نشریه شماره   195   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

کسی خریدار ایمنی کارگر نیست

گروه ساختوساز: هرچند ساختوساز رونق چنداني ندارد اما بااينوجود بازهم سازندگاني که تمکن مالي خوبي دارند و نگران رکود خريدوفروش نيستند، فعاليتشان را ادامه ميدهند. کافي است کمي سرتان را بالا بگيريد تا چشمتان به جمال تاورکرين هايي که مصالح ساختماني را در آسمان و بالاي سر رهگذران نگهداشتهاند، بيفتد. در اين ميان سهم همسايگان از ساختوساز گردوغبار شده و سهم کارگران انواع و اقسام حوادث ساختماني. مهندسان هم که همواره شاکياند و عنوان ميکنند که سهم خدمات مهندسي بيش از اينهاست. اين وسط تنها سرمايهداران و مالکان فرصتطلبي که بدون رعايت کيفيت و ايمني ساختمان با هدف کسب سود فعاليت ميکنند ، از اين کار سود ميبرند. در ادامه سلسله گزارشهاي پيام ساختمان از پروژههاي ساختماني سطح شهر به سراغ ساختمان نيمهکارهاي رفتهايم که کارگران قرباني سودجويي مالکان شدهاند:

فرغون بهجاي مخزن

بالابر در طبقه سوم روشن بود و کار ميکرد اما بهجاي مخزن، از فرغون براي حمل مصالح به طبقات بالاتر استفاده ميشد. بلوکهاي سيماني در فرغون قرار ميگرفت  و با يک طناب نازک کارگري که مسئول بالابر بود،با روشن نمودن بالابر آن را به بالا ميکشيد. به دليل اينکه فرغون استفاده ديگري دارد و در اين وضعيت تغيير کاربري داده بود، مدام احتمال ريزش مصالح وجود داشت. دسته فرغون پنج، شش بار به ديوار طبقات برخورد ميکرد و هر بار تکهاي از مصالح فرو ميريخت و جالب اينکه مردم هم از داخل کوچه در حال عبور بودند.

پرت ملات

کمي آنطرفتر يکي از کارگران آب خورهاي براي تهيه ملات ماسه سيمان درست کرده بود که بازشده و حسابي کوچه را مزين کرده بود، اما انگار که اتفاقي نيفتاده بود. کـارگر همان ملات را با بيـل به هم زد و براي اوســـتا برد؛ ملاتي که خالي از سيمان بود. اوستا هم هر بار که مـلات را به ديوار ميزد، نصف آن پايين ميريخت و هدر ميرفت. وقتي داخل ساختمان شدم و دليل استفاده از فرغون بهجاي مخزن را از کارگران پرسيدم  عنوان کردند ؛فرغون ظرفيت بيشتري دارد و راحتتر تخليه ميشود.

کارگران آينده ندارند

اولين چيزي که توجهم را جلب کرد، سيمانهايي بود که براثر نم کشيدن مثل سنگ شده بودند. به نظر ميرسيد در اثر بتنريزي سقف آب روي آن چکه کرده بود. با خودم گفتم خدا رحم کند با اين کارگران و اين سيمان. دنبال صاحبکار را گرفتم اما ظاهراً در پروژه ديگري حضور داشتند. يکي از کارگران گفت: کل اين محله مال مهندس است. هر که ميخواهد خانهاش را بفروشد يکراست ميرود سراغ او. چراکه با بالاترين قيمت آن را خريداري ميکند چون وضع مالياش خيلي خوب است. معمولاً چون ساختمانها در اين محله عمر زيادي دارند،مهندس آنها را تخريب ميکند و چند برابر خريد ميفروشد. ولي خدا ميداند که ما اينجا فقط کارگر هستيم و حاضر نيست يک ريال بيشتر به ما بدهد.

