نشریه شماره   192   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هویت محو شده خانه های قدیمی

گروه معماري و دکوراسيون: با افزايش چشمگير جمعيت کشور در چند دهه اخير و تقاضاي روزافزون براي مسکن، خانههاي قديمي که يکي از مهمترين ويژگي آنها مساحت زيادشان بود يکي پس از ديگري از صفحه روزگار در حال محو شدن هستند و جاي خودشان را به آپارتمانها و برجهاي سر به فلک کشيده بيروح و بياصالت بافرهنگ ما ميدهند. امروزه در هيچ کجاي کشورمان خانههايي با معماري اصيل ايراني ساخته نميشود. 

فضاهاي معماري تجليگاه فرهنگ، تمدن و پيشرفت علمي و فرهنگي يک جامعه به شمار ميآيند. معماري را موسيقي تجسميافته، آينه تاريخ، دفتر ثبت آثار بشري و بيانکننده ايدهها و ارزشها تعريف کردهاند.

معماري ايراني برگرفته از فرهنگ ايراني-اسلامي است و ميتوان با نگاهي به ويژگيهاي خانههايي که با اين نوع خاص از معماري ساختهشدهاند با فرهنگ مردم ايران در سالهاي گذشته آشنا شد. سبک معماري آنها نيز به اين صورت است که از دو قسمت اندروني و بيروني بوده است. اين خانهها از قسمتهاي ذيل تشکيل ميشده اند:

سکو

سکوهاي کناري سردر که پاخوره نام داشتند، محلي در دو سوي در ورودي، براي نشستن مهماناني که با صاحبخانه کار داشتند و لازم نبود وارد خانه شوند ،بود. همچنين محلي بوده براي تجمع همسايگان براي گفتگو.

سردر ورودي

هلال تزئيني روي در و تنها قسمت خارج از خانه که اغلب کاشيکاري دارد و معمولاً طوري ساخته ميشد که در زمستانها مانع از ريزش برف و باران بود و در تابستانها نيز مانعي براي تابش مستقيم آفتاب به شمار ميرفت. در بالاي سر در آياتي از قرآن کريم يا عبارات مذهبي نوشته ميشد تا هنگام ورود و خروج از زير آيات قرآني يا روايات و عبارات ديني عبور کنند.

در ورودي

در بيشتر خانههاي سنتي, درهاي ورودي دو لنگه و چوبي هستند و هر لنگه کوبهاي نيز دارد. زنها حلقهاي که صداي زيري داشت، را به صدا در ميآوردند و مردها کوبه چکشي شکل را که صداي بمي داشت.

هشتي

بلافاصله پس از ورودي به فضاي هشتي ميرسيم. اغلب به شکل هشتضلعي يا نيمه هشتضلعي و يا بيشتر مواقع چهارگوش است. هشتي داراي سقفي کوتاه و يک منفذ کوچک نور در سقف گنبدي شکل آن است و عموماً سکوهايي براي نشستن در آن طراحيشده است. هشتي براي انشعاب قسمتهاي مختلف خانه و گاه براي دسترسي به چند خانه ساخته ميشد. در خانههاي بزرگ، اندروني و اقامتگاههاي خدمتکاران نيز به هشتي راه داشتند و اغلب براي جداسازي آقايان و خانمها دوقسمتي ساخته ميشد.

دالان (راهرو)

دالان راهروي باريکي بود که با پيچوخم وارد شونده را از هشتي به حياط خانه هدايت ميکرد. پيچوخم دالان براي رعايت حريم خصوصي خانه بود تا عابر نتواند سريعاً فعاليتهاي جاري در حياط را متوجه شود.

