معماری تهران آشفته است

شمار نشریه : 185

تهران شهری با نزدیک به 15 میلیون نفر جمعیت است. بدون شک فراهم کردن و ساماندهی مسکن برای چنین جمعیتی کاری بسیار دشوار است. این اقدام نیازمند سیاستگذاری و برنامهریزی دقیق است و ضروری است که همه نهادهای اجرایی ذیربط در هرچه بهتر اجراشدن آن همفکری و همکاری کنند.ولی متأسفانه هدف اصلی معماری در تهران تنها به فراهم کردن مسکن برای ساکنان این کلانشهر آن هم به هر قیمت مبدل شده است. نگاهی به معماری دهههای گذشته به خوبی بیانگر این است که گذار فرهنگی در حوزه معماری در این شهر نه تنها وارد دوران جدید (مدرنیته) نشده است بلکه درک نادرست آن چهره شهر را به شدت مخدوش نموده و تصویری ناموزون ارائه کرده است.معماری هر شهری را میتوان لباس آن شهر دانست. لباسی که نشاندهنده شخصیت، فرهنگ، اقتصاد، هویت و حتی رشد اجتماعی و فرهنگی آن شهر است؛ لباسی که امروز بر تن تهران پوشانده شده نیز از این قاعده جدا نیست.

به گفته کارشناسان این حوزه، معماری و ساختوساز در تهران به خصوص در سه دهه گذشته به گونهای بوده که زیباییشناسی جایگاه خود را تا حد زیادی از دست داده و نظارت نکردن بر ساختوساز در این شهر در کنار اِعمال سلیقه شخصی، چهرهای ناهمگون و نازیبا به تهران داده است.این معضل بدون شک دارای جنبههای مختلفی است و سازمانها و نهادهای مختلفی نظیر شهرداری، شورای شهر، سازمان میراث فرهنگی، وزارت راه و شهرسازی و حتی نهادهای آموزشی در آن نقش دارند.

اکبر حاج ابراهیم زرگر، رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی در خصوص معماری امروز شهر تهران به خبرنگار ما گفت: متأسفانه معماری امروز ما بیش از هر چیز دچار بیهویتی و آشفتگی است و قاعده یا ضابطه ثابتی بر آن حاکم نیست. این معماری آیینه تمام نمای فرهنگ و سبک زندگی مردم ساکن در شهر تهران است.شرایط آشفته معماری در پایتخت در حالی است که برخلاف بسیاری از کشورها، ما پشتوانه بزرگی از معماری گذشته را در اختیار داریم که میتوان به خوبی از آن بهره برد.

 زرگر افزود: این اسناد تاریخی معماری به خوبی نشاندهنده این واقعیت هستند که در دورانی نه چندان دور ما معمارانی فهیم و شهروندانی فهیم تر داشتیم که با درک درست از لزوم توجه به معماری شهری، کارهای خوبی سفارش میدادند و تمایل به زندگی در بناهایی داشتند که اصول معماری در آنها رعایت شده باشد. متأسفانه در حال حاضر این درک تا حد زیادی از بین رفته است. برخی از ساختمانها و خانههای قدیمی گرچه از نظر متراژ چندان بزرگ نیستند اما قواعد معماری به شکل بینقص و دقیق در آنها رعایت شده است. وی ادامه داد: رعایت نشدن این دقت در زمان حاضر را میتوان حاصل نقصهای مدیریتی، نظارتی، آموزشی و البته ناهماهنگیهایی که در همه این حوزهها مصداق پیدا میکند، دانست. در این میان نقش مردم را نیز نمی توان نادیده گرفت و تغییر عادتها و الگوهای وابسته به معماری که جنبهای به شدت سرمایه محور پیدا کردهاند نیز یکی از بزرگترین عوامل شرایط کنونی است.افزون بر این نکته دیگری که بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان معماری و شهرسازی بر آن تاکید دارند، کمبود نگاه کارشناسی و بیتوجهی نهادهای اجرایی به هشدارها و دغدغههای کارشناسی در رفع مشکلات این حوزه است.

زرگر ادامه داد: وقتی تنها چیزی که در معماری امروز به آن توجه میشود سود حاصل از ساخت و فروش واحدهای یک مجتمع است، چگونه میتوان انتظار داشت که معماری و معماران ما این بیهویتی فرهنگی را پشت سر گذاشته و وارد دورهای جدید از ظهور معماری ایرانی شوند؟

مشکلات اقتصادی، نبود برنامهریزی کلی و ضوابط در سطح شهرسازی و اقدامهایی نظیر دادن تراکم بالا به قسمتی از شهر، نظم آن را بههمریخته و زیبایی را به اولویتی بیاهمیت مبدل کرده است.البته این نکته را نیز نمیتوان نادیده گرفت که در برخی از مناطق تهران، ترکیب سرمایه با هنر و معماری جدید، ساختمانهای چشمنوازی را خلق کرده است. خیابانهای وسیع و ساختمانهای بلندی که در مناطق جنوبی به دلایلی نظیر شلوغی، فقر سرمایه، ازدحام، تمرکز نهادها و ادارات دولتی و ... امکان ساخت آنها وجود ندارد.