معماری بومی رو به فراموشی

شمار نشریه : 186

*آرزو افشارزاده

یکسان سازی ساختمان ها در نقاط مختلف شهرهای ایران، از جمله معضلات معماری شده؛واکنون ساخت وساز به شیوه سنتی و بومی و بر اساس اقلیم رو به فراموشی می رود،در این خصوص توضیح چند کارشناس را پرسیده ایم که در پی میآید:

داشتههای معماری، قربانی مدرنیزه

سعید فلاح فر استاد دانشگاه و پژوهشگر معماری در این زمینه میگوید: پديده فراموشی معماری بومی اتفاقي مجرد، نبوده و قطعاً بخشي از يك واقعه فراگير اجتماعي و فرهنگي است. اگر قرار باشد به "فراموشي معماري بومي" بپردازيم، قبل از هر چيزي بايد به خود "فراموشي" نگاه كنيم! ما در چند دهه گذشته و خصوصاً سال هاي اخیر، به شدت خودرا فراموش كرده ايم. اين فراموشي در همه جزئيات زندگي ما ديده مي شود. حتي طرح اين ادعا كه چند نسل اخير، دچار بحران فراموشي در چرايي زندگي است، جرأت زيادي نمي خواهد.

وی ادامه داد: غربِ زخم خورده از دوران تاريك و سياه، با شكستن قاعدههاي دست و پاگيرِ گذشته، به تدريج قامت خميده خود را استوار ميكند و هر آنچه را که گمان مي برد به سكون و تباهي اش منجر شده، كنار ميگذارد. ساختارهاي كهنه را مي شكند تا تازه هايش را در همه اركان زندگي از نو برپا كند. به ويژه در مي يابد منافع شخصي جز با تأمين منافع دراز مدتِ جمعي به دست نميآيد؛ در اين هيجان زدگي سست بنيان، و در ميان شكستن ساختارهاي كهنه و ناهنجارپوسيده، بسياري از مسيرها هم شكسته مي شوند. در حالي كه اروپاي پيروز، رفتارهاي عجولانه دوران مدرنيسم را با ارزشهاي تازه نفس پست مدرنيسم جبران مي كند؛ تمام دستاوردهاي تاريخي و فرهنگي، همراه با آنچه خرافه يا سنت هاي بي اساس و... شمرده مي شد، محكوم به حذف شد، به گمان اين كه جامعه مدرن قابل تحقق شود. از نظر تاريخي، نشانههاي اين دوره را بايد از اواخر دوران قاجار و روابط تازه و منفعلانه با دنياي جديد غرب جستجو كرد. در مقابل، به نگاه آركائيست پهلوي اول بايد اشاره كرد كه البته انگيزه هاي سياسي آن قابل انكار نيست. معماري اين دوره با كپي برداري و توجه اغراق آميز به ظواهر معماري هخامنشي و ساساني و... گواه اين مدعاست.

این استاد دانشگاه اضافه کرد:در اين كشاكش دراز و تقريباً صدساله، مسير معماري سنتي و داشته هاي معماري بومي (به عنوان طبيعي ترين و بديهيترين شكل فرهنگ زيستي و معماري) هم، مثل بسياري ديگر، قرباني مدرنيزه ميشود. بي اينكه بتواند فهم درستي از پست مدرنيسم و بهره گيري از ميراث تاريخي را براي بلندپروازي هاي معاصرش داشته باشد.

معماری بومی به فراموشی سپرده شده است

یک کارشناس معماری معتقد است: امروزه دیگر معماری بومی و سنتی در مناطق مختلف کشور دیده نمیشود و در عوض ساختمانهایی با سازه فلزی یا بتنی، پوشش آجری و سقفهای شیبدار با فرمهای به اصطلاح هنرمندانه با پیروی کورکورانه از معماری بیگانگان و تفکیک فضاهای داخلی تنها با هدف پاسخ به نیاز سرپناه خانواده، جایگزین ویژگیهای پیشین بناها شدهاند.

عسکری این عوامل را موجب از دست دادن هویت معماری بومی منطبق با محیط میداند ومیگوید: یکی از پیامهای اصلی شیوه جدید معماری، بالا بودن هزینه ساخت و افزایش استفاده از انرژیهای غیرقابل تجدید و یا فسیلی با هدف گرمایش و سرمایش است که دلیل اصلی آن، عدم استفاده از مصالح بومی است!

وی ادامه می دهد: برخلاف معماری بومی کویر، که بیشتر با خشت و آجر بنا شده است، معماری در مناطق شمالی از چوب و الیاف گیاهی به صورت عمده بهرهبرداری کرده است و جنگلهای انبوه در کنار مزارع برنج، از مهمترین منابع تأمین مصالح ساختمانی منطقه هستند.

عسگری تاکید می کند: سازگاری مناسب، اقتصادی بودن و سایر موارد از جمله پارامترهایی است که معماری سنتی متناسب با اقلیم هر منطقه را توجیه میکند.

توجه به سبک معماری اروپایی

کاظم ساکت، یکی از شهروندان تهرانی در این زمینه می گوید: ایران به دلیل برخورداری از تاریخ، فرهنگ و هنرغنی و تلفیق این مهم با معماری اسلامی در بناهای شهری خود میتواند حرف های بسیاری برای گفتن داشته باشد. متاسفانه بناهایی که در حال حاضر در شهرها در حال ساخته شدن هستند نه با اقلیم شهرها و نه با فرهنگ غنی خودمان در روزگاران گذشته، سازگار نیست!

وی در باره علت فراموشی معماری بومی می گوید: توجه به سبک معماري اروپايي و ظاهر غربي، نوع به کارگيري مصالح، شکل زندگي آپارتماني، روي آوردن به رشد عمراني شهرها و الگوبرداری مسکن از کشورهاي اروپايي، از جمله علل غفلت از موضوع معماري سنتي و بومی است.

شیوه معماری در اختیار مهندسان است

محمود کاظمی، دانش آموخته معماری، دراین باره اعتقاد دارد: شیوه معماری در اختیار مهندسان است وآنان میتوانند معماری شهرها را با تکیه بر معماری های بومی و ایرانی- اسلامی اصلاح کنند، ولی جامعه باید این درخواست را داشته باشد.

وی ادامه می دهد: "هنر، محل تجلي عقايد مردم يك سرزمين بوده، و هنرمند با الهام از باورهای مزبور و ريختن این مهم در قالب موسيقي، خوشنويسي، نقاشي و معماري آن را عينيت ميبخشد؛ در اين ميان معماري به عنوان فلسفي ترين هنرها جايگاه ويژه اي دارد.