نشریه شماره   186   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تهران از توفان تا زلزله

سید سجاد موسوی

 وقوع توفان در تهران و به دنبال آن شکسته شدن 2554 اصله درخت، 109 مورد سقوط تابلو، 35 مورد سقوط داربست، هشت مورد شکستگی تیر برق و 39 مورد پارگی و قطع کابل برق فشار متوسط و ضعیف، 19 مورد خروج از مدار پست برق، 1128 مورد خاموشی،  آسیب 128 خودرو و مهمتر از همه مرگ پنج نفر از هموطنان باعث شد تا یک بار دیگر ضعف و ناتوانی دستگاههای متولی مدیریت بحران کشور آشکار شود.

انداختن توپ به زمین همدیگر

در جریان این حادثه مسئولان توپ را به زمین همدیگر میانداختند و کسی زیر بار سهلانگاریها نمیرفت و غیرقابلپیشبینی بودن آن را دستاویز قرار داده بودند. سازمان مدیریت بحران شهر تهران، کوتاهی را از طرف سازمان هواشناسی میداند و سازمان هواشناسی هم فقدان تجهیزات را بهانه میکند. انداختن توپ به زمین همدیگر در حالی از سوی مسئولان صورت میگیرد که شواهد نشان میدهد ؛ حتی با وجود پیشبینی سازمان هواشناسی باز تغییر چندانی در میزان خرابیها به وجود نمیآمد. همان طور که محمد سالاری، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران میگوید: اگر وقوع این توفان از طرف سازمان هواشناسی کشور اعلام میشد، باز هم وضعیت مدیریت بحران ما تغییر نمیکرد و حوادث به وقوع میپیوست. شاهد دیگر اثبات مدعا اینکه با وجود اعلام سازمان هواشناسی نسبت به بارش شدید و وقوع سیل در استان مازندران، اقدام خاصی صورت نگرفت و سیل خسارت زیادی به منازل مسکونی،پلها و زمینهای کشاورزی وارد کرد و دو نفر از هموطنان ما جانشان را از دست دادند علاوه بر این ظاهراً یادشان رفته که از دیرباز اصطلاح «حوادث غیر مترقبه» رایج بوده و قرار نیست تمامی حوادث قبل از وقوع، مسئولان را از خواب غفلت بیدار کنند.

علاج واقعه قبل از وقوع

نمیخواهیم بر اقدامات سازمان هواشناسی سرپوش بگذاریم اما سازمان مدیریت بحران شهر تهران که همه چیز را ناشی از قصور سازمان هواشناسی میداند، ظاهراً فراموش کرده که مدیریت بحران سه سطح دارد؛ قبل، حین و بعد از حادثه و اگر از مرحله پیشبینی جا ماندهایم، ربطی به عدم اجرای تمهیدات درست قبل از وقوع ندارد و اصولاً امکانپذیر نیست که پس از اعلام سازمان هواشناسی به فکر بهبود سیستم های برق و آبراهههای شهر باشیم، بلکه هر عقل سلیمی میگوید علاج واقعه را قبل از وقوع آن باید انجام داد. اعلام توفان 12 ساعت قبل از وقوع شاید تا حدودی شهروندان را آگاه کند اما اقدام چندان قابلتوجهی در کلانشهر تهران نمیتوان صورت داد. با وقوع این توفان و بارش باران، برق بسیاری از دکلها قطع شد و بالا آمدن آب در آبراهههای شهر باعث شد موشها به سطح پیادهروها بیایند.حال سؤال این است که آیا واقعاً در کمتر از 12 یا 24 ساعت مدیریت بحران قادر به ترمیم سیستم های برق فشار قوی شهر تهران و بهبود سیستم فاضلاب شهری بود؟ مسلماً خیر.

با زلزله چه کنیم

نکته مهم دیگر اینکه توفان تهران در مقایسه با زلزله تنها یک شوک به شمار می رود، شوکی که باید مسئولان را از خواب غفلت بیدار کند و همه به این اصل اذعان کنند که در برابر زلزله آماده نیستیم و با این وضعیت هیچ کاری از پیش نمیبریم. متأسفانه حجم ساختمانسازی در کلانشهر تهران آنقدر زیاد است که تهران را تبدیل به یک کارگاه ساختمانسازی کرده است. به گونهای که هیچ نشانی از یک شهر مدرن در سال 2014 ندارد. ساختمانها با کمترین کیفیت ساخته میشوند و زیرساختها به هیچوجه پاسخگوی سیل عظیم جمعیت نیست. اگر با وقوع یک توفان، برق فشار قوی دکلها قطع میشود با وقوع زلزله چه اتفاقی برای پایتخت میافتد؟ آیا با وجود زیرساختهای فرسوده عملاً ارتباط دستگاهها با همدیگر قطع نمیشود.

 

بافت فرسوده در انتظار تخریب

همه ما میدانیم 15 درصد جمعیت تهران در بافتهای فرسوده ساکن هستند؛ بافتهایی که اگر توفان شدیدتری میآمد، شاهد تلفات بسیار گستردهای بودیم. واقعیت این است که با وضعیت حاکم بر شهر و همچنین مدیریت بحرانی که معطوف به پس از وقوع حوادث شده، چنانچه خدای ناکرده زلزله بالای شش ریشتر در تهران به وقوع بپیوندد، باید این بار به جای درختان از سطح خیابان، آدم جمع کرد. اجساد از آپارتمان های قوطی کبریتی بیرون کشیده شود. البته اگر امکان بیرون کشیدن اجساد وجود داشته باشد و مدیریت بحران پس از وقوع حادثه بتواند به مردم به ویژه ساکنان بافت فرسوده امدادرسانی کند.

کارشناسان و صاحبنظران زلزله بارها نسبت به زلزلهخیز بودن شهر تهران هشدار دادهاند و با وضعیت موجود شمار تلفات را در 10 دقیقه اول پس از وقوع، حدود یک میلیون نفر میدانند که به مرور زمان شمار قربانیان اضافه میشود؛ با این وجود مسئولان و دست اندر کاران صنعت ساختمان و مدیریت بحران ظاهراً تسلیم تقدیر و اراده طبیعت شدهاند و گاهی اوقات در گفتگو با رسانهها عنوان میکنند که تدابیر ویژهای را برای مدیریت بحران تهران در هنگام زلزله اندیشیدهاند . اینکه برای بازماندگان اردوگاه و پارک هایی در نظر گرفته شود تا آنها بتوانند در آنجا اسکان پیدا کنند، فقط صورت مسئله را پاک میکند چون این کار مربوط به بعد از وقوع حادثه است.

چه برنامهای دارید؟

باید از مسئولان پرسید برای نجات مردم در زلزله چه برنامهای دارید ؟ آیا میتوان به نقاطی از ساختمان که امنیت بیشتری دارد، پناه برد ؟ اصلاً ساختمانهای ما جاهای امن دارند ؟ راستی چقدر به مردم آموزشهای لازم را دادهاید.

در پایان جا دارد یک بار دیگر از مسئولان و دست اندرکاران صنعت ساختمان و همچنین سازمان مدیریت بحران کشور بخواهیم که زلزله تهران؛ به عنوان مهمترین حادثهای که هر لحظه امکان وقوع دارد را با حضور دستگاههای ذیربط مورد بررسی قرار دهند و برنامه جامعی برای حل بحرانهای تهران تهیه کنند تا از بزرگترین فاجعه درصورت وقوع جلوگیری شود.