نشریه شماره   186   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

بازم تابستون اومد!

از قضای روزگار، روز انتشار این شماره از نشریه، مصادف شده با 31 خردادماه که آخرین روز بهار است. در همین رابطه شاعری که اقدامات ایمنی را رعایت نکرده و آفتاب بیش از حد به ملاجش تابیده بوده، گفته:

بازم تابستون اومد

آفتاب تو ایوون اومد

هندونه قاچ می کردم

از دست من خون اومد!

حالا از این تقارن که بگذریم میماند اینکه در این دو هفته چه گذشت:

یک سال بنفش گذشت!

یک سال از ایامی که موج ارغوانی منجر به جمعه ارغوانی و نهایتاً جیغ بنفش شد، گذشت. یادش به خیر زمانی که حاکم شدن فضای روحانی بر کشور خودش به اندازه کافی حال داده بود که پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمان بر تیم کره جنوبی و صعود ایران به جام جهانی و رفتن به برزیل عیشمان را کامل کرد. اما همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات شورای شهر هم بود و قدرت خدا همه ساکنان شهر تهران تصمیم گرفته بودند تا وارد شورای شهر شوند. حتی خود ما هم كه (علاوه بر نهنگ دریای روزنامهنگاری)، استادي بيش نيستیم کمکم داشتیم احساس تکلیف میکردیم که ناگهان ندا آمد و گفت: شما در همين كسوتي كه هستيد، سنگینترید!

یادش به خیر مهندسانی که با شعارهای تبلیغاتی «دماوند را به تهران میآورم»، «شهرو چراغون میکنم، آیینه بندون میکنم»، «تهران را آدم میکنم»، «خداحافظ زلزله»، «تهران مرا ندارد، از بس که جان ندارد»، «شهری بدون آلودگی، بدون ترافیک، بدون آدم»، «برجها را رنده میکنیم»، «زندگیتان را آسفالت میکنیم» و ... مورد حمایت افراد و تشکلهای مختلف نظیر ائتلاف فرصتطلبان موجسوار، جمعیت با سواتهای معطدل، انجمن متخصصان پوست و گوشت و استخوان، جمعی از نوباوگان انجمن شعر چهچهه، سندیکای متخصصان در امور انبساط شهری، ائتلاف آسفالت و سرویس بهداشتی کاران و ... قرار گرفتند. یک نفر هم در تبلیغاتش نوشته بود «تهران را بدون درد تجربه کنید» و خودش را «نامزد مستقل شوراها با 30 سال سابقه آمپول زنی بدون آخ»! معرفی کرده بود. اما در نهایتاً هیچکدام از این همه کاندیداهای جور واجور موفق به راهیابی به «بهشت» نشدند!

شهرمان به چی بند است؟

در تهران تنها ظرف 25 دقیقه 5 شهروند کشته و بیش از 60 نفر زخمی شدند، 2 هزار و 600 درخت شکست، 350 حادثه به وقوع پیوست و قریب به 20 هزار مورد تماس با سازمان آتشنشانی در حوزههای عملیاتی سقوط درخت، دکل برق، داربست، تیر چراغ برق، چراغ راهنمایی رانندگی، تابلوهای تبلیغاتی و اجسام معلق از سوی شهروندان صورت گرفت و خسارتی 5 میلیارد تومانی به بار آمد؛ چون باد وزیده بود! جالب آنکه مسئولان امر اعلام کردهاند در میان حوادث طبیعی، وزش باد با سرعت حدود 110 کیلومتر تنها یک حادثه عادی به شمار می رود و به هیچوجه در سطح بحران قابل طبقهبندی نیست. از این رو ما امیدواریم باد بعدی سازمان هواشناسی و سازمان مديريت بحران را هم با خودش ببرد؛ چرا که معلوم است شهری که با بادی غیر بحرانی، اینطوری بشود با یک بحران واقعی چه میشود.

میگنجد؟

بعد از اینکه دبیر کل کانون شرکتهای لیزینگ ایران گفت؛ با استفاده از لیزینگ، مسکن ساختهشده توسط انبوهسازان را خریداری کرده و در اختیار متقاضیان مسکن که قدرت و توان خرید مسکن ندارند قرار میدهند و به این ترتیب هم مشکل انبوهسازان را حل میکنند و هم بر اساس توان و سطح درآمد مردم، آنها را خانهدار میکنند، ما به طرز زایدالوصفی از خوشحالی در پوست خودمان گنجیدیم! البته درستش این بود که در پوست خودمان نگنجیم ولی وقتی دیدیم که بانک مسکن با ارائه تسهیلات تا حدود 90 درصد قیمت مسکن، وزارت راه و شهرسازی با طرح مسکن اجتماعی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با طرح مسکن امید، شهرداری با طرح نوسازی بافتهای فرسوده و کانون شرکتهای لیزینگ با طرح لیزینگ مسکن، کمر همت بستهاند که حتماً حتماً ما را خانهدار کنند دیدیم انصاف نیست در پوست خودمان نگنجیم؛ فلذا از کلیه عزیزانی که به فکر خانهدار کردن ما هستند هم خواهش میکنیم چیزی بگویند که بگنجد!

سرگرمی مفید عنکبوتها

بازنگری و اصلاح قانون نظام مهندسی که طی یک سال اخیر به جریان افتاده خودش به اندازه چهار واحد دانشگاهی «اصول مدیریت» مفید و آموزنده است. نه از آن تهیه پیشنویس دلبخواه و بدون مشورتش، نه از جفت پاها را در یک کفش کردن برای فوریت بررسی آن در مجلس، و نه از این توقف و مسکوت ماندن آن. آخرین خبرهای واصله هم حاکی از این است که عنکبوتهای محترم روی پیشنویس مذکور تار بسته و مشغول انجام مسابقات والیبال هستند که خودش سرگرمی مفیدی است.