نشریه شماره   186   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ضرورت توجه به گردشگری ورزشی

گروه معماری دکوراسیون:بررسیها نشان میدهد برزیل در مقایسه با آفریقای جنوبی عملکرد موفقتری در جذب درآمد از طریق گردشگران جام جهانی داشته است. در شرایطی که دیدار افتتاحیه جام جهانی فوتبال بین برزیل و کرواسی برگزار شد، همچنان سیل گردشگران به برزیل سرازیر است. بر اساس گزارشها میانگین بهای اقامت در هتلهای ریودوژانیرو حدود 461 دلار است که دو برابر قیمت هتلهای ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی است. همچنین پیشبینی میشود برزیل میزبان حدود 10 میلیون گردشگر داخلی و خارجی باشد که این رقم در مورد آفریقای جنوبی حدود 6 میلیون گردشگر بود.از سوی دیگر حدود 30 درصد ظرفیت هتلها توسط گردشگران فوتبالدوست انگلیسی، 22 درصد توسط آلمانیها و 14 درصد توسط آمریکاییها رزرو شده است. این در حالی است که بیشتر این گردشگران اولین سفر خود به برزیل را تجربه کرده و پیشبینی میشود که بین 20 تا 25 درصد آنها در سالهای آتی دوباره به این کشور سفر کنند. در همین حال پیشبینی میشود گردش مالی حاصل از حضور گردشگران نیز به 25 میلیارد دلار برسد؛ البته برزیل در سال 2016 نیز میزبان مسابقات المپیک خواهد بود که برای اقتصاد این کشور منافع زیادی به همراه خواهد داشت.رشد چشمگیر گردشگران برزیل در شرایطی صورت میگیرد که مدتی قبل «دیلما روسف»، رئیسجمهور این کشور نیز به فعالان صنعت گردشگری برزیل شامل هتلداران، رستورانداران، مالکان خطوط هوایی و آژانسهای مسافرتی نسبت به افزایش غیرمتعارف بهای خدماتشان هشدار داد و اعلام کرد: برای دفاع از اعتبار و آبروی برزیل در عرصه بینالمللی شورای ویژهای را با هدف نظارت و کنترل قیمتها در زمان برگزاری مسابقات جام جهانی و دو هفته به آغاز و دو هفته پس از پایان آن تشکیل داده و مجازاتهای سنگینی نیز در انتظار متخلفین خواهد بود.برزیل در سال 2013 میزبان نزدیک به 8 میلیون گردشگر بود و مقامات صنعت گردشگری این کشور قصد دارند برزیل را به مقصد 10 میلیون گردشگر در سال 2020 تبدیل کنند.

آنچنان که پیشبینی میشود برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال یک درصد به رشد تولید ناخالص داخلی برزیل اضافه میکند که برای اقتصادی به عظمت اقتصاد برزیل یک جهش بزرگ محسوب میشود. اما برزیل تنها کشوری نیست که نگاهی جدی به گردشگری ورزشی دارد.قطریها که میزبان جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ خواهند بود از همین امروز تلاشهای جدی خود برای جذب گردشگران خارجی را شروع کردهاند. آنها ساخت یک جزیره تفریحی در ساحل شهر دوحه را در دستور کار دارند که چیزی حدود ۵.۵میلیارد دلار برای آنها هزینه خواهد داشت. این جزیره که از هم اکنون «المها» نامگذاری شده شامل ویلاهای مجلل و درجه یک، پارک آبی و ۵هتل بزرگ است که ظرفیت اسکان همزمان ۲۵هزار نفر را خواهند داشت. قرار است یکی از استادیومهای میزبان جامجهانی نیز در این جزیره ساخته شود. قطریها که هم اکنون در رده سیوهفتم کشورهای جهان از نظر جذب گردشگر قرار دارند مصمم هستند طبق برنامهای ده ساله و به مدد برگزاری بازیهای جام جهانی به قطب اول جذب گردشگر در منطقه خلیجفارس تبدیل شوند.

احداث دهها هتل و حداقل ۳فرودگاه بینالمللی از برنامههای دولت قطر برای سالهای آینده است. تجربه کشورهایی که میزبانی مسابقات ورزشی مهم از جام جهانی تا المپیک را به دست آوردهاند، نشان میدهد که گردشگری ورزشی یکی از بهترین فرصتها برای جهش در صنعت گردشگری هرکشور است. در چنین شرایطی مسئولین فدراسیون فوتبال ایران نیز تلاشهایی را برای به دست آوردن میزبانی مسابقات جام ملتهای آسیا در سال۲۰۱۹ آغاز کردهاند.

اگرچه احتمال سپردن میزبانی این مسابقات با امکانات فعلی ایران از احتمال قهرمانیمان در جام جهانی برزیل کمتر است اما میزبانی مسابقات بزرگ تنها راه جذب گردشگر ورزشی نیست. در‌‌ همان روزهایی که برزیلیها ورود ۶میلیون گردشگر به کشور خود را جشن میگرفتند، موزه باشگاه بارسلونا پذیرای ۲۵میلیون بازدیدکننده خود بود. بازدید‌‌کننده خوششانسی که همراه ۲فرزندش به این موزه ۳۰ساله آمده بود شانس این را پیدا کرد که ضمن بازدید کامل از مجموعه بارسلونا هدایای مخصوص این باشگاه را با خود به خانه ببرد. موزه باشگاه بارسلونا گنجینهای عظیم از انواع و اقسام جامها و لوازمی است که هویت باشگاه بارسلونا را میسازند.

