هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   195   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

قانوني که در راه ماند غروب استفاده از انرژي خورشيدي!

فرشته توكلي

از نيمه قرن 18 ميلادي اولين تلاش ها براي استفاده از انرژي هاي پاک در دنيا آغاز و دستگاه هاي مولد توليد انرژي خورشيدي  که با نام پنل ها و يا سلول هاي خورشيدي شناخته مي شوند نيز از آن زمان براي اولين بار توليد شدند. در کشور ما نيز از دوره سازندگي پس از جنگ تحميلي توليد اين پنل  ها  آغاز  شد، اما عليرغم شرايط جغرافيايي ويژه براي استفاده از  اين انرژي ها و نيز آگاهي  دولتمردان از صرفه هاي اقتصادي و ارزش آفريني بالاي آن، متاسفانه به اين طرح توجه ويژه اي نشده است. البته اقدامات خوبي  در زمينه  احداث نيروگاه هاي بادي در  مناطقي که داراي اين توان بوده اند انجام شده  اما انرژي خورشيدي؛ عليرغم اينکه  کشور ما حداقل  300 روز آفتابي  با تابش خوب دمايي دارد هنوز به جايگاه مناسبي دست پيدا نکرده است. اين در حالي است که کشوري آسيايي چون هند در چند سال اخير  مقام  چهارم جهان را در توليد  برق  از اين روش داشته و بعد از كشورهاي چين، آمريکا و آلمان قرار گرفته است. عربستان  نيز که با وجود داشتن  ذخاير  غني نفت و گاز  از کشور هاي ثروتمند  آسيايي محسوب مي شود  در تلاش است تا سال 2016 به قطب اول  خاورميانه در زمينه انرژي خورشيدي تبديل شود.

در کشور ما حدود 20 سال از احداث اولين کارخانه توليد پنل هاي خورشيدي در يزد مي گذرد و در اين مدت کارخانجات ديگري  نيز در چند استان ديگر شروع به فعاليت کرده اند، بنابراين مشخص است که مشکل، توان توليد اين  فن آوري نيست و کشور ما مي تواند به راحتي تجهيزات مورد نياز خود را که از قضا نسبت به فناوري هاي ديگر پيچيدگي  خاصي  ندارد توليد کند و آن را همسو با تکنولوژي جهان  پيش ببرد. با اين حال نتيجه اين تلاشها آن قدر کم است که  توجهي را جلب نمي کند. مثلا در دو سال گذشته در بعضي مدارس و مساجد و ادارات دولتي به طور آزمايشي نصب پنل هاي خورشيدي آغاز شد. مديريت شهري  پايتخت نيز چند بوستان را به اين پنل ها مجهز کرد و در  بعضي از نقاط شهر هم چراغ هاي ترافيکي  خورشيدي را مي بينيم؛ ولي مسلما اينها کافي نيست.

خوشبختانه در بودجه سال 93 به اين موضوع توجه شد و مقرر گرديد از محل درآمد فروش برق، دولت از بين 25 ميليون مشترک خود، به 12 هزار مشترک خانگي که  داوطلب  خريد و نصب پنل هاي خورشيدي باشند تا 5 ميليون تومان وام بلاعوض  پرداخت کند که از نظر دولت  نيمي از هزينه  نصب اين پنل هاست. در اين خصوص توانير هم موظف شد تا در نيمه  اول امسال فراخواني  براي جذب متقاضيان انجام دهد که البته الان در نيمه دوم سال هستيم و هنوز فراخواني ارائه نشده است.

