط محيطي و روابط بين المللي است که در شرايط امروزي جامعه بحث داغ مذاکرات  هستهاي  نقل محافل عمومي و خصوصي شده است .آخرين اخبار حاکي از نزديکي ديدگاه طرفين اصلي مذاکره  يعني ايران و  امريکا مبني بر توافق است که در اين صورت هم تأثير روحي و رواني  داخلي بر جامعه و هم تأثير عملي در لغو تحريمها و برقراري  مناسبات تجاري  دو و چندجانبه و گشايش  مبادلات خارجي خواهد داشت .پيشاز اين در هر همايشي که برگزار ميشد و هر نمايشگاهي که شرکت ميکرديم يک پاي ثابت درد دل مخاطبان صنعت ساختمان  تنگناهاي تحريم و عدم  امکان واردات مواد اوليه و صدور محصولات صادراتيشان بود که با به نتيجه رسيدن توافق نهايي شاهد رونق  کسبوکار هر دو گروه خواهيم بود .البته از همين حالا  حضور کشورهاي اروپايي براي سبقت گرفتن از هم در برقراري روابط تجاري با ايران را شاهديم تا جايي که حضور سرمايهگذاران خارجي  به 8 برابر رسيده است .البته با به قدرت رسيدن جمهوري خواهان در مجالس سنا و کنگره که مخالف به نتيجه رسيدن مذاکرات هستهاي  بين ايران و امريکا  هستند، شايد اوضاع از آن که با حضور دموکرات ها در قدرت هست متفاوت باشد که مجال پرداختن به آن  در اين مجال و مقال نيست .

اگر به بازارهاي موازي مسکن هم بهعنوان عامل تاثيرگذار ديگر اشاره کنيم ، ناگفته پيداست که بازار طلا- چه در بازار جهاني که به مرز 1000 دلار رسيده و چه در بازار داخلي  که در پله اول 900 هزار تومان  نوسان دارد- حال و روز خوشي ندارد  پس جذابيتي در آن بازار وجود ندارد  که موجب روانه شدن سرمايهگذاران مسکن به آن سو  شود. بازار بورس هم هرچند سير صعودي با شيب ملايم دارد اما  صعودش آنچنان نيست که چنگي به دل  سرمايهگذاران براي خروج  از صنعت ساختمان بزند. بازار ساختمان «پي »دارد و "پايدار" است و دل کندن  از آن  براي سرمايهگذاراني که هنوز حلاوت و شيريني سود هاي 100 و 200 درصدي اين بازار در کامشان است بهآساني مقدور و ميسر نيست . هرچند در حوزه مقررات و قوانين و ساختوساز پايداري قابلاعتنايي در اين صنعت ديده نميشود  که شايد و به احتمال زياد يکي از دلايل سود آور بودن اين صنعت همين باشد ؛ عيبي که براي عدهاي انتفاعي است و سودمند اما براي خريداران پشيماني است و دردمند.

قادر نصيري