نشریه شماره   187   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

چيزي از ارزش‌هاي اين تيم کم نمي شود!

تفاوت این شماره پیام ساختمان با شماره قبل در این است که ما وقتی شماره پیشین را منتشر کردیم هنوز اجلاس هیئت عمومی سازمان نظاممهندسی برگزار نشده و ماه مبارک رمضان هم شروع نشده بود، این شماره در حالی منتشر میشود که اجلاس سازمان نظاممهندسی بهخوبی و خوشی برگزارشده و رفته پی کارش  توقع داشتید بگویم از آن شماره تا این شماره کیفیت ساختوسازهای ما 43 درصد رشد داشته یا مثلاً 67 سال به عمر ساختمانهای ما اضافهشده؟ بابا تخیل! بابا فانتزی!

گزارش لرزشی از یک ریختمان!

ساعت یک بامداد امروزه، نه، امروز نیست. دیگر رفتيم تو فردا، پس الآن فرداست، ديگه نميتونيم بگيم امروز، الآن یک بامداده فرداس. ما در خیابانیم و یک «گزارش خیابانی» از یک «ریختمان» تقدیم شما میکنیم. ابتدا یک ساختمان در جوار یک گودبرداری میلرزد و میلرزد و بعد از چند قر و قنبیل، ریختمان میکند توی گود کناری! داور در سوت خودش ميزنه! ولی لیونل مسی توپ «کیفیت نامطلوب ساختوساز» رو سانتر می کنه توی زمین «مصالح غیراستاندارد». داور دستبهجیب میشه و مي خواد کارت بده ولی جیمز رودریگز وَقَعَی نمینهد! و شوت میکنه توی منطقه پرخطر شهرداری. حالا بازیکنها با هم درگیر میشن و ساندويچي از بازيکن در اونجا به وجود مياد. داور مدام سوت می زنه ولی کسی توجه نمی کنه، کریم بنزما بیهوا زیر توپ میزنه و اون رو می فرسته توی زمین «نظارت مهندسان». توپ به نیمار میرسه، مزهمزه ميکنه تا بزنه، حالا يک فرصت تلخ براي مهندسی ساختمان! البته اگر مهندسان ما اين بازي رو واگذار کنند چيزي از ارزشهای اين تيم کم نمي شه! در کنار زمین میبینیم مربیها رو که دارند از توپ توی زمین انتقاد میکنن! «کارگر فاقد مهارت» مي فرسته روي دروازه، ولی میخورد به تیرک و بر میگرده، چِ قَد بد شانسیم ما! داور یه مشت کارت قرمز از جیبش در میاره و می پاشه رو سر بازیکنان، ولی کسی توجه نمیکنه ...

آموزش از سرچشمه!

به نظر فدوی افتتاح هفتمین مرکز آموزشی «سازمان آموزش فنی و حرفهای ایران» در افغانستان را باید به فال نیک گرفت و به این عزیزان در آن سازمان تبریک گفت. البته هستند کسانی که لابد میخواهند بر طبل بداخلاقی رسانهای بکوبند و بگویند وقتی ما اینهمه کارگر غیرماهر در کشور خودمان داریم چرا باید هفت مرکز در کشور افغانستان برای آموزش کارگران افغانی بسازیم. به اعتقاد ما این حرفها بیشتر از سر ناآگاهی است و این دوستان نمیدانند که مسئولان محترم رفتهاند و آموزش را از سرچشمه شروع کردهاند، چرا که بسیاری از کارگران غیرماهر ما در حقیقت همین مهاجران و اتباع کشورهای همسایه هستند و آموزش به این کارگران افغانی راه دوری نمیرود.

حکایت

به یک نفر گفتند شهر را اداره کن، گفت: چشم. گفتند: شهر طرح جامع و طرح تفصیلی و پهنهبندی نیاز دارد، گفت: چشم. گفتند: پارک و آبنما و اتوبان و بزرگراه دوطبقه بساز، گفت :چشم. گفتند: ملت مترو و خطوط اتوبوس تندرو و هوای سالم میخواهند، گفت: چشم. گفتند: با موشهای توی جوب ها مبارزه کن، گفت: چشم. گفتند: چرا توفان درختهای توی خیابان را شکست، گفت: چشم. گفتند: آخر سال نمایشگاه و فروشگاههای ارزانقیمت برای خرید شب عید مردم راهاندازی کن، گفت: چشم. گفتند: تابستان فرهنگسراها را برای دانش آموزان فعال کن، گفت: چشم. گفتند: زمستان روانآب ها را ساماندهی کن، گفت: چشم. گفتند: نخالههای ساختمانی را ببر بیرون شهر، گفت: چشم. گفتند: آشغالها را از سطح شهر جمعآوری کن، گفت: چشم. گفتند: شبهای عید آسمان شهر را نورافشانی کن، گفت: چشم. گفتند: ولی تراکم نفروش و پروانه ساخت صادر نکن و عوارض ساختوساز نگیر، گفت این یکی روی جفت تخم چشمم! وی در ادامه خود! افزود: امر دیگه ای ندارین؟ تعارف نکنین تورو خدا، پول هست، من توی خونه چند تا چاه نفت دارم، اگه یه وقت چیز دیگه ای هم خواستین بگین!

دستهای بلااستفاده مانده!

بعضیها هستند که اگر شما دستت را پر از عسل کنی و بگذاری توی دهانشان، باز دستت را گاز میگیرند. نمونهاش همین منتقدان مدیران و مسئولان صنعت ساختمان در استان تهران. واقعاً انصاف هم چیز خوبی است، مثلاً وقتی خود شخص رئیس سازمان نظاممهندسی ساختمان استان تهران خبر و بلکه هشدار میدهد که «23 شرکت 70 درصد نظارت را در تهران انجام میدهند» و بعد از مهندسان میخواهد به تعهد خود پایبند باشند و عضو هیئتمدیره همین سازمان هم خبر میدهد که بالای 50 درصد ساختوساز تهران نه دست 20 شرکت که به دست 20 نفر انجام میشود و معاون فنی همین سازمان هم میگوید «سازمانهای نظاممهندسی باید در حوزه کنترل ساختمان تقویت شوند» و مدیر روابط عمومی پیام ساختمان هم میگوید در نمایشگاه بینالمللی صنعت ساختمان امسال با قوت و قدرت حاضر میشویم (که البته این آخری به بحث مربوط نبود و فقط خواستیم تبلیغی برای خودمان کرده باشیم)، دیگر این منتقدان چه توقعی دارند؟ یعنی بعدازاینکه مدیران محترم زحمتکشیده و عرق ریخته و این فرمایشات را فرمودند لابد باید کار و زندگی خودشان را ول کنند و بیفتند دنبال برچیدن بساط برگه فروشی و نظارت بر مهندسان ناظر و اینطور کارها؟

فاضلاب خطرناک!

طرح استیضاح وزیر راه و شهرسازی به خاطر راهآهن گرگان- گنبد، جادههای روستایی استان گلستان و فاضلاب علیآباد کتول کلید خورد. جسارتا به نظر من که تقصیر خودشان است. ایشان بهعنوان یک مدیر فوقالعاده مهم و کلیدی باید به مجلس برود و پاسخگو باشد. حالا راهآهن گرگان- گنبد و جادههای روستایی استان گلستان هیچ، ولی فاضلاب علیآباد کتول را نمی باید دست کم میگرفت.