هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   185   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

فــاجـعه ای کـه مهار شـد

مهندس ابوالفضل مشایخی- مهندس کامیار میر رضوی

 

سایت پلان (خلاصه پرونده)

مکان: یکی از جنوبی ترین مناطق تهران

زمان: بهار و تابستان 87

تلفات و خسارات: صفر

 

پلان کلی (شرح حادثه)

در ابتدای بهار سال 87 پروانه ساختمانی با بنای حدود 2400 مترمربع شامل دو طبقه زیر زمین، همکف و شش طبقه مسکونی در یکی از مناطق جنوبی تهران صادر میگردد. چند روز بعد در پی درخواست مالک، مهندس ناظر پس از بازدید ساختمان قدیمی، بررسی نقشهها، وضعیت همسایه و سایر موارد با اهمیت، اقدام به تأیید مجوز شروع عملیات ساختمانی مینماید. موقعیت ملک به نحوی است که از سه طرف مجاور گذر و از سمت شمال مشرف به یک ساختمان دو و نیم طبقه قدیمی با بافت فرسوده بدون فونداسیون با دیوارهای خشت و گلی و سقفهای تیر چوبی و کاهگلی و بدون زیرزمین، با هفت خانوار ساکن که البته مهندس ناظر پیش از شروع به کار شماره تماس خود را در اختیار آنها قرار داده است تا در حین تخریب و گودبرداری از طریق آنها نیز در جریان امور قرار بگیرد.

چند روز پس از شروع به کار، مهندس ناظر به محل پروژه سر می زند و با مشاهده وضعیت کارگاه و نیروهای اجرایی دستور کار نحوه تخریب و گودبرداری را به مالک -که خود سازنده هم هست- ابلاغ مینماید. پس از امضای مالک از نسخه اصلی کپی گرفته میشود و نسخه اصلی نزد مالک و کپی نزد مهندس ناظر میماند. در هنگام توضیح موارد دستور کار توسط ناظر، مالک با قاطعیت به مهندس ناظر اطمینان میدهد که تمامی دستوراتش مو به مو اجرا خواهد شد و هیچ کاری بدون هماهنگی و کسب اجازه از وی انجام نخواهد گردید. در ادامه ناظر، گزارش مرحله تخریب را خطاب به شهرداری مینویسد و در آن اعلام میکند مالک در حال تجهیز کارگاه است، هنوز اقدام به تخریب ننموده است و ضمناً مجری ساختمان که نامش در پروانه ذکر شده است در پروژه حضور ندارد و مالک موظف به استفاده از آن مجری در کلیه مراحل ساخت است. در پایان با پیوست کپی چهار صفحه- دستور کار ذکرشده به گزارش و ذکر خلاف - آن را به شهرداری تسلیم و در سیستم ثبت میکند.

از آن روز دو ماه و نوزده روز گذشته است.  ناظر با اطمینان خاطری که از مالک پیدا کرده بود و با توجیه اینکه اگر خطری احساس شود حتماً همسایهها به او اطلاع میدهند، به طور کلی از این کار نظارت غافل شده است. حدود ساعت ده شب یکی از ساکنین ملک همسایه با ناظر تماس میگیرد و میگوید: آقای مهندس گودبرداری زمین همسایه ما تمام شده است. مهندس ناظر ابتدا گمان میکند اشتباه شنیده است یا کسی که تماس گرفته منظورش تخریب بوده است. پس از چند سؤال دستگیرش میشود که درست شنیده و گودبرداری به عمق حدود 9 متر در کنار یک ساختمان به شدت فرسوده به پایان رسیده است. مهندس ناظر پس از دقایقی که از شوک این خبر بیرون میآید به سرعت سر ملک مورد نظارتش حاضر میشود و پس از بازدید شبانه گود و وضعیت خطرناک همسایه شمالی، از ساکنین در خواست میکند ساختمان را تخلیه و به محل امنی نقلمکان کنند. درخواست وی با مقاومت ساکنین مواجه میشود. مهندس ناظر برای اولین بار بود باکسانی روبه رو میشد که باکی از مرگ نداشتند و برای نجات جان خویش هم حاضر به همکاری نبودند. او در این لحظه پی به عمق فاجعه میبرد و تمام معلومات و تجربهاش را به کار میبندد و با در نظر آوردن انواع احتمالات، نامهها، دستورالعملها و گزارشاتی برای ادارات و سازمانهای مربوطه آماده میکند. صبح اول وقت مجدداً سر ملک حاضر میشود و دستورالعمل اجرای سازه نگهبان متناسب با وضعیت گود را به مالک ابلاغ میکند. مالک پس از دریافت دستور کار و بررسی آن به بهانه هزینه بر بودن اجرای چنین سازه نگهبانی از اجرای آن امتناع میکند و به بهانه اینکه چنین چیزی در نقشههای ساختمانش وجود ندارد به مهندس ناظر پرخاش و او را از کارگاه ساختمانی بیرون میکند. پس از آن ناظر به شهرداری مراجعه و گزارشی ارائه میکند. در متن گزارش پس از تشریح وضعیت گود و ساختمان فرسوده همسایه و تعداد ساکنین آن و سایر مسائل مربوطه این عبارات درج میشود: «چنانچه مالک از انجام دستور کار پیوست خودداری نمود می بایستی شهرداری محترم مستنداً به بند 14 ماده 55 قانون شهرداری ها به منظور حفظ جان شهروندان بالاخص پلاک ضلع شمالی به هزینه خود اقدام به پایدارسازی گود زیر نظر اینجانب نموده و هزینه های مربوطه را از مالک مسترد نماید. در غیر این صورت کلیه مسئولیت های حقوقی و کیفری و مدنی و خسارت های جانی ومالی ناشی از این حادثه برعهده شهرداری و مالک      می باشد».