از ۴کاپ قهرمانی، لیگ قهرمانان اروپا تا کفشهایی که توپ زیر پای رونالد کومان در فینال ۱۹۹۲ اروپا را به تور دروازه حریف چسباند، از لباس دیهگو مارادونا با امضای خودش تا توپی که ۵۰سال قبل زیر پای بازیکنان بارسلونا حرکت کرده در کنار ۵۰ کاپ قهرمانی دیگر و تالار مشاهیر باشگاه بارسلونا میتوانند هر گردشگر علاقهمند به این تیم فوتبال را به بارسلون بکشانند. تقریباً تمامی تیمهای مشهور و صاحب سبک جهان، از منچستریونایتد در انگلستان تا آژاکس در هلند و بایرنمونیخ در آلمان سالانه درآمد بالایی از موزههای خود دارند و هرسال نیز به گنجینههای موزه خود اضافه میکنند.

در این میان حتی کشورهایی که صاحب تیمهای ریشهدار نیستند سعی میکنند قسمتی از این سود سرشار را به حساب خود بریزند. برای مثال، دولت راسالخیمه پروژه ساخت جزیره رئال مادرید را از ۲سال قبل کلید زده است. این جزیره که شامل یک منطقه مسکونی و تجاری همراه با شهربازی، یک هتل ۵ستاره با ۴۵۰ اتاق، بیش از ۴۰۰آپارتمان، ۶۰ویلای ساحلی، تفرجگاه ساحلی، قایقهای تفریحی، یک استادیوم فوتبال دههزارنفره و موزه خواهد بود، جزیره رئال مادرید نام دارد و از مهمترین مراکز تفریحی امارات در سالهای آینده خواهد بود. اگرچه کشور ما فاصله زیادی با میزبانی مسابقات معتبر ورزشی دارد اما برپایی موزه برای باشگاههای ورزشیمان چندان دور از انتظار نیست.

تصور کنید باشگاهی مثل استقلال یا پرسپولیس تهران جامهای قهرمانیشان را از ساختمانهای اداریشان بیرون بیاورند و در کنار همه چیزهایی که به تاریخ این ۲باشگاه گره خوردهاند در مکانی مناسب مستقر کنند. بیشک تعداد هوادارانی که مشتاق میشوند در سفر به تهران از چنین موزهای بازدید کنند، کم نخواهد بود. موزهای را تصور کنید که در گوشهای از آن بتوانید کفشهای وطنخواه و معینی را که بازی یک صفر باخته فینال ۱۹۷۰ آسیا را در ۵دقیقه پایانی به پیروزی ۲بر یک تبدیل کردند (و اولین قهرمانی آسیا را برای یک باشگاه ایرانی به ارمغان آوردند) ببینید و در قسمتی دیگر تالار افتخارات بازیکنان باشگاه را، یا در بازدید از شهر انزلی سری به موزه تیم فوتبال ملوان انزلی بزنید یا نگاهی به موزه تیمهای پرافتخار و ریشهدار دیگر ایران بیندازید.

اما به راستی چرا این فرصت ارزشمند از صنعت گردشگری ایران و باشگاههای فوتبالش گرفته شده است؟ پاسخ این پرسش را باید در فرهنگ حاکم بر مدیریت ورزش ایران جستوجو کرد. در شرایطی که هر سال خبر انحلال یا انتقال نیمهای ریشهدار ایرانی به گوش میرسد انتظار تأسیس موزه این باشگاهها بیش از پیش سخت به نظر میرسد.

تیمهایی مثل همای تهران، نساجی مازندران، عقاب تهران، پاس تهران، سپیدرود رشت و دهها باشگاه ورزشی دیگر که بیش از نیمقرن از تأسیسشان میگذرد، امروز یا از بین رفتهاند یا با انتقال اجباری به استانهای دیگر هویتشان را از دست دادهاند و تنها نامی بزرگ برایشان باقی مانده است. از دیگر سو، تیمهای فعال در لیگ برتر نیز به شکلی تأسفآور فاقد مدیریت منسجم و هدفدار هستند.

اغلب جوایز و افتخارات این باشگاهها وسیله تزیین اتاق مدیریت آنهاست یا حتی در مواردی زینتبخش منزل مربیان و بازیکنان یا اگر هم اتاقی به آنها اختصاص داده شده باشد نهتنها تبلیغی برای تشویق تماشاگران برای بازدید از آن انجام نمیشود بلکه عملاً امکان چنین کاری نیز وجود نخواهد داشت. در پایان بیایید فرض کنیم که شهری در جهان سابقه و پتانسیلی مانند شهر جویبار در ورزش کشتی داشت. مشخص است که تصور امکانات تفریحی و موزهها و مراکز مرتبط با کشتی در این شهر فرضی آه از نهاد هرکسی بلند میکند. اما حالا وقت آه کشیدن نیست، باید به فکر چاره بود، فردا دیر است.