هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   183   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تکیه بر سرمایه های داخلی

گروه بازار ساختمان: زمانی که بودجه به نهایت رسیده و کفگیر بودجه نویسان نیز به آخر دیگ خورده، امیدهایی در فضای رسانهها مطرح میشود که اقتصاد از بن بست های سیاسی رهایی مییابد و اندکی بعد ، برخی این امید را در سر میپرورانند که از سرمایههای خارجی استفاده کنیم؛ هم بخش اشتغال آباد میشود و هم عمران از دوش بودجه پایین میآید. با فرض اینکه مشکلات سوئیفت و تحریمهای اقتصادی تا آخر سال برداشته شود و نیز مؤسسات و کشورهایی حاضر شوند در اقتصاد غیر نفتی ایران سرمایهگذاری کنند باز هم یک چالش اساسی در مسیر جذب و استفاده از این سرمایهها وجود دارد.

از چین تا یونان اقتصاد بدون دیوار

به خبرسازان اقتصاد دنیا نگاه کنید. چین و یونان؛ دو کشوری که از سرمایهگذاری خارجی استفاده کردهاند اما سرنوشت کاملاً متفاوتی را برای آینده خود رقم زدند. چین توانست با تیراژ تولید بینظیر در جهان به صدر اقتصاد دنیا برسد و بیشترین ذخایر ارزی و البته اوراق قرضه دیگر کشورها را از آن خود سازد اما یونان تنها بازندهای بزرگ شد که به جای پیشرفت، عقبگرد کرد. کشوری که چند برابر کل اقتصاد و تولید ناخالص ملیاش به مؤسسات مالی مانند صندوق بینالمللی و بانک مرکزی اروپا بدهکار است. چین با فروش محصولات متنوعش تولید دنیا را در اختیار گرفته و یونان با فروش جزایر و بخشهایی از کشورش نیز نتوانست حتی بخشی از بدهی نزول پولهایش را بپردازد.

اژدها چگونه وارد شد؟

چینیها نه به امید خارج ماندند که شاید یک سرمایهگذاری بیاید و برای آنها تولید و اشتغال را به همراه آورد و نه دروازههای اقتصاد را با تخیل رسیدن به تولید ملی بستند. آنان با حضور هوشمندانه و شناخت صحیح از موقعیت کشور در برهم کنشهای اقتصادی توانستند سرمایه و نقدینگی را از دنیا ربوده و انبوهی از کالاهای متنوع را با کیفیتهای مختلف روانه بازارهای جهانی کنند. اما قبل از رسیدن به این نقطه، زمینههای تولید را با سامان دادن مسیرهای توسعه و اشتغال بسترسازی کردند که هدایت کردن سرمایهها در اقتصاد مولد یکی از آنهاست. مدیریت بخش خصوصی شرکتهای دولتی تنها یکی از راهکارهایی بودند که این دولت اصولاً کمونیستی بر آن پافشاری کرد و از توان نخبگان بخش خصوصی زیر نظر تیزبین حسابرسهای دولتی برای تقویت شرکتهای دولتی بهره برد. در گام بعدی مسیر توسعه را هدفمند با اقتصاد مولد انتخاب کرد و آنگاه به قول خودشان مانند اژدها وارد بازارهای جهانی شد. اتاق بازرگانی نه دولت مرکزی چین سکاندار هدایت نبرد اقتصادی برای کسب حداکثر سود در مسیر صادرات بود. در چینی شرایطی بستر تولید ( نیروی کار ارزان حمایتشده، جریان تضمینشده مواد اولیه ، امکانات صنعتی لازم) فراهم شده بود و به جایی رسید که هر شرکتی از هر کشوری بقا و فنایش را در داشتن دفتری در چین میبیند. واردات فناوری و سرمایه و صادرات کالا حداقل منفعت کشور چین بود.

