نشریه شماره   189   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری به دغدغه مردم تبدیل شود

گروه معماری دکوراسیون: پذيرفتن اين موضوع چندان سخت نيست كه «نما» در ميان مفاهيم مختلف ساختمانسازي از اهميت بصري اجتماعيتري برخوردار است. نماي يك ساختمان در حقيقت وجه اجتماعي آن ساختمان و زبان ديالوگ و تعامل آن با فضاي اطرافش است. ايدههاي يك معمار، در طراحي يك بنا تنها در نماي آن بناست كه رخ مينماياند و اگر خوب طراحیشده باشد، ما را با زبان بصري خود به درون دعوت ميكند. اين بعد از معماري البته در طراحي شهري نيز اهميت دوچنداني دارد؛ زيبا شدن جلوه ظاهري و بيروني ساختمان و درنتیجه ايجاد دورنماي مناسب براي محلي كه ساختمان در آن واقع شده است، يكي از اين دلايل است.  از طرفي ميتوان از نگاه مهندسي سازه هم دلايل قانعكنندهاي براي توجه به نماي يك ساختمان عنوان کرد .

در خصوص اهمیت نما در ساختمان پای صحبتهای کامران صفامنش  فارغالتحصیل معماری از دانشگاه تهران، طراحى و معمارى شهرى از دانشگاه برکلی (Berkeley) و کاربرد کامپیوتر در معماری از دانشگاه یوسیالای(UCAL) نشستیم. صفامنش انستیتوی پژوهشی تهران را پایهگذاری نموده، سه دهه در دانشگاههای معتبر داخلی و خارجی تدریس کرده و طرحها، مقالات و سخنرانیهای زیادی در مراکز معتبر علمی جهان ارائه کرده است.

آیا باید معیارهای کلی برای طراحی نما از بالا ابلاغ شوند و مردم آن را اجرا کنند؟

خیلی چیزها ازنظر تکنیک و ضوابط و فن و ایمنی موردبحث قرار گرفته و مردم پذیرفتهاند و استفاده میکنند اگر فرهنگسازی درستی بشود، بهتر پذیرفته خواهند شد.مهم این است که معماری به دغدغه زندگی مردم تبدیل شود تا مردم به آن اهمیت بدهند. همین سؤالهای غلطی که درباره نما مطرح میشوند نشان میدهند که توجهی از طرف عامه مردم و دستاندرکاران به آنچه در زمان فعلی تولید میشود، هست و فقط باید از این توجه استقبال و آن را تصحیح کرد.

 آیا در حوزه طراحی نمای ساختمانها در کشور معیارهایی داریم ؟

معیارهایی که داریم همان معیارهای شهرداری از جمله مسائل ایمنی و آتشنشانی و ... هستند. اینها معیارهای راهنمایی چگونگی نما نیستند.

ما مقررات ملی ساختمان داریم. آیا مقررات ملی نما هم داریم؟ و اینکه آیا اصلاً باید مقرراتی در این حیطه داشته باشیم؟

نداریم و نباید هم داشته باشیم. اما مقرراتی در مورد درک و فهم و شناسایی در مورد نما بهصورت کلی بین معماران داریم. نقش معماران اینجا مهم است. اینکه معماران چگونه الگوسازی نموده و با الگوهای مناسب بقیه را ترغیب و تشویق کنند. همین الان در شهر تهران، که مورد مطالعه من است، الگوهایی هستند که دیگر به کار گرفته نمیشوند. من اینها را یکییکی جدا کردهام .باید دید این الگوهای جدید از کجا آمدهاند چه چیزهایی هستند و چه قدر اثر مثبت دارند.

نماهایی در شهر هستند که بهعنوان الگوی مثبت برای دیگران میتوانند مطرح شوند. البته تعداد ساختمانهای الگوی منفی خیلی بیشتر است. ما ضوابط ملی معماری داریم. یعنی معمارها با همه اختلافاتی که دارند، در حوزه عمل خودشان مواردی دارند که با هم تعامل کرده و آنها را بهعنوان ارزش میشناسند. این ارزشهاست که باید مطرح شود و به بستر فرهنگسازی تبدیل شوند.

