عجیب ترین نمونه شهرسازی

شمار نشریه : 184

گروه معماری ودکوراسیون:

معماری گذشته ایران دارای بناهای ماندگار و فاخری است که مطالعه آنها در زمان حاضر میتواند به دانشجویان جوان و معماران ایدههایی بدهد و درسهایی بیاموزد. یکی از این بناهای ماندگار دیدنی قلعه ایزد خواست است.

 ایزدخواست شهری در بخش مرکزی شهرستان آباده در شمال استان فارس بوده که دارای آثار تاریخی از دوران و اعصار مختلف تمدنی ایران است.در مورد وجهتسمیهاش نوشتهاند که لشکری بدانجا مقام کرده بودند، چندان برف بارید که بیشتر آنها در زیر برف مردند. فردا که سؤال و گفتگو شد که چرا چنین وهنی اتفاق افتاد، بزرگ ایشان گفت : «ایزد خواست » .

بنای قلعه در کنار درهای است و اصل بنای آن چند طبقه است و در پایین آن خانههای روستا  قرار دارد. همچنین مسجدی در این مجموعه بر اسکلت چهار تاقی ساسانی بنا شده و پایههای سنگی ساسانی دیوارهای آن هنوز موجود است. برای بازدید از بقایای قلعه تاریخی ایزد خواست که از آن به عنوان یکی از عجایب معماری ایران قدیم یاد میشود باید خطر سقوط از ارتفاع را به جان خرید یا باید ساعتها منتظر ماند تا یکی از اهالی محل نقشه دسترسی به داخل قلعه را برایتان تشریح کند.

قلعه ایزد خواست متعلق به دوران ساسانیان را میتوان یکی از شاخصترین آثار این منطقه توصیف کرد که به گفته کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی با سبک معماری خود یکی از عجایب و نمونههای چشمگیر شهرسازی و مهندسی زمان قدیم ایران است.

دژ مستحکم

قلعه ایزد خواست با کمترین هزینه، امنیت خود و ساکنان داخل آن را تأمین میکرده است، چرا که از سه طرف با پرتگاهی به حالت عمود نسبت به کف زمین با ارتفاعات مختلف از شش تا ۱۵ متر، حتی با استفاده از ادوات جنگی برای سربازان دشمن غیرقابل نفوذ بوده است و این نفوذ فقط از یک طرف میسر میشده که آن هم با حفر زمین حدود ۳۰ مترطول و چهار مترعرض بوده است.

فضایی که قلعه و خانههای روستایی داخل آن در آن زمان ایجاد کرده بسیاری از گردشگران را در زیبایی و معماری منحصربهفرد خود فرو میبرد و به طور مثال در شب، ساکنین خانههای اطراف قلعه با حضور در بالکنهای خود با روشن کردن چراغ، منظره بسیار زیبایی از دور شبیه به کشتی در دل دریا به وجود میآوردهاند یا کوچههای مسقف و تاریک که گرما را در دل تابستان از مردم میگرفتند و در زمستان هم با هدایت باران و برف از طریق حصار قلعه به بیرون، موجب نگهداری قلعه میشده است، شرایطی را برای این منطقه ایجاد کرده که در دیگر مناطق نمونه آن را کمتر میتوان یافت.

خانهسازی در قلعه نیز در حد بینظیری است که ضمن استفاده از مصالح چوب و گل به شکل خشت، کمترین سنگینی را بر کف قلعه ایجاد کرده و همچنین توانستهاند ساختمانهایی را در پنج طبقه بسازند که با امکانات آن زمان در یک فضای محدود بسیار قابل تأمل است، چون هم جواب ازدیاد جمعیت را میداده و هم با استفاده از ارتفاع طبقات، چشماندازی بسیار زیبا به وجود میآورده که مردم هم میتوانستند زمینهای کشاورزی خود را از داخل خانه تماشا کنند و هم در دل طبیعت باشند.

قلعه رو به ویرانی است

آنچه امروز از این قلعه و خانههای روستایی تاریخی اطراف آن باقیمانده ویرانههایی از دیوارهایی است که بر فراز تپهای واقعشده و کوچکترین اثری از نگهداری نیز در آن دیده نمیشود.

دیوارههایی که تخریبشده و فروریخته، شکافهایی که هر روز بزرگ تر میشود و رسیدگی نکردن به محیط قلعه و مرمت آن بیش از آنکه شکوه قلعه تاریخی را نمایان کند آثار زوال و مهجوریت را به نمایش میگذارد.

قلعه بالای تپهای قرار دارد که در آن زمان این موقعیت جغرافیایی نفوذ به آن را غیرممکن ساخته بود و امروز نیز پس از گذشت دو هزار سال گویی هنوز نمیتوان راهی مناسب پیدا کرد که گردشگران به داخل بنا راه پیدا کنند. درِ اصلی ورود به قلعه در گوشهای از بنا ساختهشده اما دری که با پلیچوبی به طرف دیگر متصل شده و زیر آن خندقی قرار دارد، چندان ایمن نیست.

داخل قلعه نیز در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد، شرایطی که داخل بنا دارد به هیچ عنوان شایسته یک اثر میراثی و تاریخی نیست. دیوارههای بنا آلوده شده و بخشهایی از بنا نیز در حال تخریب و ریزش است و بر این اساس میتوان گفت شرایط این اثر تاریخی اصلاً مطلوب و خوشایند نیست.