هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   194   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

خصوصیات معماری آرامش بخش

سعيد فلاح فر *

ساختمانسازي و طليعه معماري لازمه يکجانشيني جامعه انساني بود و از ابتدا با واژههايي مثل اسكان، سكونت، مسكن و درنتيجه سكينه آدمي پيوند داشت. بشر تلاش ميکرد تا در پناه دستساختههاي خود، با احساس قدرت، خطرات طبيعي و اقليمي را مهار كند و از اين طريق به شرايط زندگي مناسبتر و آرامتري برسد. باد و توفان، باران و آفتاب و حمله وحوش مهمترين تهديدهاي او بودند.

"امنيت" اولين دستاورد سازههاي ساختماني بود كه فرصتي مهيا كرد تا بشر با فراغت كافي به خواستههاي انسانيتر و عميقتري از معناي زندگي بپردازد. امنيت شامل دامنه وسيعي از ضمانت سلامت در مقابل بلاياي طبيعي، زلزله، سختي آبوهوا، حمله حيوانات وحشي، غارت و هجوم دشمنان (كه متعاقب اسكان و اندوختههاي غذايي و ثروت، پيش آمده بود) و... ميشد. سازوکار تدافعي غيرعامل و منعطفتر از آنچه پيشتر در طبيعت جستجو ميشد، براي غلبه بر ترس و وحشت و نگراني.

 اين مرحله حياتي از ساخت حصار و سقف شروع ميشد و به در و پنجره، اختلاف ارتفاع، مکانيابي و... و حتي عناصر بازدارنده شهري مثل برج و بارو، خندق و دروازه، ساباط، پيچيدگي کوچهها و گذرها، آبانبار، انبار آذوقه و... ميرسيد. آرامش براي زندگي اوليه برابر بود با امنيت جاني كه تركيبي بود از امنيت آب و غذايي، سرپناه و توان مقابله با دشمن. ساباط ها حمله مهاجمان سواره را دشوار ميکردند و کوچههاي پيچدرپيچ بافتهاي فشرده، در تعقيب و گريزها هميشه به نفع اهالي محلي و آشنا بودند.

كمي فراغت كافي بود كه آدمي بهجاي دلهره، دلمشغول تنآسايي شود. در اين دوره ساختمانهاي پيشرفتهتر با اتكا به عناصري مثل بادگير، پنام، نورگير، سايه بان و... و تنوع کاربريها، شرايط فيزيكي آرامتر و مطلوبتري فراهم ميکردند. اما اين براي طبع کمالجو نميتوانست كافي باشد. روزبهروز "آرامش" معناي تازه و پيچيدهتري پيدا ميکرد. دوران تسلط مطلق كميات ساختمانسازي به پايان رسيده بود و کمکم جا براي كيفيات معماري و آرزوهاي بزرگتر باز ميشد. معماري بايد اميال و نيازهاي تازه را برآورده ميکرد تا تابوتب خواستههاي آدمي فروكش كند. معماري بايد هر چه بيشتر با سبك تازه زندگي منطبق ميشد. براي آرامش راهي جز اين وجود نداشت. اين نيازها از طرفي نيازهاي دروني بود و از طرفي نيازهاي اجتماعي و بيروني. معماري علاوه بر آميختگي با جان و روان فردي، نوعي وجاهت و حتي مشروعيت اجتماعي به صاحب و يا سازندهاش ميداد. اولين قدم تناسب ابعاد ساختماني بود با ابعاد انساني و کاربريهايي كه از بنا انتظار ميرفت. ابعادي كه گاهي با غلبه بر اين رويكرد طبيعي و قديمي، به جاهطلبي و شكوهمندي منتهي ميشد. بيگمان اين انتخاب براي سازندهاش نوعي نياز بود و رسيدن به آن آرامشبخش. مردمي كه اين قوت و توان را نداشتند يا كمتر داشتند، بخشي از آرزوهاي خود را در بناهاي عمومي جستجو ميکردند. اگرچه ساختمانهايي مثل كليساها و مساجد و... براي تأمين نيازهاي مذهبي و معنوي بنا ميشدند، اما نبايد فراموش كرد كه شكوه و آرايههاي پركار و پرهزينه آنها قسمتي از نداشته هاي مردم عادي و کممايه را جبران و گونهاي رضايت آرامبخش عمومي فراهم ميکرد.

هر چه انسان در دستيابي به خواستههاي اوليه زندگي فردي و اجتماعي موفقتر ميشد، احساس تشخص، جاودانگي و زيبايي طلبي، فرصت حضور بيشتري در معماري پيدا ميکرد. كيفيات معماري لحظهبهلحظه مهمتر ميشد. جزئيات نور، رنگ، تهويه، ارتباطات حجمي، دسترسيها، اشرافها، تنوع فضايي، نما، موقعيت، همجواري ها، منظر و... بايد بهدقت انتخاب ميشد تا كاربران بنا بيشتر احساس آرامش داشته باشند. معماري بايد تا سر حد امكان در خدمت خواستههاي تن و فكر و روان در ميآمد. کوچکترين انحرافي، آزردگي در پي داشت.

بهاينترتيب معماري براي ايجاد احساس رضايت و آرامش كامل انسان، بايد نيازهاي اوليه تن و بدن را در سادهترين شكل ممكن فراهم كند، براي او امنيت جاني كامل داشته باشد، متناسب با كاربري و شيوه زندگي روز باشد، اميال آدمي (اعم از نياز به موقعيت اجتماعي، تشخص فردي، ماندگاري و...) را برآورده نمايد و به احساسات دروني شامل زيبايي جويي، آسايش و فراغ رواني، حرايم شخصي و خانوادگي و... با احترام كامل توجه كند. معماري بايد همسو با باورهاي فرهنگي، مذهبي، فكري، اقتصادي و همه معيارها و هنجارهاي رفتاري كاربران باشد.

*معمار و پژوهشگر