نشریه شماره   194   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

درد ما عمل نکردن به دانسته‌هاست

*سيد سجاد موسوي

 انسان با طبيعت بده بستان دارد و هر دو بر يکديگر تأثير ميگذارند. البته برخلاف طبيعت که به انسان حيات ميبخشد، انسان حيات را از طبيعت ميگيرد. بنابراين طبيعت در برابر انسان نيست بلکه زندگي انسان در گرو طبيعت است. نه خشمي در کار است و نه ستيزي و نه لازم است با طبيعت مقابله کنيم. تنها لازم است با طبيعت هماهنگ و همسو باشيم. برعکس تصوري که در نزد عامه مردم وجود دارد زلزلهها در طول حيات بشر موجب تحولات مثبت زيادي ازجمله آمدن آبهاي زيرزميني به سطح زمين و شکلگيري تمدنها بوده است.

سر ستيز نداريم

اينها را گفتيم تا از همان ابتدا مشخص کنيم که ستيز و مقابله با طبيعت تصوري غلط است و تنها عاملي که بايد با آن مقابله کنيم، عملکرد نسنجيده خودمان خواهد بود. گفتن اينکه بخش عظيمي از کشور ما روي گسل قرار دارد حرفي تکراري است و تقريباً همه آن را ميدانيم. درد ما عمل نکردن به دانستههاست و عملکرد غيراصولي ما باعث بروز حوادث زيادي در زلزلهها شده است. با نگاهي اجمالي درمييابيم که حتي زلزلههاي نهچندان بزرگ باعث مرگ هزاران نفر از هموطنان ما شده است. اهميت اين موضوع تا بدان جاست که روز 20 مهرماه بهعنوان «روز ايمني در برابر  زلزله و حوادث طبيعي» نامگذاري شده است. به همين مناسبت در ذيل به برخي از مهمترين عواملي که باعث فاجعههاي بزرگشده اشاره ميکنيم و اميدواريم موردتوجه مسئولان قرار بگيرد.

نبود نظارت بر مصالح

1- صنعت ساختمان ما بهعنوان يکي از صنايع مادر تا دلتان بخواهد توليدکننده را در خودش جا داده است. توليدکنندگاني که قرار است مصالح ساختماني استاندارد توليد کنند تا ساختمان باکيفيت ساخته شود. عليرغم اينکه بسياري از مصالح توليدي داراي نشان استاندارد هستند اما پس از گرفتن اين نشان، کيفيتها تنزل پيدا ميکند چون هيچ نظارتي بر توليدات اين واحدها وجود ندارد و تازه تبديل به بهانهاي براي گرانتر فروختن شده است. البته شايد با اندکي اغماض بتوان گفت توليدکننده تقصير چنداني ندارد چراکه شاهد دادوستد توليدکنندگاني است که فارغ از هرگونه شرايطي ،کارشان را با قدرت پيش ميبرند و هيچکس نيست بگويد توليد بيکيفيت غيرقانوني است. بنابراين عليرغم وجود توليدکنندگان زياد، استاندارد واقعي را سخت  ميتوان پيدا کرد.

مردم زير آوار بي خردي

2- فرهنگ ساختمانسازي در کشور ما نسبت به گذشته پيشرفت چنداني نکرده است. هنوز مردم طالب آجر سنتي هستند و ترجيح ميدهند تا ميتوانند خانهها را سنگين بسازند تا مقاومتر باشد. متأسفانه مسئولان ما از مردم هم عقبتر هستند و هيچ زماني فرهنگساز نبودهاند. درحاليکه دنيا به سمت صنعتيسازي و استفاده از مصالح مدرن حرکت ميکند، ما اين اصل انکارناپذير را ناديده گرفته و پس ميزنيم. به سختي يادمان ميآيد مسئولان وزارت راه و شهرسازي در تلويزيون ملي صحبت از سبکسازي و صنعتي سازي کرده باشند و هيچ حمايتي از صنعتيسازان صورت نميگيرد. نتيجه اين دو عامل سبب شده تا از طرفي درخواستي براي صنعتي سازي نباشد و از طرف ديگر توليدکننده دلگرم به کار نباشد. نهايتاً در زلزلههاي نهچندان بزرگ همان ساختمانهايي که ساختهايم روي سرمان ميريزد و زير آوارها مدفون ميشويم.