نصب پنل هاي خانگي که بتواند 1 کيلو وات برق توليد کند تقريبا  يک سوم هزينه  برق مصرفي خانوار را در سال  پوشش مي دهد که براي توليدکنندگان برق اضافي، سودآوري نيز دارد چرا که  با نصب کنتورهاي دو طرفه، امکان فروش برق توليدي اضافي به دولت نيز ميسر مي شود. از سوي ديگر هر 1 کيلو وات انرژي توليدي برق مي تواند  از انتشار 8/1 تن  دي اکسيد کربن ناشي از سوخت هاي فسيلي جلوگيري کند. اين مقدار از اين جهت حائز اهميت است که مي دانيم ساليانه مقدار بسيار زيادي دي اکسيد کربن توسط بخاري و آبگرمکن هاي خانگي توليد و نيز مبالغ بسيار زيادي به خاطر آلودگي هوا هزينه مي شود. نکته ديگر اين که توليد هر مگاوات برق مي تواند 15 هزار شغل ايجاد کند.

اما اجراي اين طرح زيرساخت هاي مقتضي  خود را نيز مي طلبد. به عنوان مثال حتي اگر دولت به  وعده خود عمل نموده و نيمي از هزينه نصب را (که طبق برآورد دولتمردان حدود 9 ميليون  تومان براي مشترکين خانگي است) تقبل کند تضميني براي استقبال شهروندان از اين طرح وجود ندارد؛ چرا که مبلغ 5/4 ميليون تومان در سبد درآمدي خانوار هاي  کشورمان مبلغ اندکي نيست تا به راحتي قابل پرداخت باشد. از سوي ديگر، طبق نظر سنجي که توسط روزنامه همشهري در  خرداد سال جاري انجام  شد تنها 55 درصد مردم تهران از وجود انرژي هاي پاک باخبرند و 96 درصد آنان تا به حال از آن استفاده  نکردند. اين يعني نزديک به  نيمي از مردم پايتخت حتي اطلاعي از انرژي هاي پاک از جمله انرژي خورشيدي ندارند! اين موضوع از اين جهت جاي تامل است که اولين حلقه در جهت تقاضاي يک محصول و خريد آن، ايجاد حس نياز در مشتري است و در صورتي که  اولين  مرحله به درستي انجام گيرد و مشتري احساس نياز کند اين نياز تبديل به تقاضا خواهد شد. در چنين شرايطي، شاهديم که در رسانه ها به ويژه رسانه ملي، تبليغات زيادي براي خريد وسائل زندگي صورت مي گيرد ولي جاي توليد و پخش برنامه هايي براي ايجاد تحول و پيشرفت در زمينه انرژي خورشيديخالي است. البته در اين مقال کاري به نوع  تبليغات موجود نداريم و مساله ما عدم توجه به تبليغات براي جا انداختن نياز مردم به تاسيس و استفاده از پنل هاي خورشيدي براي کمک به خودمان، دولتمان و کشورمان است. از اين منظر، واقعيات موجود مي گويند که ما حتي  در  نکات  کوچک بازاريابي  هم کار نکرده ا يم و شهروندان ما براي خريد و نصب اين پنل ها احساس نياز نمي کنند.

به نظر مي رسد بايد نگاه ها را به سمت  ديگري برد و بعد انتظار داشت که  طرح هاي تحولي دولت بتواند  جاي خود را باز کند؛ چرا که در صورت توجه نکردن به اين نکات به ظاهر کم اهميت، نمي توان به نتايج چشم گيري دست يافت. شايد به همين علت است که مسير اجراي اين طرح تا به حال به کندي طي شده است.

براي رسيدن به اهداف مدنظر در آنجايي که نقش مردم و مشارکت آنان  پر رنگ است؛ پرداختن به بحث فرهنگ ضروري است. در خصوص استفاده از پنل هاي خورشيدي هم حتي اگر دولت  هزينه نصب اين پنل را به سطح قدرت خريد و توانايي مالي مردم برساند، موفقيت را نمي توان تضمين نمود. البته فرهنگ سازي فقط بر دوش دولت نيست و مجريان اين کار رسانه ها هستند و همکاران ما  در  اين اطلاع رساني و آگاهي مردم، نبايد کوتاهي کنند.