مسئولیت اجتماعی و بنگاه تولیدی

شمار نشریه : 193

حسين رسولي

مسئوليت اجتمـاعي گستـرش اجتماعي و انسـاني کارآفريـني است . گسترش در سـطح باورهاي فرهنـگي (کيفي) و گسترش براي تعداد بيشتري از افراد (کمّي) .  تمام مزاياي کارآفريني که در درون واحدهاي توليدي اتفاق ميافتد با مسئوليت اجتماعي آغاز شده و جامعه را متأثر ميسازد . کارخانهداري با تحقق مسئوليت اجتماعي بالاترين و پيشرفتهترين شکل کسبوکار ميباشد که آثاري بسيار بيشتر از دادوستد اقتصادي دارد زيرا سود حاصل از کسبوکار تنها به سرمايهدار و پرسنل زيرمجموعهاش تعلق نگرفته بلکه اين جامعه است که بيشترين سود را از محل اين فعاليت حاصل  مينمايد .

مسئوليت اجتماعي کارفرما

 مسئوليت اجتماعي گامي فراتر و پيشرفتهتر از تحقق مسئوليتهاي کارآفريني و وظايف قانوني کارخانهداري است . مسئوليت اجتماعي حتي از تکامليافتهترين تئوريهاي علمي مديريت نيز فراتر است چراکه لازم است پس از همه آنها اتفاق افتد . در واقع تمام تئوريهاي علمي و وظايف قانوني شروط لازم براي تحقق مسئوليت اجتماعي هستند . کارفرما بايد حقوق پرسنل را برابر مقررات قانوني و اخلاقي رعايت نموده، شرايط کار ايمن را براي کارگر فراهم کند ، اقساط تسهيلات خود را بهموقع پرداخت کرده و استانداردهاي کيفيت و محيطزيست را رعايت نمايد و پيوسته در آموزش پرسنل و پيادهسازي اصول مديريت جديد کوشا باشد و سپس به ايفاي مسئوليت اجتماعي بپردازد . مسئوليت اجتماعي فقط توجه به محيطزيست يا حقوق کارگر نيست ، اين دو جزو وظايف قانوني کارآفرين است و اگر رعايت نشود بايد تاوان سنگيني پرداخت شود . بنابراين مسئوليت اجتماعي زماني مطرح ميشود که زيربناهاي قانوني و علمي و عقلاني کارخانه مستحکم شده باشد . کارخانهاي که امکان يا تمايلي به پرداخت ديون خود ندارد ، حقوق قانوني و انساني کارگران را ناديده ميگيرد ، فاقد هر نوع اعتبار تجاري است و مشتريانش ناراضي هستند و اساساً نميتواند و نبايد وارد بحث مسئوليت اجتماعي شود . با اين اوصاف آشکار است که برخي مانورهاي تبليغاتي به نام مسئوليت اجتماعي از سوي واحدهايي که اقساط معوق بانکي يا حقوق عقبافتاده پرسنلي دارند يا محيطزيست را تخريب ميکنند يا کالاي بيکيفيت توليد ميکنند اساساً ربطي به مسئوليت اجتماعي ندارند. همانطور که برخي سعي ميکنند با مانورهاي تبليغاتي خود را خيّر و مسئوليتپذير نشان دهند برخي نيز ممکن است با طرح مشکلات کارخانه بخواهند براي هميشه مسئوليت اجتماعي را فراموش کنند اما مسئوليت اجتماعي يک اصل است و تعطيلبردار نيست هرچند درصورتيکه برنامههاي کاري با برنامه مربوط به مسئوليت اجتماعي تضاد داشته باشد، اين برنامه کاري است که بايد اولويت داشته باشد.  بايد کارخانه و توليد و درآمد وجود داشته باشد تا امکان پرداختن به مسئوليت اجتماعي نيز ممکن باشد . حفظ توليد ، بهرهوري ، سوددهي و استانداردهاي انجام عمليات تقدّم بر مسئوليت اجتماعي دارند . بسياري از بنگاههاي بزرگ ايران حتّي بنگاههاي تراز اول توليدي و خدماتي از حيث سودآوري که لايه اول ايفاي مسئوليت اجتماعي که همان مسئوليت اقتصادي است دچار مشکل هستند و در صورت وجود سودآوري ، آن نيز عمدتاً در سايه فقدان رقابت با همتايان خارجي ، رانت جويي و برخورداري از حمايتهاي دولتي و در شرايط ايجاد انحصار حاصل ميشود . اين بنگاهها بعضاً در برابر پيامدها و عوارض ناشي از کيفيت کالاهاي توليدي خود پاسخگو نيستند چه برسد به آنکه از آنان ايفاي مسئوليتهاي حقوقي ، اخلاقي و انساندوستي را انتظار داشته باشيم .

نتيجه

بنابراين عمل به مسئوليت اجتماعي بايد از درون بنگاهها و بهعنوان ضرورتي اجتنابناپذير در راستاي معرفي شدن بهعنوان شهروند حقوقي مسئوليتپذير و براي رقابتي ماندن در بازار با برنامهريزي مدون شکل بگيرد . بنگاهها بايد بر اساس توانمنديها و شرايط ويژه خود اقدام  به برنامهريزي در زمينه ايفاي مسئوليت اجتماعي کنند که گام اوليه آن ايجاد يک تصوير روشن و شفاف از مفهوم مسئوليت اجتماعي است .