جایی که معماری به هنر نزدیک شده و هنر حساب میشود، قسمتی است که با چارچوب و مشخص کردن دستورالعمل و ضوابط نباید اتفاق بیفتد و حوزه نما، همین قسمتی است که الآن بهغلط معمار را در این حد میشناسند که یک کار نما بسازد.

شما خیلی محکم میگویید خوشحالید که مقررات ملی درباره نما نداریم. اما سؤال من این است که مثلاً در حوزه ایمنی، به نظرتان خوب نیست که مقرراتی برای نما داشته باشیم؟!

دستورالعملهای ایمنی وجود دارند و باید هم وجود داشته باشند. بحث معماری سبز، ایمنی، سازه و پایداری در نما وجود دارند. این را به عهده معماران بگذارید و دیگران دخالتی نداشته باشند. در نما ضوابط وجود دارد. مثلاً در مورد شیشه، یکی از مشکلاتی که در مملکت داریم این است که ساختمانهای بلندمرتبهمان تایع یک ضابطه تکنیکی ازنظر مسائل ایمنی و غیره نیستند. اما در اینجا داریم راجع به بحث ایمنی و تکنیک در پوسته خارجی بنا صحبت میکنیم نه راجع به نما.

قسمت کمتر بحث نما، هنری و قسمت دیگرش به ساختن فضا مربوط است. فضا باید شکل بگیرد. آنجاست که معمار اثر زیادی میتواند بگذارد. قسمت کمتر در بحث هنری در نما ظاهر میشود اما غیر از خطر افتادن شیشه، نمای یک ساختمان خطر بسیار بیشتری دارد. آنجا که بحث حضورش در شهر را مطرح کردم و از زاویه طراحی منظر شهری گفتم، این خطر مطرح میشود. میزان خسارتی که نماهای شهری تهران به مردم تهران وارد کردهاند، بیشتر از افتادن شیشه است و آسیبهای روانی، فکری، بصری و اثرات منفی در جامعه دارد که نمیتوانید اینها را با دستورالعمل درست کنید.

بهجز قسمتی که به امر فرهنگی مربوط است، آن قسمت که به امر تکنولوژیک مربوط میشود بحثی است که ما معمارها در وزارت راه و شهرسازی و حوزههای مربوط به آن مطرح  و به آن عمل کردهایم  اما باید بیشتر و کاملتر عمل کنیم . حتی از آن مهمتر بحث انرژی و تعویض نما را داریم. اینکه مصالح نمایی که تعویض میشود، قابلیت بازگشت به محیط را دارد یا خیر. یا بحث تمیز کردن و نگهداری نما را داریم که میتواند جزو خواستههای عمومی و خصوصی باشد. یعنی شهرداریها و سازمانهای ذیربط بتوانند از مالکین درخواست کنند که اینها را رعایت کنند و انجام دهند. اینجاست که ضوابط باید وجود داشته باشند و کمک کنند که سازمانهایی مثل شهرداری بتوانند چنین چیزی را از مردم بخواهند.

اینکه شهرداری بگوید نمای شما باید چه شکلی باشد، کار بدی است، اما اینکه شهرداری اجازه بدهد هر کس هر نمایی خواست بسازد، بسیار بدتر است. در مورد ساختمانهای مهم، دولتی، عمومی و بلندمرتبه شهرداری نباید هر چه آمد، بپذیرد. کمیسیونها باید تقویت و تشویق شوند که بتوانند موارد عمومی ساختمان غیر از موارد مربوط به سازه و تأسیسات و ... در بیرون از بنا را هم تأمین کنند.اما بحث اینکه معماری امروز ما چگونه باید باشد، معماران باید کمک کنند و ما احتیاج به تعامل بین معماران علاقهمند به این قضیه داریم. مثلاً میتوان قانون گذاشت که نمای ساختمان باید با شهر و زندگی مردم مناسبت داشته باشد ولی نمیتوانید قانون بگذارید که نما چگونه باشد.