هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   192   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

چگونه موزه سر میرداماد بانک شد

بنا چشم دارد؛ دهها چشم؛ چشمهايي که در وسط دهها حلقه مستطيلي جاي گرفتهاند. حالا ميخهاي تابلو بانک سينا فرو رفته است در چشمهاي بنا. بنايي که تا هشت سال پيش موزه دفينه بود. موزهاي که به دليل معماري آن شهره خاص و عام بود و حالا ديگر معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظارش است.

«مگر ميشود، به هم زد دفينهها را؟» اين سؤالي است که معمار موزه دفينه که زماني سر ميرداماد رو به روي اسکان قرار داشت، از مسئولان ميپرسد. اتفاقات چند سال گذشته اما پاسخ محکمي به اين سؤال ميدهد؛ بله ميشود به هم زد دفينهها را و حتي آنها را تبديل به بانک کرد. اتفاقي که براي اين بنا افتاد. چنانچه امروز  به نظر ميرسد ميخهاي تابلو اين بانک به چشمهاي طراحيشده در نماي اين موزه فرورفته است.

  کساني که حتي يکبار گذرشان به سر ميرداماد افتاده، بيشک به نماي بتني بنايي با حلقه دايرهاي شکل در وسطش (شبيه چشم)، چشمشان خورده است. بنايي با معماري ارزشمند که زماني موزه دفينه ايران بود اما حالا سالهاي سال است که تابلو بزرگ بانک سينا به نماي اين ساختمان ميخ شده و ديگر موزه نيست.

 موزهاي که در سالهاي اول انقلاب شکل گرفت، درست در سالهايي که بنياد مستضعفان و جانبازان براي حفاظت از آثار و اشياي تاريخي و هنري مصادره شده از اماکن مختلف، نياز به احداث يک موزه بزرگ داشت. در اين موزه آثاري همچون سفالينههاي ايراني از هزاره پنجم پيش از ميلاد، مجموعههاي چيني و بلور و تنديسهاي گوناگون کنار هم قرار گرفتند.

 بعدها يعني در ارديبهشتماه 1378 بخش جديدي در سالن اصلي نمايش با موضوع سکه و اسکناس کشورهاي مختلف با اطلاعرساني عمومي شامل پرچم، نقشه، اطلاعات پولي و ارزشي و واحد پول آن کشور به اين مجموعه اضافه شد. کتابخانه تخصصي، بانک اطلاعات نگارخانه تماشاگه پول، نمايشگاههاي متفرقه تماشاگه پول، بخش کتابفروشي هم بخشهاي ديگري بودند که کمکم به اين مجموعه پيوستند. اين مجموعه اما در سال 85 به پارک ارم منتقل شد و بناي موزه در اختيار بانک سينا قرار گرفت و اين بانک تابلوي خود را بر سر در آن زد.

براي موزه دفينه اشک ريختم

معماران و کارشناسان درباره بناي موزه دفينه ميگويند که اين بنا به دليل طرح خاص و اجراي بتن يک تکه آن اثري ارزشمند است و بايد در فهرست آثار ملي ايران جاي بگيرد. هرچند معمار اين بنا را کمتر کسي ميشناسد، سرانجام پيگيريها به نتيجه رسيد و با «کمال کمونه»، معمار اين بنا موفق به صحبت شديم.

 اين معمار گلايه بسيار داشت: «بارها و بارها براي نجات اين بنا به سازمانها و نهادهاي مختلف مراجعه کردم اما همه تلاشهايم عقيم ماند يک روز که تمام تيرهايم به سنگ خورده بود به خانه آمدم و ساعتها اشک ريختم.»

 اين معمار، جزو معدود معماران برجسته ايران است که مهاجرت را براي ادامه زندگي انتخاب نکرد اما متأسفانه نتوانست از بنايي که بر پا کرده بود، دفاع کند، خودش ميگويد: «وقتي ديدم موزه دفينه تبديل به بانک شد و روي نماي آن تابلو زدند تمام تلاش خودم را کردم  که مانع اين کار شوم اما چند سال دويدم همه بيحاصل و نتيجه.»

اين معمار ميگويد : ما يک گروه معماري بوديم، چندين بناي متفاوت را طراحي کرديم. اين بنا نيز با بتن اکسپز که اجراي آن نياز به تخصص دارد اجرا شد. سبک کار ما برگرفته از فرانک لويد رايت آمريکايي است با اين وجود امروز اين بنا شرايط خوبي ندارد و از هرگونه حمايتي بيبهره است.

چرا اين اتفاق افتاد؟

چرا اين اتفاق افتاد؟ « محمدرضا کارگر»، مدير اداره موزهها ميگويد که اين موزه زير نظر سازمان ميراث فرهنگي نيست و توسط اداره موزههاي بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي اداره ميشود و ما اطلاعاتي از تغييراتي که در اين بنا دادهشده است و روند انتقال آن نداريم.

 جستجو براي پيدا کردن مسئولان اين موزهها ما را رساند به شکوفي، مدير موزه پول که اکنون در پارک ارم قرار دارد. او در گفتوگو با خبرنگار ما اعلام کرد که بنياد برنامهاي براي احداث مجتمع موزهاي بزرگي در پارک ارم دارد. اولين موزهاي هم که به اينجا منتقل شد، موزه پول بوده است.

 در حال حاضر اين موزههاي زمان، پول ايران، کاخ رامسر، اداره خزانهها و موزه خودر زير نظر اداره موزههاي بنياد مستضعفان فعاليت ميکند.