هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   185   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

نون خامه‌ای با آبگوشت!

اخیراً برخی از کارشناسان معماری این موضوع را مطرح کردهاند که «معماری امروز ایران، دچار نوعی سردرگمی، خودباختگی فرهنگی و نابسامانی شده است» و بعد هم لابد میخواهند راه بیفتند تا دلیل این آشفتگی را پیدا کنند. یعنی واقعاً این دوستان توقع دارند معماری ما چطور دیگری بشود یا باشد؟ مگر همه چیزمان نباید به همه چیزمان بیاید؟ اتفاقاً ما فکر میکنیم این معماری که ما داریم دقیقاً همانی است که به ما میآید و اگر جور دیگری بود، مثلاً سرراست و منظم و یکدست بود چیز عجیب و غریبی میشد که هیچ تناسبی با وضعیت فعلی ما نداشت. شما اگر نگاهی به همین دور و بر خودتان بیندازید میبینید که مثلاً طرف اسم پسرش را از توی شاهنامه انتخاب میکند و میگذارد «میرگرسیوش» که یادمان شکوه خانوادگی باشد ولی اسم دخترش را میگذارد «نانا» که وقتی بزرگ شد و رفت کانادا، تلفظ کردن اسمش راحت باشد و طفلک با یک اسم ثقیل، معذب و انگشتنما نباشد. یا میبینید که طرف با شلوار جین، گیوه پوشیده و در طیف غذاهای مورد علاقهاش از «دیزی سنگی» تا «بیف استراگانوف» پیدا میشود. یعنی این کارشناسان محترم با کسانی سروکار ندارند که هم به طالع بینی چینی و آیندهبینی قوم مایا اعتقاد دارند و هم به تفأل از دیوان حافظ؟ هنرمندانی را ندیدهاند که ساز را دستشان میگیرند و شعر مولوی را نیمه فارسی، نیمه انگلیسی، با آهنگی که ملهم است از کارهای عارف قزوینی به سبک جکسون، بلغور میکنند؟ طوری که شنونده حس میکند در موقع گوش دادن به این آهنگ دارد «نون خامهای» را با آبگوشت بزباش میخورد؟! لذا ما از کارشناسان محترم معماری تقاضا داریم به جای خیره شدن به کاشیهای لاجوردی، کمی هم به مردم دور و بر خودشان نگاه کنند و از سازمان میراث فرهنگی هم خواهش میکنیم وقتی این عزیزان را برای مرمت ابنیه تاریخی به وسط بیابان و کوه و دشت میفرستد تمهیداتی فراهم کند.