هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   183   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ترجمه وارداتی شهرسازی ایرانی

هنگامه آل آقا*

 فضاها و حجمهایی كه با اعتبار و نام معماري يا شهرسازي شكل میگیرند، برگرفته و متأثر از فرهنگ و اعتقادات و ايدئولوژي مردماني است كه در موقعیتهای مختلف جغرافيايي و تاريخي منحصر شكل گرفتهاند.

درحالیکه فرم قالب در معماري ايراني، درونگرایی و پرهيز از تظاهرات خارجي است، خانههای حياط دار بدون ديوار كه تنها به واسطه فضاهاي سبز كم قامت (با چشمپوشی از وضعيت آب و هوايي) محدود میگردند، فضاي واحدي را در نظر عابر شهر اروپايي به تصوير میکشند و همگان را در حظ بصري از آن شريك میکند.

در مقابل رعايت حریم و محدودیتهای فرهنگي و مذهبي خانوادههای ايراني، بالكنهاي شکلگرفته غربي، بدون نگراني براي محفوظ ماندن از نگاه عموم، به نوبه خود نوعي از فضاهاي اشتراكي را ايجاد كرده كه مالك هر واحد آپارتماني علاوه بر كاربرد خصوصي، منظري از آن را در اختيار شهروندان گذاشته و در آرايش اين اندام و فضاي معماري براي ديد عمومي كوشش میکند. نتيجه اين برخورد، ايجاد فضاهاي سبز عمودي و تزئين نما به واسطه ابزارهاي كوچك تزئيني بوده و بار ديگر نگاه عموم را در لذت از زيبايي بصري دعوت مینماید. در اين نگاه مالكيت خصوصي محدود به فضاهاي شخصي داخلي است و بخش قابل رويت بنا به شهر تعلق دارد.

محوطههای سبز عمومي در مجتمعهای آپارتماني با هر اندازه از ابعاد، فضاهاي عمومي امن ديگري است كه محل تردد و بازي كودكان، ملاقات هاي دوستانه و امكان گذراندن يك روز تعطيل را در كنار خانواده و همسايگان فراهم میآورد. اينچنين است كه به واسطه معماري، فضاي عمومي به اعتبار فرهنگ يك ملت تعريف میشود و شكل میگیرد.

در مقايسه با آنچه به اختصار گذشت، فرهنگ غالب ما در شهر امروزي امكان استفاده از فضاهاي عمومي را به حداقل رسانده است. به دور از هرگونه جانبداري و با احترام و توجه به پیشینهای كه در معماري فضاهاي عمومي در شهرهاي ايراني ( به عنوان مثال آب انبارها، حمامها، باغات و...) شكل گرفته، به نظر میرسد ترجمه وارداتي از معماري اروپا در شهرسازي ايراني ـ اسلامي ما، در حال حاضر دوگانگي و بيگانگي را در ساختار شهري و شهروندي، بيش از پيش رايج كرده و در نهايت بسياري از فضاهاي معماري و شهري استقراضي را به حداقل استفاده كاربردي، الحاقات نچسب، تفاخرات سادهلوحانه و... و نهايتاً حذف و تغيير شكل غيراصولي آن تنزل داده است.

از آنجا كه با ازدياد جمعيت و به واسطه تفكر التقاطي از معماري بيگانه، تراكم شهري به سمت ارتفاع و آپارتمانسازی سوق دادهشده، ديگر امكان دست و دلبازي معمار در خلق حیاطهای اندروني خصوصي با ديوارهاي بلند و محصور و البته كاربري كاملاً خانوادگي، محدودشده تا جایی كه در طراحي معماري دليلي براي صرف فضاها براي استفاده عمومي ديده نمیشود.

آدمي خود را برترين موجود هستي میداند با آرزوهاي شخصي و قومي و نکته حائز اهمیت برای طراح و خالق معماری درک و لمس و آشنایی کامل با بستری است كه اين مردم در آن شكل گرفته و به زعم خود به بلوغ رسیدهاند. به عنوان مثال؛ خالق فضا در سرزمين شرق ـ اسلامی بايد به تفاوت تصور مردمانش از ساختار و نظام هستی  با مردماني از سرزميني ديگر واقف باشد. عدم آگاهي به چنين تفاوتهایی، طرح را به مسيري سوق خواهد داد كه مثال بارز آن در ساختار معماري و شهرسازی امروز ما به روشني هويداست. پيراهني كه با هزار درز و وصله به تني ديگر قواره بیقواره میشود.

اگرچه محدودیتهای فرهنگي و هنري (كه در طول تاريخ ابزار ماندگاري قومها و ملیتها بودهاند) به اقتضاي شرايط روز، عرصههای متفاوتي نظير مجسمهسازی، تئاتر، نقاشي، موسيقي و ... را متأثر و منزوي ساخته، لکن معماری به ضرورت نیاز زندگی روزانه نمیتواند معزول و عزلتنشین باشد. به هر حال ساختمانها ساخته میشوند، شهرها شکل میگیرند و شهروندان امروزي خود را در هجمه احجام ناموزون و در شهری دریده شده از ازدحام، آشفتهحال و سرگردان میکنند. بي آنكه كسي بداند سر رشته اين همه ناسازگاري در بد حالي معماري است.

به اين ترتيب معمار امروز شهر ما با آموختههای فرهنگي خود بايد بداند در شهر او بالكن يا تراس يا به نوعي ايوان مفهوم خود را به تدريج از جنوب به شمال شهر از دست داده است. بايد بداند فضاي سبز براي سازنده و مالك يعني هدر دادن ملك براي ايجاد فضايي كه در آپارتمان هاي مركز شهر، محل خرت و پرتهای بلااستفاده و به اصطلاحي "زباله دوني" و گاه سبب دعواي همسايگي خواهد شد. او بايد بداند در شهري طراحي میکند كه مردم به دو گروه با دو سطح اجتماعي مختلف تقسيم میشوند؛ مردان و زنان، بنابراین بايد پنجرهها را به حداقل رساند. فضاهای عمومی را تفکیک کرد و از نگاه کنجکاو همسایه در پشت واژه مشرفیت عبور کرد. بايد بداند اندامهای معماري، مصالح، فرم ها، رنگها، کاربریها، همزیستیها و... چگونه تنها در زادگاه فرهنگي خود و در شرايطي همسو كاربرد دارند و در اتمسفري متفاوت به عاملي مخل و آزاردهنده تبديل میشوند. بايد بداند (در عين حالي كه وظيفه ارتقای سطح ادراكات سالم همگاني را به عهده دارد) تا كجا بايد همگام پذيرش و باورهاي عمومي باشد و در كجا افقهای تازهتری را نمايش بدهد.

 

*كارشناس ارشد مرمت بناها و بافتهای تاريخي