هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   194   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

اگر شهردار بودم ...

پرويز طلايي*

 اگر شهردار بودم ميگذاشتم مردم ساکن شهر فکر کنند و راهحل ارائه دهند و براي فکرشان ارزش قائل ميشدم .

کاري که مسئولين و متخصصين و برنامه ريزان ميگويند ولي عمل نميشود . معمولاً مردم را براي حمايت و مشارکت در اجراي نقشهها و اهداف خود فراميخوانند بدون همراهي و همدردي. وصله بيفرهنگي و ... به مردم را کنار ميگذاشتم . رسيدن به هدفهاي اساسي و ساماندهي شده را از پايه و نياز مردم جستجو کرده، دنبال راهحلي سهل و يکشبه نميگشتم و مثل آدمهاي مستأصلي که چاره را در ظهور روشي زورگويانه ميدانند ( که همه را به اطاعت وا دارد)، عمل نميکردم ، آيا شهري با 15 ميليون نفر جمعيت حاضر، سرمايه کمي است و نميتوان بهطور همسو مشکلات را مديريت و رفع کرد ؟ ابتکارهاي ارزشمند کجاست؟ باسابقه هزاران سال شهرنشيني : « شهر سوخته در 3000 سال پيش از ميلاد که علاوه بر پيدا شدن آثار پيشرفته از فن و دانش اثري از سلاح جنگي در لايههاي مداوم شهرنشيني کشف نشد».

من چون هر شهروندي که سالها به مسائل فرهنگي و اجتماعي انديشيده، اکنون خود را با سؤال هوشمندانه و دشوار"اگر شهردار بوديد"مواجه ميبينم ! من بنا را بر برنامهريزي بلندمدت براي شهري پايدار، متکي بر نيروهاي ميليونها شهروند ميگذاشتم، چراکه هدفي بالاتر از سلامت و خير آنها نميبينم. در شرايط کنوني که با کثرت بيکاري در مملکت و بينظمي در کار و حرفهها و نارضايتي کارگر و کارفرما ، مصرفکننده و توليدکننده روبه رو هستيم، شهرداري ميتواند و وظيفه دارد زمينه کار (يکي از مهمترين ارکان و نيازهاي شهروندان) را فراهم کند . براي همه ساکنان که توانايي دارند ، کار ايجاد کند و موسسههاي کوچک را تحت حمايت آموزشي و پوشش انواع بيمه بيکاري و زيانهاي ناشي از نوسانات اقتصادي قرار دهد و بهجاي معامله با مؤسسات دولتي مدافع شهروند باشد و فضاهاي سبز و منظرهاي طبيعي و آثار تاريخي و فرهنگي را از تهاجم ساختوسازهاي غير پايدار که شهر را ناسالم ميکند، حفظ ميکردم؛ و پروانه تخريب و نوسازي براي بنايي که عمر مفيد خود را به سر نبرده صادر نميکردم. تعداد کارهايي که شهرداري نبايد انجام دهد و يا مانع شود بسيار است. من بهدوراز سياست مانع از دست رفتن مناظر، مواهب و ارزشهاي پايدار طبيعي شهر چون رود درههاي دامنههاي البرز و طبيعت خاص مناطق جنوبي شرقي و غربي شهر ميشدم و الگوي شهر را براي منظرهايي چون پارک و فضاي باز و سبزه و درخت به سمت بومي بودن و رعايت هويت و ماهيت آب و هوايي منطقه را نه به تقليد از کشورهاي اروپايي که آب و هوايي مرطوب و متفاوت دارند ، گرايش ميدادم .

من از پيشنهادات و طرح هاي جديد و مبتکرانه استقبال ميکردم، اطلاعرساني و بيان مشکلات از محلهها را بسيار جدي و اساسي تلقي و پيگيري ميکردم. مسائل و مشکلات را بهدرستي با مردم و مسئولين در ميان ميگذاشتم با قبول کار به اين مهم، از تمام نيروهاي متخصص بهدوراز سياست ورزي استفاده ميکردم.

خودم از سياست دوري جسته، ادامه و تمديد دوره شهردار بودنم را به خواست و نظر شهروندان واگذار ميکردم و عرصه شهر را هم به مردم واگذار ميکردم ، نه به پيمانکاران ويژه.

 

*معمار وعضو انجمن مفاخر معماري ايران