نشریه شماره   194   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

یادگار معماری درخشان ایرانـی

گروه معماري و دکوراسيون: آرامگاه حافظ در باغ مصلاي شيراز، هرساله در روز 20 مهر و همزمان با بزرگداشت حافظ، ميزبان دوستداران فرهنگ، هنر و شعر ايراني است. بنايي که با معماري خاص و زيباي خود، يادگار معماري درخشان ايراني در دوره زنديه و تلفيقي از هنرهاي بينظير تجسمي است.

در سال 1314 خورشيدي به کوشش مرحوم علياصغر حکمت شيرازي (وزير فرهنگ وقت) و علي رياضي (رئيس فرهنگ وقت) طرح نقشه آرامگاه حافظ، به شکل کنوني آن با طراحي و نظارت مهندس « آندره گدار» شرقشناس و ايرانشناس بزرگ فرانسوي تهيه شد و به مرحله اجرا درآمد و در سال 1316 به اتمام رسيد.طبق اين نقشه در تالار ، چهارستون وسط که در زمان زنديه احداثشده بود ، از دو طرف امتداد يافت و حافظيه به دو محوطه ،شامل باغ در جنوب، تالار و آرامگاه در شمال آن تبديل شد.

در اين ساختمان عمارت قديمي کريمخان زند بهصورت تالاري درآمد که 56 متر طول دارد و بهوسيله 20 ستون سنگي بلند نگه داشته ميشود که چهارستون يک پارچه کريمخاني در ميان اين ستونها قرار دارد و 16 ستون ديگر دوتکه است که در سال 1315 شمسي ساخته و نصب گرديده است.ساخت و تکميل بناي حافظيه به شکل امروزي يکي از کارهاي بسيار زيبا و ماندگار آندره گدار است که با الهام از معماري اصيل ايراني و با تکيه بر ذوق و هنر استادکاران هنرمند با نظارت وي به اتمام رسيد.

نمادشناسي بنا

بناي آرامگاه حافظ را علاوه بر سبک و سياق ظاهري معمارياش ، ميتوان از منظري عرفاني و معنوي نيز کاويد که از نظر نمادشناسي قابلتأمل است . بناي آرامگاه در مقابل خياباني قرارگرفته است. خيابان ميتواند نمايي از اسارت در جهاني صنعتي باشد که تا زماني که در آن زنداني هستيم نميتوانيم به تفکرات حافظ پي ببريم ، هم چنانکه وقتي در خيابان ايستادهايم ، آرامگاه را نميتوانيم ببينيم. صحن جنوبي آرامگاه جلوهاي از عالم ملک و اسارت در هواهاي نفساني است . هرقدر که از در ورودي دورتر و به پلههاي ايوان نزديکتر ميشويم ، از قيد تعلقات دنياي مادي هم رهاتر ميشويم . از صحن جنوبي با گذر از دو رديف پلکان سنگي به ايوان ميرسيم که هر رديف آن از 9 پله تشکيلشده است . 9 عدد افلاک است و در ادبيات و عرفان ايراني بسيار مقدس.از پلهها که بالا ميرويم، خود ميتواند بيانگر نوعي معراج و کنده شدن از عالم ملک بهقصد سير در عالم ملکوت باشد . در اين سير ، کمکم بناي مقبره مانند خورشيد درخشاني که طلوع ميکند، نمايان ميشود .ايوان بيانگر عالم ملکوت است . اينجاست که حجابها به کنار ميروند و حقيقت (مقبره ) آشکار ميشود . پس از آشکاري حقيقت ، فرود از پلهها نمايانگر تعظيم در برابر اين آفتاب خوبان است. صحن شمالي، عالم ملکوت را تداعي ميکند که در آن سرانجام به ساحت حقيقت دست مييابيم، جايي که هشت در ورود و خروج دارد و هرکسي از ظن خود يار آن ميشود . هشت ستون مقبره ،هم ميتواند نشاني از هشت در بهشت باشد و هم يادآور قرن هشتم هجري که حافظ در آن ميزيسته است .

نماي دروني سقف بارنگهايي تزئين شده که ميتواند نمودهاي عرفاني داشته باشد:

آبي فيروزهاي نماد بهشت ، قرمز ارغواني نشان شراب ازلي ، سفيد و سياه نماد شب و روز و گذر زمان و قهوهاي سوخته نماد خاک است.نماي بيروني گنبد ، هم نمودي از آسمان است و هم به شکل کلاه قلندران و تاج درويشان .

وقتي اينهمه مفاهيم بلندپايه در فرهنگ و عرفان ايراني اسلامي، درهمآميخته ميشود ، آرامگاه شخصيتي را ميسازد که خود نيز نمونه کامل يک رند عارف حقيقتجوي ايراني است ، بهيقين اين مکان مقدس آرامگاه دلها و زيارتگاه رندان جهان هست و خواهد بود.