نشریه شماره   190   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

عمر سـاختمـان یک سوم عمر انـسـان

هنگامی که یک ساختمان 15 سال از عمرش نگذشته وارد مرحله فرسودگی و تخریب میشود این موضوع مطرح است که آیا ساختوساز با رعایت نکات معماری، شهرسازی و بافت مسکونی است یا خیر، هیاهوی استفاده از مصالح نامرغوب و عدم بهرهگیری از فناوریهای نوین که منجر به کوتاهی عمر ساختمان در ایران میشود، چقدر صحت دارد!

عمر ساختمان در کشورهایی که دانش فنی مهندسی بالایی دارند تا صدسال هم میرسد اما متأسفانه در کشور ما میزان بهرهبرداری از یک ساختمان بهطور متوسط 25 تا 30 سال است یعنی کمتر از نیمی از میانگین طول عمر ایرانیها که 73 سال اعلامشده است!

گفته میشود ميزان تخصيص بودجه در طرحهاي عمراني و در زمينه ساختوساز و بودجههایی که در ساختمانهاي در حال ساخت شهري و شخصي استفاده ميشود، 25 درصد سرانه درآمد ملي کشور براي تأمین مسکن است. اين عدد که در مقياس ملي بسيار بزرگ است، خود بهتنهایی اهميت نگهداری از ساختوساز کشور را گوشزد میکند و اين هشدار را به سازمانهای مسئول بهویژه وزارت راه و شهرسازي و شهرداریها میدهد که بايد براي جلوگيري از هدر رفتن سرمايههاي ملي که در قالب سرانه درآمدي کشور نمود يافته، تدابير اجرايي ویژهتری اتخاذ شود تا ميزان انحراف سرمايه ملي در اين بخش با همكاري سازمانهای نظارتی به حداقل برسد.

تا دیروز کمبود شدید فضاهای مسکونی یک دغدغه بود اما امروز نبود نیروی انسانی متخصص، یکی از بیشترین انتقادها به ساختوسازهای رایج در کشور بوده که کیفیت نازل اجرا بهواسطه کمبود در این بخش است.

مكانيزم ماندگاري یک ساختمان

 مطابق اطلاعات و آمار منتشرشده، عمر مفيد ساختمانها در مقايسه با کشورهاي پيشرفته بسيار پائين است؛ برخی 25 و برخي اين پارامتر را حولوحوش 35 سال ميدانند. بارها از سوی مسئولان اعداد متفاوتي براي عمر مفيد ساختمان عنوانشده كه خود بيانگر اين است كه هيچ سازمان مسئولي تاکنون بهصورت تخصصي به برآورد عمر مفيد ساختمانها نپرداخته است.

این در حالی است که بر اساس اعلام كارشناسان، متوسط عمر مفيد ساختمان در کشورهاي پيشرفته حدود صدسال است که با اين حساب عمر مفيد ساختمان در کشور ما حدود یکسوم ديگر نقاط دنياست. رعايت نکردن ضوابط و اصول علمی ساختوساز، نبود رويه ثابت براي نظارت در سازمانهاي ذیربط، نبود تخصص در هرم نیروی انسانی، عدم وجود دفتر فنی و کارگاههای قوی و بهطورکلی وجود ایرادات پایهای در شاکله ساختوساز باعث فرسودگي زودهنگام در ساختوسازهای کشور میشود.

صنعت نیازمند نیروهای فنی ماهر

پایین بودن عمر ساختمانها حتی در اجرای ساختمانهای مجلل خصوصی دلایل متعددی دارد که یکی از مهمترین آنها، فقدان مهارتهای فنی و حرفهای عوامل اجرایی است. در قله هرم اجرای ساختمان، پیمانکاران عمومی، تخصصی، فرعی و پیمانکاران فرعی جزء قرار دارند که سطح مهارتهای فنی آنها تعیینکننده است. در قاعده این هرم نیز نیروی کارگری ساده هستند که آنها هم باید دارای مهارتهای فنی لازم باشند. این در حالی است که خلأ نیروی متخصص در رأس و قاعده این هرم باعث شده تا ساختمانها به پایینترین نمره کیفیت سقوط کنند. درحالیکه این صنعت نیاز به نیروهای فنی ماهر مربوط به خود دارد تا نتیجه آن، کیفیت مناسب تولید و اجرای ساختمان و افزایش طول عمر ساختمانها شود.