 پس از ثبت این گزارش در شهرداری ناحیه با توجه به اینکه در آن زمان ناحیههای شهرداری قدرت اجرایی نداشتند و هدف مهندس ناظر هم نجات یک ساختمان از ریزش و به تبع آن نجات جان ساکنین بود نه فقط رفع مسئولیت، مهندس ناظر به منطقه مراجعه و تقاضای ملاقات با معاونت شهرسازی منطقه را میدهد. پس از چند ساعت انتظار جهت اتمام جلسه معاونت شهرسازی به جهت فشرده بودن برنامه کاری آن معاونت، ناظر به ملاقات وی پذیرفته نمیشود. پس از ملاحظه چنین شرایطی مهندس ناظر اقدام به نگارش نامهای با همان متن و با ذکر جزئیات بیشتر و لحنی تند تر میکند و از آن، تعداد ده رونوشت تهیه میکند و به ترتیب به ادارات ذیربط تسلیم و در دبیرخانه آنها ثبت میکند. پس از ثبت نامهها و خرید الحاقیه بیمه مسئولیت تا چند برابر سقف قبلی و خرید بیمه مسئولیت از یک شرکت بیمه دیگر، مهندس ناظر به خانهاش مراجعت میکند تا خود را برای سقوط ساختمان فرسوده و مرگ ساکنین آن و بازداشت و تهیه وثیقه و دفاع از خود در دادگاه آماده کند.

صبح روز بعد حدود ساعت 9 تلفن ناظر زنگ میخورد. معاون شهرسازی منطقه با لحنی تند و توهینآمیز به مهندس ناظر پرخاش میکند که: آقای مهندس نامه پراکنی میکنی؟ شهرداری را تهدید میکنی؟ تو فکر میکنی کی هستی؟ مهندس ناظر با خونسردی کامل خود را معرفی  و ابراز میکند که من دست یاری به طرف شما دراز کردهام تا با کمک عوامل اجرایی شهرداری از یک فاجعه جلوگیری کنم. اما اگر شما آن را تهدید میدانید و قصد کمک ندارید پس خود را برای خداحافظی با مقامتان و حضور در دادگاه و زندان آماده کنید. چرا که تقصیر شهرداری در این ماجرا اگر بیشتر از ناظر نباشد کمتر نیست. ؟ معاون مربوطه لحنش را عوض نموده و از مهندس ناظر دعوت میکند تا جهت همفکری به شهرداری برود. در شهرداری مهندس ناظر با تشریح دقیق وضعیت خطرناک همسایه و گود و وسعت تلفات و خسارات وارده در صورت ریزش گود چنان ترسی در وجود مسئولین شهرداری القاء میکند که بلافاصله با مأمورین مسلح اجرائیات عازم آن کارگاه ساختمانی میشوند. مالکین ساختمان در حال ساخت حتی با وجود تذکرات جدی مسئولین شهرداری و نامههای اخطاریه و مأمورین مسلح اجرائیات، حاضر به هیچگونه همکاری جهت حفظ دیواره گود و ساختمان فرسوده همسایه نشدند. همچنین ساکنین آن ساختمان واقع در لبه گود نیز به هیچ عنوان حاضر به تخلیه و نجات جان خود نبودند. در چنین وضعیتی مأمورین شهرداری با علم به عواقب سنگین ریزش گود و خوفی که به واسطه پیگیریهای مداوم مهندس ناظر در آنها ایجاد شده بود، متوسل به زور شدند و مالکین زمین گودبرداری شده را از آن کارگاه ساختمانی خلع ید و اخراج کردند. پس از تصرف گود توسط شهرداری و استقرار مأمورین تمام وقت جهت حفاظت نیروها، یکی از پیمانکاران خبره شهرداری انتخاب و تحت نظر مهندس ناظر طی عملیاتی شبانهروزی اقدام به اجرای دیوار حایل بتنی مینمایند.

دیواری که از کف گود با پنجه بتنی آغاز و پس از حدود ده روز تا کمر ساختمان فرسوده لبه گود ادامه پیدا کرد و باعث تحکیم دیواره گود و رفع خطری فاجعهبار گردید. مهندس ناظر علیرغم تقاضای مکرر معاونت شهرسازی منطقه تا زمانی که دیوار بتنی به ارتفاع مورد نظر نرسید، از ارائه گزارش تحکیم گود خودداری میکرد تا مبادا با رفع مسئولیت از شهرداری عملیات اجرایی دچار خللی گردد. مالک پس از پرداخت هزینههای ایمنسازی گود به شهرداری که در آن زمان حدود بیست میلیون تومان شد، ملک خود را تحویل گرفت و به ادامه عملیات ساخت مشغول شد. در صورتی که میتوانست با عمل به دستور کار ناظر و صرف کمتر از یک دهم این مبلغ در حین گودبرداری کارش را به صورتی اصولی پیش ببرد و خود و دیگران را دچار چنین دشواریهایی نگرداند.