نشریه شماره   194   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ما با توایم و با تو نه ایم، ای مهندسم!

قلم را برکاغذ مي گذارم و با دستي لرزان و قلبي گر گرفته، با خطوطي کج و معجوج، خطاب به شما مي نويسم: سلام! البته که خالي بستم! هيچ کدام از اين کارها را انجام نمي دهم چون من اصلا قلم را بر کاغذ نمي نهم، تايپ مي کنم! الان هم دارم خودم را جمع و جور مي کنم تا شروع کنم به نوشتن تا از اين طريق به شما روحيه بدهم، چرا که متاسفانه طي دو هفته گذشته در صنعت ساختمان اوضاع هيچ فرقي نکرده و به همتن اندازه قبل، همه چيز خوب و رو به راه است!

روز ملي ميلگرد!

حالا که ظاهرا مديران، فعالان و دست اندرکاران صنعت ساختمان کشور فکر نمي کنند که در تاسيس روز ملي فلان و   روز ملي بهمان، حلوا خيرات مي کنند و روز ملي به ثبت مي رسانند و برايش همايش و نمايش برگزار مي کنند، ما هم به نظرمان رسيد« روز ملي ميلگرد» را به ثبت برسانيم که جايش در اين صنعت به شدت خالي است. البته هنوز خودمان هم دقيق نمي دانيم قرار است روز ملي ميلگرد چه دردي را از صنعت ساختمان ما دوا بکند ولي اينها نيست بگذاريد فعلا سندش را به نام خودمان ثبت کنيم، بعدا که اسپانسر هاي همايش را جذب کرديم براي اين موضوعات بي اهميت هم فکري مي کنيم.

ايجاد علاقه کردن!

روباه گفت: سلام. شازده کوچولو مودبانه جواب داد. روباه گفت: هنوز مرا اهلي نکرده اند، لطفا مرا اهلي کن. شازده کوچولو گفت:اهلي کردن يعني چه؟ روباه گفت: اهلي کردن چيز بسيار فراموش شده اي است، يعني ايجاد علاقه کردن . تو اگر مرا اهلي کني هر دو به هم نيازمند خواهيم شد، تو براي من در عالم همتا نخواهي داشت و من براي تو در دنيا يگانه خواهم بود، اگر مرا اهلي کني انگار که زندگي ام را چراغان کرده باشي. شازده کوچولو گفت: کم کم دارم مي فهمم، چيزي در دنيا هست که گمان مي کنم مرا اهلي کرده است روباه گفت: لابد آن چيز گلي است که تو در سياره ات داري؟ شازده کوچولو گفت نه يک مجتمع باغ ويلا است که دارم در شمال مي سازم. البته اسمش را گذاشته ام «مجتمع گل ها»! آن مجتمع زندگي ام را چراغان کرده است. وقتي  تمام شود وبفروشمش با پولش هر کسي را مي توانم اهلي کنم. روباه پرسيد: متراژش چه قديه؟ پيش فروش هم مي کنين؟ شازده کوچولو مي خواست چيزي بگويد که از خواب پريد!

مردم بي جناه، سازندگان جناه کار!

در هفته گذشته يک دختر نوجوان، ناخواسته عده اي از سازندگان مسکن مهر را به کام مرگ کشاند. به گزارش خبرگزاري زردک نا، دفتر مذکور در اقدامي خير خواهانه، در پيچ سازندگان مسکن مهر يکي از شهرهاي جديد به اين شکل کامنت گذاشت: « چلا اين ملدوم بي جناه لو ازيت مي تونين؟ تندي مسجن مهلوشون لو تمو تونين!گلونش نتونين ! جناه دالن آخه تفلتيا! افلين پسلاي خوجل موجل!». گفته مي شود يک از سازندگان مسکن مهر پس از خواندن اين کامنت با سه ضربه کلنگ خودکشي کرده است، ديگري آن قدر خودش را با دسته بيل کتک زده تا مرده، يکي ديگربا پيچيدن خاموت به دور گردن خود، اقدام به خود خفته سازي کرده و تعدادي ديگر از آنان نيز با شيرجه در بونکر سيمان و دستگاه بتن ساز اقدام به امحاي خود کرده اند. بنا به گزارش مذکور چند تن از سازندگان مسکن مهر نيز بر اثر فشار احساس جناه،  در لابلاي تونل هاي قالبي کز کرده اند و با هر تماس دست و يا برخورد نور، جيغ مي کشند!

حلقه بازان چنين مستحق هجرانند!

در صنعت ساختمان کشور ما گروهي (و به تعبير درست تر حلقه اي) وجود دارند که قبلا احساس مي کرده اند خيلي به آنها ظلم شده است، چرا که گويا برخي از فعالان و دست اندرکاران صنعت  ساختمان  کشور، حلقه مزبور را نه در حد حلقه، که واشر هم محسوب نمي کردند! به خاطر همين، رئيس آن حلقه، ماهي يک بار مصاحبه مي کرد و از حق خوري و حق کشي در بين حلقه هاي مجزا و مختلف اين صنعت (که با هم زنجيره ساخت و ساز را تشکيل مي دهند )گلايه مي کرد. در يک سال اخير رئيس مذبور، به نشانه اعتراض به ساير حلقه ها، روزه سکوت گرفته و هيچ حرفي نمي زند، فقط هفته اي دوبار مصاحبه  مي کند تا دلايل سکوتش را توضيح بدهد! آخرين  اخبار واصله هم حاکي است وي از ساير حلقه هاي  زنجيره ساخت و ساز نا اميد شده و الان بيشتر به دنبال اين است تا مشکلاتش را از طريق ارباب  حلقه هاي حل کند! وي در آخرين سروده اش خطاب به  ارباب حلقه ها گفته: « ما با توايم و با تو نه ايم اي مهندسم، در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم!»