هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   188   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

حال و روز صنعت بی سرو سامان

گروه ساختوساز: نمیدانم از کجا شروع کنم و کدام بخش صنعت بیسروسامان ساختمان را نقد کنم اما میدانم که در تمام بخشهای این صنعت گسترده بیقانونی و بیمسئولیتی موج میزند؛ صنعتی که سهم عمدهای در اقتصاد کشور دارد و رونق آن ارتباط مستقیم با معیشت مردم دارد. متأسفانه مدتهاست که صنعت ساختمان دچار آشفتگی گردیده و عرصه جولان سودجویان فرصتطلب شده است. در این شماره میخواهم کلکسیونی از معضلات صنعت ساختمان را  در بخش ساختوسازهای شهری و تولید مسکن بازگو کنم تا شاید با خواندن این همه معضل، مسئولی دلش بسوزد و دستی بجنباند.

دعوا سر لحاف ملا

از کیفیت ساختمان شروع میکنم. سالهاست که نقل و قولهای شهرداری و نظاممهندسی ساختمان تیتر یک روزنامهها و نشریات تخصصی است اما در عمل همانیم که بودیم. روزگاری شهرداری تن به اجرای قانون میدهد و نظاممهندسی تخلف میکند و روزگاری دیگر نظاممهندسی عاجزانه درخواست اجرای قانون را دارد و شهرداری تن نمیدهد و این وسط برجهای بلندمرتبه از میان کوچههای تنگ و تاریک در خلأ عدم نظارت و کشمکش مسئولان بدون رعایت حداقل ضوابط سر برمیآورند. حتی در برخی موارد که این دو نهاد با هم هماهنگ میشوند و تصمیم به انجام کارهای اصولی ازجمله صدور شناسنامه برای ساختمان میگیرند، باز هم قدمها لرزان است و هزاران مبادا پیش میآید تا جایی که صدور شناسنامه از3000 متر شروع میشود. راستی در این اوضاع و احوال گرانی کدام یک از شما مخاطبان در ساختمانهای با زیربنای 3000 مترمربع در تهران سکونت دارید و اصلاً چقدر ساختمانهای با متراژ بالای 3000 متر در تهران ساخته میشود؟  شاهد مثال اینکه با گذشت  چندین ماه از اجرای این طرح هنوز اولین شناسنامه هم صادر نشده است. عدهای که زندگی را کسب سود میدانند، از هرجومرج ایجادشده میان این دو نهاد مسئول ساختوساز استفاده میکنند و هر جوری که صلاح میدانند، میسازند و تحویل مردم بیگناهی میدهند که در تمام عمرشان یکبار میتوانند صاحبخانه شوند و حالا آرزوهایشان را بربادرفته میبینند.

تا الآن کجا بودهاید؟

نظاممهندسی استانها بهکرات از شهرداریها در رابطه با عدم اجرای قانون گلهمند بوده و خواستار ورود نهادهای مسئول ازجمله وزارت راه و شهرسازی به موضوع شدهاند، اما باید از آنها پرسید که راستی تابهحال چه عملکردی داشتهاید؟ آیا در راستای وظیفهتان عمل کردهاید؟ با آمدن آقای مهندس ترکان نظاممهندسی استان تهران اعلام کرد که 70 درصد ساختوساز تهران در دست 20 شرکت حقوقی است و به دنبال این خبر برخی از اعضای هیئتمدیره عنوان کردند که جلوی این کار را میگیریم و متخلفان را تارومار میکنیم. سؤال این است که دوستان تا الآن کجا بودهاید؟آغاز کار این 23 شرکت دیروز و امروز نبوده است قطعاً شرکتی با این عظمت سالهاست که فعالیت میکند. آیا اعلام نکردن این فاجعه تا به امروز خیانت به صنعت ساختمان نیست؟ نمیخواهم حق را به شهرداری بدهم چرا که بسیاری از کارهای شهرداری بهمنزله تیر خلاص نابودی صنعت ساختمان است اما با این وضعیت به برخی شهرداریها حق بدهید که شرایط را مهیا ببینند و به توصیه دلسوزانه شما برای صنعت ساختمان بیتوجه باشند.

مقصر گودبرداری تقدیر است

راستی مسئولان محترم شهرداری و نظاممهندسی خبر دارید که گودبرداریهای به عمق 60 سانتیمتر در کشور ما جان میگیرد؟ و چه شرمآور است که با وقوع یک توفان در تهران نمای ساختمانها ریزش میکند و عبور و مرور مردم به خطر میافتد. چندین سال است که پس از وقوع این حوادث به سراغ نظاممهندسی و شهرداری میرویم اما هرکدام بهگونهای از خودشان دفاع میکنند که گویی تنها عامل وقوع این حوادث تقدیر و مشیت الهی است. باید به زیرکی شما آفرین گفت که اینچنین حق و باطل را بهگونهای ماهرانه در هم میتنید.