چرا افغانيها بهتر کار ميکنند؟

اين کارگر زحمتکش ادامه داد:ما کارگران هيچ آيندهاي نداريم و همين موضوع باعث شده تا آرام آرم دلمان مانند همين بتن سفتوسخت شود. براي همين فقط ميخواهيم روز را به شب برسانيم. هيچ فردايي نداريم چراکه فردايمان در بهترين حالت مانند امروز است. اگر کارگران افغاني بهتر از ما کار ميکنند به اين دليل است که آنها در شرايط بد اقتصادي بودهاند و اين پولها در کشوري مانند افغانستان که ناامني باعث نبودن کسبوکار شده است ميتواند کارساز باشد به همين خاطر آنها براي کار کردن انگيزه دارند. بنابراين چون کارگر افغاني از کارگر ايراني اميدوارتر است بيشتر دل به کار ميدهد.

نميتوانيم حقمان را بگيريم

وي که دل پري داشت ادامه داد: حقوق روزانه ما حدود 35 هزار تومان است اما بسياري از کارفرماها پس از اتمام ساعت کار براي کارگران شرط تعيين ميکنند که چنانچه يک ساعت ديگر هم کار نکنيد مبلغ 5 هزار تومان از حقوقتان کم ميشود. در اين وضعيت دو راه پيش روي ما قرار ميگيرد؛يا بايد کار نکنيم و يک دعواي اساسي داشته باشيم يا بايد نيم ساعت ديگر کار کنيم. کارگري که محتاج نان شب است، چه ابزاري براي گرفتن حقش دارد. الآن چندين سال است که قانون را زير پا ميگذارند و کارگران را بيمه نميکنند، چه اتفاقي افتاده؟ ما هم اگر چند روز در دادگاهها دنبال حقمان برويم بچهمان بايد بدون پول توجيبي به مدرسه برود.

کارگر و کارفرما يکي هستند

سلمان يکي ديگر از کارگراني بود که نسبت به دستمزد کارگران معترض بود: «من در کشورهاي حوزه خليجفارس هم کارگري کردهام. به خدا آنجا کارگر و کارفرما مانند دوست هستند و خودشان  را از هم جدا نميدانند. آنقدر براي کارگران احترام قائلاند که حدوحصر ندارد. مانند ايران نيست که تا يک کارفرما دور ميادين شهر ميآيد، 100 کارگر دورش جمع شوند و التماسش کنند. دستمزدها  و خدماتي که به کارگران ساختماني ارائه ميشود، خيلي پايين است و همين موضوع باعث ايجاد شکاف بين کارگر و کارفرما شده است.

زيرآب کارفرما را زدند

در همين حين که با کارگران مشغول صحبت بوديم، مهندس ناظر ساختمان آمد. يکي از کارگران او را ميشناخت و ما را به هم معرفي کرد. بهمحض اينکه مهندس شروع به بررسي ساختمان کرد، کارگران زيرآب کارفرما را زدند تا ثابت کنند که کارگران ساختماني احساس ميکنند مورد ظلم قرارگرفتهاند. پشت سر هم ميگفتند از ما نشنيده بگير ولي ... است.

کسي خريدار ايمني کارگران نيست

مهندس ناظر ضمن اينکه همهچيز را يادداشت کرد. خطاب به من گفت: اين پروژه حدود دو سال است که به اتمام نرسيده چون همزمان مالک آن چندين پروژه ديگر را پيش ميبرد. در طول اين مدت يکبار دست يکي از کارگراني که برايش کار ميکردند. قطع شد و يکبار لگن يکي با پايين افتادن از بالاي ساختمان شکست. اصلاً نکات ايمني را رعايت نميکند. خود من چندين بار به او پيشنهاد دادهام که براي کارگران کلاه بگيرد، اما باوجود ثروت هنگفتش اصلاً گوش نميدهد.  هيچکس خريدار ايمني کارگران نيست و ابداً کارفرما به خاطر عدم رعايت ايمني کارگران مواخذه نميشود. از طرف ديگر اين کارفرما همهجا آشناست و اگر من همين حالا به شهرداري منطقه هم گزارش کنم، هيچ اتفاقي برايش نميافتد.