حياط

حياط در خانههاي قديمي مرکز و قلب ساختمان بود.، حياط مرکزي همراه با ايوان در هر سمت، ويژگي بود که از گذشتههاي دور در معماري ايراني حضور داشت؛ البته اين امکان وجود داشت که حياط از نظر هندسي مرکز خانه نباشد اما ازنظر زندگي و انجام فعاليتها و ايجاد ارتباط بين قسمتهاي مختلف خانه، تعبيه ديد و ساير مسائل مرکز خانه محسوب ميشد. حياط محلي براي برگزاري مراسم مختلف نظير مراسم مذهبي، عروسي و تجمع اقوام و معمولاً چهارگوش بود. ابعاد حياط را تعداد و عملکرد فضاهاي اطراف آن تعيين ميکنند. هر حياط معمولاً يک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرايط مختلف محلي نظير آبوهوا و عوامل فرهنگي اشکال متفاوتي مييابد. سازماندهي فضاهاي محصور حياط بهگونهاي بود که با تغييرات فصلي و کارکردهاي مختلف اتاقهاي مجاور متناسب باشد.

حوض و باغچه

در حياط سازي خانههاي قديمي حوض و باغچه معتبرترين عناصر حياط سازي به شمار ميرفت.

تالار

اين عنصر عموماً فضائي بود با تزئينات بسيار زيبا و پرکار که در کنار اتاقهاي ساده زندگي در خانههاي سنتي کاملاً مشهود بود. تالار با گچبري، آيينهکاري، نقاشي روي گچ، مقرنس و با نقاشي روي چوب تزئين ميشدند. جبهه رو به حياط تالار با ارسيهاي 5 دري يا 7 دري به حياط خانه مربوط ميشدند. تالار براي پذيرايي از مهمانان محترم و مخصوص مورداستفاده قرار ميگرفت.

نشيمن

نشيمن، اتاق هائي بود که از تالار اهميت کمتري داشتند و از اتاقهاي ساده مهمتر بودند. نشيمن، محل تجمع افراد خانواده و مهمانهاي بسيار نزديک بهحساب ميآمد اين عناصر از نظر تزئينات بسيار ساده بودند.

آشپزخانه

معمولاً مربع يا مستطيل است. نزديک آبانبار و چاه آب قرار دارد. در درون آشپزخانه، محلي براي پختوپز، ذخيره چوب و تنور پخت نان و در درون ديوار آن تاقچه اي براي قرار دادن ابزار آشپزي و غذا تعبيه شده است.

آبريزگاه و حمام

در سطح پايينتري قرار ميگرفتند: نخست به دليل سهولت در استفاده از آب و زهکشي آن؛ دوم گرماي آن.حمام به دو بخش تقسيم ميشد: يکي براي تعويض لباس (سر بينه) و ديگري براي شستوشو (گرمخانه). اما فارغ از اين ويژگيها (اندروني و بيروني) مهمترين ويژگي اين خانهها صفا و صميميت و زيبايي منحصربهفردشان بود که به اين خانهها شخصيت والايي ميداد. اين خانهها اصالت و شناسنامه داشتند و در اين خانهها پدر, سالار بود، مادر, حرمت داشت و جايگاه تکتک اعضاي خانواده مشخص بود. سفره هم يکبار پهن ميشد و سر يک سفره نشستن هم لذت ديگري داشت.

برخلاف واحدهاي آپارتماني بيروح و زندان مانند امروزي به اين خانهها صرفاً به محلي براي خواب و استراحت نگاه نميشد. حوض و باغچه، اندروني و بيروني، زمستاني و تابستاني، مطبخ و مصلي، پذيرايي و هشتي و... همه را داشت اما جايي به نام اتاقخواب نداشت. هرجايي که هوس ميکردي ميخوابيدي و رختخوابي پهن ميکردي و دلت را صفا ميدادي. گاهي در حياط و روي تخت روي حوض، گاهي ايوان و گاهي پشتبام، اتاقخوابت ميشد. با اينکه فضاي زيادي در خانهها وجود داشت جايي را اختصاص به خواب نميدادند. چون خوابيدن اصالت نداشت. اصل بر زندگي و جلاي روح در فضاي گرم منزل بود.