نشریه شماره   193   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

از گوشی موبایل گران تا ساختمان ارزان!

من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشي

تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشي

از گود همآغوشي و يا ريزش ديوار

بايست بميريم، چه باشي چـه نباشي!

پاييز که مي شود عاشقان شعر مي گويند و شاعران عاشق مي شوند و چترها و چکمه ها آماده باش مي خورند و برگها مي ريزد و هوا (با حفظ موازين و شئونات!) دو نفره مي شود و هزار تا اتفاق ديگر مي افتد؛ ولي ما چه مي توانيم بکنيم جز اين که اولين شماره پاييزي پيام ساختمان را تقديم شما کنيم؟!

رياستارت مهندسان آزاد!

به سلامتي و خوبي و خوشي، سازمان نظام مهندسي ساختمان براي ارتقاي علمي جامعه مهندسي کشور با دانشگاه آزاد اسلامي تفاهم نامه امضا کرد. تا اينجاي کار که همه چيز خوب و گلوبلبلي است؛ اما لابد مي دانيد در علوم رايانه اصطلاح پرکاربرد «رياستارت» وجود دارد که به فارسي مي شود «راه اندازي مجدد». مطابق مشاهدات ما، علماي علوم رايانهاي هر وقت به مشکل لاينحلي برميخورند، از فرايند راهاندازي مجدد استفاده مي کنند. يعني چون نمي توانند يا نمي دانند با دستگاه رايانهاي که هنگ کرده چه کنند، فورا مي گويند بايد سيستم رياستارت شود! اين کار در مقام مقايسه مثل اين مي ماند که افراد سوار بر يک خودرو، وقتي ماشينشان روشن نمي شود، از آن پياده شده و دوباره سوار شوند! حالا وقتي که فارغ التحصيلان دانشگاه هاي ما (به گفته بسياري از مسئولان و مديران) دچار ضعف در بنيه علمي هستند، اين که ما دوباره براي ارتقا علمي آنها بياييم با همانجايي قرارداد ببنيديم که از آنجا آمده اند مثل اين نيست که از ماشين پياده و دوباره سوار شويم و اميد داشته باشيم که مشکل رفع شده باشد؟ اين دانشگاه ها اگر بنيه علمي داشتند که کار به اينجا نمي رسيد که!

بسته پيشنهادي براي ناايمن سازي ساختمان ها!

همه ما مي دانيم که کشورهاي استکباري با ساختن بمب و موشک و انداختن آن روي خانه هاي مردم بيگناه در اقصي نقاط جهان، باعث ويراني واحدهاي مسکوني بسياري مي شوند. البته در اين ميان خيلي از ساکنان آن ساختمان ها هم کشته مي شوند که چون ما در اين جا فقط در مورد مستحدثات صحبت مي کنيم کاري به آن موضوع نداريم. بله، همانگونه که ملاحظه مي فرماييد ريختن سقف و خانه خراب شدن يک مساله جهاني است و تنها اختصاص به کشور ما ندارد. علي ايحال ما با توجه به شناخت عميقي که از مشکلاتي نظير گودبرداري پرخطر، نشست خانه، ريختن مسکن مهر و غيره داريم آمادگي خود را براي حفظ و نگهداري خانه هاي مردم سراسر جهان از طريق خانه خرابکردن غربيان خانه خرابکن اعلام مي کنيم. بسته پيشنهادي ما شامل گزينه هاي زير است:

1. صادرات مصالح استاندارد به غرب. اگر استفاده از مصالح استاندارد ما در بين مردم ساکن غرب جا بيفتد آنها آنقدر درگير مراسم سوم و هفتم و چهلم مي شوند که ديگر فرصتي براي ساخت بمب و موشک پيدا نمي کنند.

2. تعويض مهندسان ناظر. در راستاي تعويض عناصر مروج وظيفه‌‌شناسي با عناصر مروج وظيفهناشناسي، ما آمادگي خود را براي تعويض تعدادي محدودي از مهندسان وظيفه شناس خودمان که ساخته هايشان تمام نشده مي ريزد با مهندسان غربي که ساختمان هايشان مگر بر اثر برخورد هواپيما بريزد اعلام مي کنيم.

3. تاسيس شهرداري و کميسيون هاي مربوطه (به ويژه کميسيون ماده پنج و ماده 100) و تبادل شهرداران و مديران شهري.

4. برگزاري دوره هاي آموزشي براي کارگران فصلي و کارگران اتباع بيگانه ساکن غرب.

5. اجراي کليه گودبرداري هاي ساختمانها به شکل کنتراتي

6. اجراي طرحهايي نظير مسکن مهر، شناسنامه فني، بيمه کيفيت ساختمان و ...

تفکيک دلالان مسکن

از ساير صنوف!

داشتن حافظه قوي هم بعضي وقتها سرگرمي خيلي خوبي است! مثلا ما ديروز از محله قديمي مان که رد مي شديم چشممان به بنگاه مشاوران املاک افتاد و ياد حمام قديمي و خزينه اي محله که آن را خراب کردند و به جايش اين مغازه را ساختند افتاديم. بعد ذهنمان از مشاوران املاک رفت سراغ يکي از همکارانمان که چند روز پيش مي گفت گويا مشاوران املاک خواستار اين هستند که "قانون دلالان مسکن از ساير صنوف تفکيک شود"؛ از آنجا ياد اين ضرب المثل افتاديم که در حمام هاي قديمي مي گفتند: «طرف خيلي خوش پرو پاچه است، لب خزينه هم مي نشيند»!

فکر مي کنند خيلي زرنگند!

در قديم به کسي که کارهاي نسنجيده مي کرد اصطلاحا مي گفتند عقلش پسِ سرش است! يعني عقلش به جاي اين که جلوي کله مبارکش باشد و در برخورد با هر موضوع و مساله اي سريعا آن را با عقلشان بررسي کند، آن يک نخود عقل در قسمت عقب جمجمه اش واقع است و در نتيجه اول کاري را مي کند و بعد با عقلش مي سنجد که چه کرده! نمونه بسيار نادري از اين گونه موجودات اخيرا مشاهده شده اند که في المثل اگر يک گوشي 800 هزار توماني مي خرند- مثل خود ما - همانجا في المجلس در مغازه موبايل فروشي مي دهند پشت و روي آن را روکش محافظ پلاستيک بکشند تا شيشه اش خش نيفتد و يک کاور پلاستيکي هم براي آن مي خرند که اگر به گوشي گران قيمتشان ضربه خورد آسيب نبيند. بعد همين موجودات محتاط، وقتي مي خواهند خانه اي براي خودشان بسازند، تمام تلاششان را مي کنند تا هر چه ممکن است برايشان ارزان تر تمام شود! يعني از هر جايي که هزينه داشته باشد مي زنند و سَمبَلکاري ميکنند و تازه فکر هم مي کنند خيلي زرنگند!