ساختمانها و زلزله

در کشوری مثل ایران که لرزهخیز بوده و همراه در معرض خطر زلزله قرار دارد، نحوه اجرا در ساختمانهای آن نقش مهمي در کاهش آسیبها دارد، اگر سازهای مقاوم و با دوام ساخته شود، میتواند در برابر زلزله یا سيل مقاومت کند. بهعنوان مثال اگر در استفاده از بتن تمام استانداردها رعایت شود قطعاً مقاومت مناسب را به دست خواهد آورد و ساختمان با هر زمینلرزهای تخريب نمیشود و یا ساختمانهایی که از مصالح فلزي ساخته میشوند اگر در اتصالات و جوش دقت کافی در آن صورت گیرد و ناظران از تخصص لازم برای اجرای درست آن مطلع باشند، سازه به این زودیها فرسوده نشده و بهراحتی تخريب نمیشود. حال چگونه است ساختمانهایی که به دلیل هزینههای گزاف، سرمایههای ملي محسوب میشوند و بايد ۲۰۰تا۳۰۰ سال عمر کنند متأسفانه ظرف مدت ۱۰تا۳۰ سال کلنگي میشوند.

درحالیکه ایران تنها کشور لرزهخیز در دنیا نیست اما فقط این ما هستیم که از مهار این بلایای طبیعی عاجزیم. اجراي دقيق سازههای مسکوني از هر حيث عامل اصلي از نظر مقاومت و پايداري محسوب میشود، بهطور مثال چنانچه ستونها مطابق با اصول فني و استاندارد نباشند، تضميني براي ايمني بنا در برابر زلزله وجود ندارد. بررسیها ساختمانهای آسیبدیده از زلزلههای گذشته نشان داده در بسياري از موارد خرابي ساختمان در هنگام زلزله به علت کاربرد نادرست مصالح و اجرا و ساخت غیراصولی ، مواردی همچون عدم چسبندگي بين مصالح، بیدقتی در پرکردن درزها، نبودن قفل و بست لازم بين اجزاي مختلف ساختمان و ضعف اتصالات بوده است.

عمر کوتاه ساختمانها و مصالح غيراستاندارد

بسیاری از نیروهای فعال در ساختوساز که بهصورت مقطعی و اتفاقی و حتی هدفمند وارد بازار ساختوساز میشوند، هیچگونه دورههای آموزشی در این رابطه ندیدهاند و یا دوره آموزشی فاقد تخصص کافی دیدهاند.امر نظارت نیز مطابق با آنچه در حوزه ساختوساز تعریفشده بهنوعی نمادین است، چراکه بسیاری از این مهندسان ناظر نه تخصص در نظارت بر اجرای جوش و اتصالات دارند و نه در نقشههای کارگاهی و ... در نتیجه نظارت بیشتر نیازمند تیمهای طراحی و اجرا بهصورت عملیاتی در قالب شرکتهای مهندسی کنترل و بازرسی است که در تمام دنیا مرسوم  میباشد. اما نکته اینجاست که در حال حاضر بسياري از افراد ضعفها و کوتاهي خود را به گردن ديگران میاندازند. مثلاً اینکه کيفيت مصالح استاندارد نیست، درحالیکه مصالح درجهیک در مناطق شمالی تهران هم به کار گرفته میشود اما چرا آن خانهها نیز پس از مدتی فرسوده میشوند، موضوعی است که نياز به تحقيق و بررسي بیشتری دارد اما کمتر کسی زحمت این کار را به  خود میدهد.

 عمر کوتاه ساختمانها به خاطر سود

موضوع حیرتانگیز دیگری که در کوتاهتر شدن عمر ساختمانها نقش دارد ، بالا بودن ارزش ملک در کشور است که باعث شده بسیاری از پیمانکاران ساختوساز با هدف کسب سود ساختمانهایی را که عمر چندانی از ساخت آن نگذشته تخریب کرده و  ساختمانهایی با تعداد واحدهای بسیار بالا بسازند زیرا ارزش و قیمت املاک نوساز که تنها یک سال عمر دارند بسیار بالاتر از املاکی است که مثلاً 10 سال از ساخت آن گذشته است.

مدتهاست در کلانشهرها بهخصوص در تهران علاقه برای خرید واحدهای مسکونی با عمر بالای 10 سال ایجاد شده است، بهطوریکه واحدهای مسکونی که عمر کم یا متوسط دارند را به بسازبفروشها واگذار میکنند تا این افراد ساختمان را تخریب کرده و آپارتمانی با طبقات بیشتر بسازند.

با این تفاسیر بسیاری از متولیان ساخت معتقدند که کشورمان در زمینه کارهای علمی و پژوهشی در حوزه عمران جایگاه چهار و پنجم را در دنیا داشته و هیچ کمبودی نیز از لحاظ اعتبار برای فراهم کردن مصالح استاندارد وجود ندارد! چالش اصلی بهکارگیری افراد غیرمتخصصی است که در بیکیفیت بودن ساختمانهای کشور نقش اساسی دارند. به نظر میرسد نبود تخصص و  کمبود افراد غیرحرفهای در ساختمانسازی در پس بهکارگیری مصالح غیراستاندارد پنهان و عاملی برای کاهش طول عمر ساختمانهاست.