علاج واقعه بعد از وقوع

3- برخلاف کشورهاي توسعهيافته که کيفيت زندگي در روستاها تقريباً همتراز با شهرها در جريان است، در کشور ما ساکنان روستاها در وضعيت اسفباري روزگار ميگذرانند. اغلب ساختمانها خشتي و گلي است و با يک زلزله 5/5 ريشتري ساکنان در معرض خطر هستند. بسياري از اين روستائيان خواستار نوسازي خانههاي خود هستند اما شرايط تسهيلات و اعطاي وام بهگونهاي است که روستائيان تهيدست توانايي پرداخت اقساط سنگين و همچنين بهرهها را ندارند. ضمن اينکه پرداخت اين وامها بهطور منظم از طرف بانکها صورت نميگيرد. کافي است خداي ناکرده يک زلزله بيايد و روستاها با خاک يکسان شود. بلافاصله تيمهاي امداد و نجات و سازمان مديرت بحران دستبهکار ميشوند و ميلياردها تومان براي نجات مردم هزينه ميکنند. درصورتيکه اگر نصف اين سرمايهها به روستاها تزريق شود، روستاها در برابر زلزله متحمل خسارت نميشوند.

وزارت خانه و نظاممهندسي هم مقصرند

4- بسياري از ساختمانهايي که زير نظر مهندسان ناظر در شهرها ساخته ميشود، پس از وقوع زلزله تخريبشدهاند. رسالت اصلي نظاممهندسي ساختمان اين است که کيفيت ساختوساز و محيط زندگي ارتقاء يابد اما متأسفانه در بسياري از استانها نظاممهندسي تنها به فکر رفاه اعضاي خود بوده و از مشکلات چشمپوشي کرده است. از طرف ديگر درحاليکه وزارت راه و شهرسازي بر اساس قانون وظيفه نظارت عاليه را بر عهده دارد. در هيچ زلزلهاي، هيچ نهاد و ارگاني بازخواست نشد و اين يعني بيتفاوتي نسبت به حيات مردم.

بازسازي کند صورت ميگيرد

5- مسئولان و دستاندرکاران صنعت ساختمان و مديريت بحران ما نهتنها کاري براي جلوگيري از بحران انجام نميدهند، بلکه پس از بحران هم عملکرد قابل قبولي ندارند. نگاهي به زلزله ورزقان و خانههاي بازسازي نشده پس از گذشت دو سال از زلزله  نشان ميدهد که آمادگي براي مديرت بحران ما در حد صفر است و نهايت کمک نهادهاي مسئول به زلزلهزدگان پرداخت وام با بهره بوده است. حال تصور کنيد مردمي که در زلزله تمام داراييشان را از دست دادهاند بايد خانهسازي کنند و بهره بانکها را بپردازند.

فرافکني شهرداريها

6- اگر هزار بار ديگر هم شهردار تهران عنوان کند که شهرداريها مسئول کيفيت ساختمانسازي نيستند باز هم ميگوييم آقاي شهردار شما مسئول کيفيت ساخت هستيد. چون علاوه بر اينکه صدور پروانه و پايان کار ساختمان توسط شهرداري صورت ميگيرد، مهندس ناظر بايد گزارشها را به شما اعلام کند. بنابراين اگر خودتان را مسئول کيفيت نميدانيد، چرا از ناظر گزارش ساخت را طلب ميکنيد و چرا در صورت تخطي  از کيفيت از صدور پايان کار خودداري ميکنيد و در کميسيون ماده 100 از مالکان جريمه اخذ ميکنيد. بهجاي فرار از مسئوليت بياييد يکبار براي هميشه به مناقشات با نظاممهندسي پايان دهيد و قانون شناسنامه فني ساختمان و مجري ذيصلاح را جاري کنيد.

فردا دير است

روي سخنمان با مسئولاني است که با زلزله شوخي ميکنند و فقط ميخواهند دوره مديريتشان را بدون دغدغه سپري کنند. تابهحال تلفات زلزله مربوط به شهرهاي کمجمعيت بوده است و هنوز کلانشهرهاي ما زلزله بزرگ را تجربه نکردهاند. وقتي پس از دو سال از وقوع زلزله ورزقان هنوز نتوانستهايد خرابيها را جبران کنيد، چگونه  از عهده مديريت بحران کلانشهرها با جمعيت چندميليوني بر ميآييد؟  قطعاً مديريت بحران در شهري مانند تهران سخن گزافي است پس بياييد حداقل از همين امروز فکري به حال شريانهاي حياتي فرسوده و بافتهاي فرسودهاي کنيد که 15 درصد جمعيت تهران را در خودش جا داده است. باور کنيد با روند نوسازي حاضر، کاري از پيش نخواهيد برد، اميدواريم سند جامعي که براي نوسازي بافت فرسوده در نظر گرفتهشده ، با هماهنگي همه دستگاهها اجرايي شود چرا که فردا دير است.