هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   183   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

چه بلایی بر سر شهر آورده‌ایم

ناصر بهرامیـــــــان*

عصر پست مدرنیسم، زمانی نیست که شما بررسی و طراحی بخش و یا مناطق شهری را به گروهی چندنفره، بهعنوان مشاور بسپارید. این روال و روش، مربوط به سال های گذشته و دوران مکانیکی است، نه عصر تکنوترونیک.در عصر پست مدرنیسم مسئله شهر و نظام شهرسازی و علوم مهندسی شهر، از تخصص چند نفر که اطلاعات آنها محدود بوده، خارج است و این امر مهم در توان آنها نخواهد بود و شهر امروز باید زیر نظر و تصمیمات شورای شهرسازی، گذشته و به تأیید گروه معمار شهر و شهرسازی برسد.

جوامع آینده از هر چیزی بیشتر به روابط و مطالعات و تحقیقات جامعه  شهری جهانی نیازمند هستند که تجربیات و نظرات و دیدگاههای جوامع متفاوت و مشکلات و موفقیت های آنها را در سازمان های تحقیقاتی خود، ثبت و ضبط نموده و از راه حل های موفق بهینه، در موارد خاص استفاده نمایند، باید این شوخی و بیتوجهی و تفکر واپسگرایی که در برنامهریزی شهر و شهرسازی ما وجود دارد، از جامعه  ما برچیده شود.

یکی دیگر از مباحثی که معماری ما را از بین برده و ساختار آن را درهمریخته مسئله اول مالکیت و دوم قوانین شهرسازی است. با این قوانین که در دستور کار مسکن و شهرسازی و برنامه  اجرایی شهرداریهاست، هیچگاه فضای معماری و دانش معماری در این شرایط، متحول نخواهد شد. به دلیل آنکه فضای تولید آن ازمیانرفته و علوم آموزش آن هم در رابطه با این فقدان بهصورت بیوجهی و تضاد قرار گرفته است و همین موضوع باعث گردیده که پژوهشگر و دانشپژوه با یک دید بیاعتنایی و ناباورانه با مسئله مواجه شده و در مییابند که علوم و آموزش مراکز آموزشی و دانشگاهها، هیچ جایی در فضای اجتماعی و بازار کار ندارد و هنگام ورود به محیط کار جامعه و بازار که دانشآموخته در این رابطه میخواهد خودنمایی کند و از دانش و آموزش فراگرفته،استفاده کرده، فضایی حس نمیشود.

 تازه متوجه میشوند که آموزش دوم باید شروع گردد و باید خود را برای یادگیری و تربیت شدن مجدد در جامعه کاری آماده نمایند و آموزش ببیند،چون قوانین این جامعه هیچ ارتباطی با محتوای دروس آموزشی آنها ندارد و این نوعی جریان زنجیره وار و متصل و قابل توجه است که همه به این موضوع با تعجب مینگرند که چرا علوم فضاهای آموزشی و دانشگاهها و پژوهش و تحقیقی که در دوران تحصیل انجام دادهاند، هیچ ربطی بهنظام کار و سیستم حاکم اجتماعی ندارد.

با این شرایط و قوانین حاکم بر نظام مسکن و شهرسازی و قوانین ثبتی که در دستور کار شهرداریهاست، هیچ موقع اجازه به تحول و پرورش و پیشبرد در معماری و شهرسازی داده نخواهد شد. هنگامی که محیط برای رشد عنصری فراهم نباشد، آن عنصر هیچ رشد و نموی نخواهد کرد. در نظام و قوانین شهرسازی ما، محیط رشد معماری و علوم شهرسازی وجود ندارد.

 چرا ارگان و سازمان های مسئول بهجای دغدغههای شهری و شهرسازی و آینده گری شهر و شهروندان و مشکلات پدید آمده برای آنها، تنها به فکر مالکیت و سود و مالاندوزی آنها هستند.

این روش و سیاست ارگان های تصمیمگیرنده  با قوانین پوسیده قرون گذشته تبدیل به سیستم دالان سازی در نظام شهرسازی ما گردیده و متخصصین چون ره گم کردهها، تنها به دنبال تقلید هستید بدون اینکه خود را بشناسند، جامعه را دریابند و تاریخمان را تشریح کنند و فرهنگمان را بازگو نمایند و فقط به برگزاری جلسات و همایش های بیمحتوا اکتفا کردهاند که چرا معماری ما بدین گونه است. چرا شهرسازی ما به چنین وضعی دچار شده و چرا چنین عاقبتی پیدا کردهایم؟

یکی از مسایلی که باعث دنبالهروی و تقلید محض از کشورهای اروپایی و آمریکایی، در زمینه  معماری و شهرسازی در جامعه ما شده، همین موضوع است و ما بیش از 70 سال است به دنبالهروی ادامه داده و در برابر و بهموازات آن موضوع هویت معماری، ارزش های معماری و علوم معماری جامعه را فریاد میزنیم،کتاب و مقاله مینویسیم، همایش و کنگره برگزار میکنیم و در قبال آن هیچ نتیجهای نگرفتهایم.

 با نگاهی به نتایج و تجربیات سرمایهگذاری و هزینههای سرسامآور در زمینه  مالی و نیروی کار در احداث پروژههای بازسازی و نوسازی و شهرسازی در کشور درمییابیم مشکلات آنها در همه جا معضلاتی است که در کلیه نقاط حاصل گردیده و هیچ نقطهای از کشور که در آن پروژهای احداث و اجرا گردیده است، نمیتوانید موفقیتی در موجودیت این پروژهها بیابید و با توجه به مسائل مطرحشده هنگام برپایی و احداث چنین پروژههایی و برنامهریزی و ایجاد اینچنین دست آوردهایی، همیشه در شروع و در خاتمه آنها با تأیید و تمجید همراه خواهد بود و حتی به گردانندگان و مسئولین آنها جایزه هم اعطا میکردند و پس از مدت کوتاهی، به معضلات آن توجه میگردد که تبدیل به موضوعاتی برای انتقاد و رد کردن موجودیت، انجام و اجرای چنین پروژههایی میشود که خود دستمایهای میشود برای مجالس همایشها و کنگرهها.

یکی از سندهای مشخص و معلوم در این خصوص، طرح های جامع شهرهای کشور است که توسط مهندسین مشاور کشور تهیهشده و اگر نتایج وجود این طرحها از سال 1350 الی 1385، دوره 35 ساله آن نقد و بررسی گردد، درمییابید که چه بلایی بر سر شهرهای کشورمان آوردهایم .

 همانگونه که در ابتدای این مقاله مطرح کردم، جهان امروز، جهــــان پست مدرنیسم است. باید پیدایش دانش، علوم و قوانین و اندیشههای مربوط به این عصر را بهدست آورد، در غیر این صورت این گردش ناهمگون و مخرب ادامه داشته و پایان نخواهد یافت.

 

*معمارشـــــهرساز