تشکلها سایه هم را با تیر میزنند

معضل دیگری که خودنمایی میکند اختلاف تشکلها و سهم خواهی آنها در صنعت ساختمان است. تا  دلتان بخواهد در صنعت ساختمان انجمن و تشکل داریم که هرکدام هم نام صنفی بر خود نهادهاند اما در عمل در درون این تشکلها باندهای مخوفی شکلگرفته است که برخی درصدد کسب قدرت سیاسی و برخی در آرزوی ریاست بر تشکلهای دیگر هستند. در عین حال برخی دیگر از تشکلها از جمله انجمن کارگران ساختمانی صدایشان به هیچ جا نمیرسد و حتی از برآورده کردن ابتداییترین نیاز کارگان یعنی بیمه بر نمیآیند. جا دارد از تشکلهای زیاده خواهی که از مسیرشان منحرف شدهاند بپرسیم که چقدر به مرامنامه خودشان نزدیک هستند. امروز آنقدر اختلافات زیاد شده که برخی تشکلها سایه همدیگر را با تیر میزنند.

دست بجنبانید؛ تئوری بیفایده است

تکلیف بافتهای فرسوده چه باید بشود؟ آمارهایی که اخیراً در رابطه با میزان این بافتها از سوی مسئولان ارائه میشود، عدد 76 هزار هکتار را نشان میدهد و ظاهراً در نوسازی این بافتها پیشرفت که نکردهایم هیچ، پسرفت هم داشتهایم. اغلب شهرداریها در چند سال اخیر اقدام خاصی جز فربهتر کردن سرمایهداران و سازندگان در بافت فرسوده نداشتند. این سازندگان هر جا که سودآور بود ساختند و هر جا که سود هنگفتی نصیبشان نمیکرد را به امان خدا گذاشتند. دولت قبل هم که حتی در دادن وام نوسازی این بافتها عاجز بود و تقریباً هیچ کاری برای ساکنان بافت فرسوده نکرد. دولت جدید هم در رابطه با این بافتها فقط تئوری پردازی میکند و جلسات کارشناسی با حضور چهرههای آکادمیک برگزار میکند. این وسط مردم حتی نمیتوانند وامشان را دریافت کنند و خودشان بسازند. دوستان وزارت راه و شهرسازی «مردم محوری» در بافت فرسوده با رها کردن بافت فرسوده به امان خدا متفاوت است. زلزله شوخی ندارد دست بجنبانید.

معماری فراموش شده

یکی از مهمترین موضوعاتی که پس از انقلاب اسلامی از سوی مسئولان مطرح بوده و مقام معظم رهبری هم بر اجرای آن تاکید داشتند، معماری ایرانی اسلامی است. علیرغم اینکه این اصطلاح در ادبیات دولتمردان و مسئولان صنعت ساختمان وجود دارد اما امروز هیچ اثری از این معماری در شهر ها نیست و در واقع فراتر از یک نام حرکت نکرده است، چرا که جزییات آن  هنوز تدوین نشده است. جا دارد مسئولان عزیز قبل از اینکه به فکر احیای معماری ایرانی- اسلامی باشند، فکری به حال تدوین الگوها کنند.

مشاوران املاک نرخ تعیین میکنند

موضوع دیگر افزایش سرسامآور قیمت مسکن و عدم بهکارگیری سیاستهای درست و اصولی از طرف دولت است.  منکر تأثیرات ناخواسته برخی متغیرها در این بیسروسامانی نیستیم اما یادمان باشد که این تمام ماجرا نیست. بیشک اگر دولت بهطور اصولی بررسی کند، بهسادگی به این موضوع میرسد که بخش عمدهای از تشنج بازار ناشی از سوداگری مشاوران املاک است و هر کس که یکبار گذرش به مشاوران املاک افتاده باشد، متوجه عمق فاجعه خواهد شد. در هیچکدام از دولتها عزمی برای مقابله با این معضل وجود نداشته است و مشاوران املاک کماکان نرخ تعیین میکنند. مسئولان وزارت راه و شهرسازی باور کنید در صورت کنترل مشاوران املاک بخش عمده قیمت مسکن کنترل خواهد شد و نیازی نیست که چشم بازار مسکن به مذاکرات سیاسی باشد.