راه ویران شدن یونان

در مسیری معکوس، یونان با هجوم سرمایههای خارجی و عمدتاً اروپایی مواجه شد و مؤسسات مالی و اعتباری این کشور به سرعت رشد کردند. بدون آنکه در اقتصاد مولد و حتی خدمات دارای بازدهی اقتصادی و عمر بلند سرمایهگذاری کنند. طبیعی است کشوری که تولید ندارد نیازی هم به نیروی کار ندارد پس هم اشخاص بیکار میشوند و هم در بازپرداخت اقساط خود به بانکها ناتوان. در نتیجه املاک و مستغلات خود را نیز از دست میدهند. از طرف دیگر چون کارگری نیست پس پولی هم به صندوقهای بیکاری و بازنشستگی داده نمیشود و آنها هم در پرداخت مستمری ناتوان میشوند. حال یک کشور ناتوان شده املاک و مستغلاتش را نیز بدون نام یونانی میبیند. املاکی که قیمت آنها کمتر از حد عادی است برای مزایده در اختیار همان بانکهایی قرار میگیرند که شعباتی متعدد در یونان زده بودند و اقتصاد آن کشور را از تولید محلی به بازار نزول جهانی پرتاب کردند. زمانی در اوج و حالا با مغز روی زمین. عجیب نیست یونان مجبور میشود به پیشنهاد صدراعظم آلمان زمینها و جزایر زیبایش را ارزانتر از قیمت یک خانه در برلین و منهتن بفروشد تا نزول بخشی از وامهایی را که برای کمک به اقتصاد یونان تقدیم شده بود بپردازد. در نهایت اقتصاد این کشور توان تنفس را از کف داد و دستبسته منتظر بستههای اقتصادی شد که بیش از پیش آن کشور را در افلاس اقتصادی غوطهور سازند.

املاک و ساختمانهای زیبا از جمله هتلهای شیک از جمله مواردی بود که طی یک دهه در یونان و در جزایر بینظیرش در دریای اژه و مدیترانه ساخته شد. حتی بدون آنها هم که اکنون به سهولت در اختیار غیر یونانیها قرار میگیرد این کشور میتوانست از توریسم و گردشگری خارجی ثروتمند شود، اما دولت آن روزهای آتن ، وامهای خارجی را جذاب تر از تقویت بنیه اقتصاد داخلی و بومی دید.

البته نه در زمان سرمایهگذاری خارجی بر اقتصاد غیر مولد یونان و نه در زمان اعطای کمکهای میلیاردی به اقتصاد این کشور ، چیزی نصیب مردم یونان نمیشود. آنها حتی این حق را ندارند که انتخاب کنند آیا میخواهند در اتحادیه اروپایی بمانند یا خیر. دقت کنید آلمان خود کشوری است که هرگز حتی در زمان ویرانی جنگهای جهانی دوم حاضر نشد تولید آن هم تولید با کیفیت را رها کند. اما این هم جالب است که آلمان کشوری است که درگیر بحران اقتصادی و بیکاری نشده است بر خلاف یونان و پرتغــال و ...

سرانجام چه باید کرد

اینکه از سرمــایههــای خارجی در چه مسیری میتوان استفاده کرد مهم است اما مهمتر اینکه از منابع  سرمایههای داخلی بیشتر و بسیار با ارزشتــر میتوان  استفاده کرد. امری که رها شده و انگار ایران از سرمایه تهی است. در این شرایط سرمایهگذار خارجی ایران را انتخاب نمیکند که هیچ اگر هم به ایران بیاید نمیتواند کاری انجام دهد.بنابراین شرط اول استفاده از سرمایهگذاری خارجی، استفاده صحیح از سرمایههای داخلی است.

زمانی که عنوان سرمایهگذاری خارجی مطرح میشود همه تصور میکنند کافی است تا سرمایه خارجی وارد بازار ایران شود و تمام مشکلات حل میشود. دقیقاً تصوری که آرژانتین دهه 1990 و یونان یک دهه قبل در خواب خوش میدیدند و به کابوس افلاس اقتصادی رسیدند. حقیقت این است که روند حرکت سرمایهها در بازار و اساس فعالیتهای یک اقتصاد از اصولی دقیق و مبتنی بر برنامهریزی و تحلیل پیروی میکند و آنان که خیال میکارند کابوس درو خواهند کرد.