هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   187   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تهران یک شبه تهران نشد

محسن محمدی*

تهران فقط دود و دم ندارد، تاریخ و فرهنگ هم دارد؛ فقط ترافیک و تورم ندارد، قدمت و اصالت هم دارد. کلانشهری که برخلاف آنچه پنداشته میشود، تاریخی فقط 200 ساله ندارد که دارای پیشینه تمدن دستکم 9هزارساله است. پایتخت ایران بهعنوان بخشی از فلات بزرگ ایران، گستره وسیعی دارد؛ از آبادیهای ارتفاعات البرز در شمال گرفته تا دشت جنوبی ری و ورامین و از دماوند در شرق تا حومه کرج . در این پهنه گسترده، بیشمار مردمانی زیست میکنند. در تصور عامه، تهران پس از پایتخت شدنش توسط آغامحمدخان قاجار، شهر شد و رو به آبادی و آبادانی گذاشت اما اسناد و شواهد تاریخی چیز دیگری را گواه میدهند.

کودکی در دامان مادر چند هزارساله

پیترو دلاواله، سیاح معروف ایتالیایی در سیروسفرش در ایران به سال 1617 میلادی تهران را چنین توصیف میکند: "تهران شهر بزرگی است وسیعتر از کاشان و پایتخت ایالتی است که به همین نام خوانده میشود... این شهر را باید چنارستان نامید..."

تاریخ میگوید؛ تهرانی که ما دویستساله میپنداریمش دارای پیشینهای دستکم هزار و چهارصدساله است، حومهاش اما، چندین هزار سال قدمت دارد. برای نمونه، در "چشمهعلی" کاوشهای باستان شناسان نشان میدهد که دستکم 8 هزار سال پیش مردمانی در کنار این چشمه زندگی میکردهاند و یا در تپه "ازبکی" واقع در 70 کیلومتری غرب تهران نیز آثاری از انسانهایی کشفشده که تخمین زده میشود 9 هزار سال قبل در حدود آن روزگار میگذراندهاند. شهرری نیز که در روزگار باستان "راگا" خوانده میشده، در قدمت و کسوت به بابل و نینوا در بینالنهرین پهلو میزند و پیشینهای چند هزار ساله دارد.

در مقیاس تاریخی، شاید تهران را بتوان کودکی در دامان مادری چند هزار ساله تصور کرد. درهرحال، پایتخت شدن این شهر شاید گسترش و افزونیاش داد و رونق و بازارگرمیاش بخشید، اما هویت و اصالتش نداد که خود اصیل بود به گواهی تاریخ. تهران، یک شبه تهران نشد.

شهری پر از جاذبههای گردشگری

از 32 هزار مکان و بنای تاریخی ثبت و شناسایی شده در کشور، قریب به 300 اثر در تهران واقعشده است. همچنین تخمین زده میشود مرکز ایران دارای 2300 اثر واجد ارزش نیز باشد. تهران جاذبه گردشگری کم ندارد؛ ابنیهها و مکانهایی که حتی خود تهرانیهای ریشهدار هم از وجود برخی از آنها بیخبرند. پایتخت ایران تنها در کاخ گلستان و سعدآباد و برج آزادی و نسخه بهروز شدهاش برج میلاد، خلاصه نمیشود. تهران پر است از بناهای تاریخی، کاخها، موزهها، تفرجگاهها و جاذبههایی که این ابرشهر دودزده را جذاب میکند برای گردشگران و مسافران و البته ساکنانش.

تاریخ غرق در تجارت

پس از عریض و طویل شدن غیراصولی و بیقاعده پایتخت ایران در نیمقرن گذشته، بیشتر اماکن و ابنیههای قدیمی و جاذبههای تاریخی- گردشگری این شهر به مرکز آن و به عبارت بهتر به قلب کانون تجاری -اقتصادیاش رانده شده است. منطقهای که امروزه نهتنها قطب مالی- تجاری تهران که شاید ایران باشد؛ بازار تهران و حاشیه و حوالی آن از پامنار و عودلاجان گرفته تا لالهزار و مولوی و ارگ و ناصرخسرو و ... میدان امام خمینی. محدودهای بهشدت اقتصادی که در چند سال گذشته کارکرد نیمه مسکونیاش را نیز ازدستداده و همین، بافتهای تاریخی تهران را محصور در کارگاههای تولیدی، مجتمعهای تجاری، پاساژها، فروشگاهها، پارکینگها و ... کرده است. لالهزار که روزی تفرجگاه تهرانیها بود، حالا بورس لوازم الکتریکی است؛ پامنار که یک برند بود برای ساکنانش تا اصالت خود را ثابت کنند، انبارها و کارگاههای کوچک زیرزمینی زیادی را در خود جا داده است.

احیای گره خورده

در چند سال گذشته، بحث مرمت و احیای ابنیههای تاریخی تهران از سوی افکار عمومی، رسانهها و شاید مسئولین و متولیان امر موردتوجه جدی قرار گرفته است، خاصه آن دسته از بناهایی که در بافت مرکزی شهر واقعشدهاند و هر لحظه امکان تخریب و تبدیلشان به یک مجتمع تجاری یا مسکونی میرود. مسئولین وعده دادهاند که علاوه بر نجات این بناها از تخریب، آنها را به مراکزی برای جذب توریست و گردشگر نیز تبدیل خواهند کرد. عودلاجان، حصار ناصری، لالهزار، سرای دلگشا و... از جمله مکانهایی است که هر چند وقت یکبار نامشان رسانهای میشود و صحبت از مرمت و احیای آنها و حتی بازگشت کارکردشان به گذشتههای نه چندان دور است. مثلا گفته میشود لالهزار همان تفریحگاه محبوب مردم تهران خواهد شد و عودلاجان و بازارش همانی میشود که بود؛ پر رونق و پر از زندگی. در عمل اما، پیشرفتی که باید و شاید مشاهده نمیشود.

امنیت را دریابید

آنچه مانع موفقیت پروسه احیا و تجدید حیات اماکن تاریخی و با ارزش فرهنگی واقع در بافتهای مرکزی و تجاری تهران شده، علاوه بر کمبود بودجه، ضعف تشکیلاتی، بیثباتی مدیریتی، عدم برنامهریزی، همکاری نکردن مالکین و غیره، فقدان امنیت لازم در مناطق و محلههایی است که این ابنیهها در آن واقع شدهاند. گردشگرانی که قرار است به دیدن این اماکن احیا شده بیایند قطعا تا از تامین امنیت جسمی و روانی خود و خانوادههایشان مطمئن نشوند، عطای دیدار و گشت و گذار را به لقایش خواهند بخشید. بافتهای مسکونی واقع شده در مناطق مرکزی تهران و به خصوص حول و حوش بازار بزرگ، کارکرد اصلی خود را از دست دادهاند و خانههای از سکنه خالی، بدل شدهاند به انبار کارگاهها و مغازهها و یا مامن و پاتوقی برای معتادان و ولگردان پرخطر خیابانی.

امنیت، حلقه مفقوده پروسه احیای بافتهای تاریخی پایتخت است که شاید از نگاه متولیان و دستاندرکاران مغفول مانده باشد.

رجبعلی خسروآبادی، رئیس اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران تغییر کاربری واحدهای تجاری پیرامون این اماکن تاریخی را در تامین امنیت و رفاه حال بازدیدکنندگان موثر میداند.وی در مقام رئیس میراث تهران به عنوان یکی از سه ضلع دستاندرکار در بازسازی بازار عودلاجان، تغییر کاربری مغازههای مستقر در این بازار را به سمت مشاغلی همچون صنایع دستی و سفرهخانه سنتی توصیه میکند تا باعث جلب توجه هر چه بیشتر مردم و بالطبع حساسیت نیروی انتظامی به تامین امنیت آن شود.