نشریه شماره   182   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

غربت معماران در دیار خود

گروه معماری و دکوراسیون: سوم اردیبهشت‌ماه در تقویم ملی ما به مناسبت تولد شیخ بهایی روز بزرگداشت و روز معماری نام گرفته است.معماران در این روز دور هم جمع می‌شوند و با برگزاری سمینارها و جشن‌ها این روز را گرامی می‌دارند .با علیرضا عظیمی معمار جوانی که  پله‌های ترقی در این رشته را به سرعت پیموده و توانسته استاد نمونه در موسسه آموزش عالی کوثر شود.به مناسبت روز معمار با وی ظگفتگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
پیام ساختمان: ابتدا از ضرورت وجود چنین روزی در تقویم کشور بگویید.
روز معمار روز ملی فقط برای معماران نیست بلکه معمارباید در قلب مردم جای داشته باشد.ما جزو کشورهایی هستیم که بانی گفتگوی تمدن‌ها هستیم اما برگزاری  بزرگداشت روز معمار در کشور ما10 سال بیشتر عمر ندارد .بسیاری معتقد هستند که شیخ بهایی معمار نیست اما کارفرمای خوبی است و اکثریت معماران برای جمع‌بندی روزی به نام معمار اتفاق نظر نداشتند . علت این معضلات هم ننوشتن و مکتوب نکردن تاریخچه معماری و هنر در ایران است.، بنابراین باعث شده که از تاریخ معماری خود هیچ‌چیزی نداشته باشیم و فقط ساختمان‌هایی وجود دارند که معمار آنها معلوم نیست.به هر حال در حال حاضر معماران به اتفاق نظر رسیده‌اند و این روز به نام روز معمار در تقویم معماری ایران ثبت شده است.پوستر روز معمار در دانشگاه‌ها نصب می‌شود اما دانشجو نمی‌داند تاریخچه این روز چیست و اصلاً قرار است در این روز چه کاری انجام شود؟ مردم ما نیز نمی‌دانند روزی به نام معمار وجود دارد و این شهر را معماران ساخته‌اند.این بدترین نوع غربت است.بدتر از این نیست که در شهر خودتان برای مردم و مسئولان ناشناخته باشید دایره تأثیر معماران بر دیگران از خود معماران بیرون نرفته است .مثلاً در روز معمار  فقط معماران دور هم جمع می‌شوند و با هم صحبت می‌کنند.در فرانسه برای روز ملی معمار جشن‌های زیادی گرفته می‌شود و ساختمان‌های با معماری خوب معرفی می‌شود .روز معمار در تقویم ما معماران هست ولی در تقویم عمومی جایگاهی ندارد .
پیام ساختمان: برای معضل مکتوب نکردن تاریچه معماری ایران چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟
ما در انجمن مفاخر معماری ایران پروژه‌های تاریخ شفاهی را پیگیری می‌کنیم .مثلاً پروژه تاریخ شفاهی میرفندرسکی که دوستانشان از ایشان نقل‌قول می‌کنند چه شخصیتی داشته است چون وی یک برگه نیز از خودش ننوشته است. در حال حاضر هم با توجه به وجود فضای مجازی و اینترنت هزاران ساختمان شایسته معرفی  به کشورهای دیگر در کشور وجود دارند که  خودمان هم نمی‌دانیم معمار بنا چه کسی بوده و آنها را معرفی نمی‌کنیم.
پیام ساختمان:آموزش معماری در کشور ما چه وضعیتی دارد؟
ما همه از دوران دانش‌آموزی تا به حال تاریخ خوانده‌ایم .تنها تاریخ حکومتی و سیاسی به دانشجویان و دانش‌آموزان یاد داده می‌شود و تا به حال تاریخ فرهنگ و هنر به مردم آموزش داده نشده است.تاریخ ما سیاسی است و بعد می‌پرسیم چرا مردم ما فقط در مورد سیاست حرف می‌زنند؟ چون خود ما به آنها یاد داده‌ایم.باید به مردم تاریخ هنر و ادبیات آموزش بدهیم.
پیام ساختمان: شیوه آموزشی شما در دانشگاه چگونه بود؟
روز اول که می‌خواستم در دانشگاه تدریس کنم، پاورپوینتی 4 ساعتی از ساختمان‌های معماری معاصر ایران درست کردم و آنها را نشان دادم  و متوجه شدم دانشجوی مملکت ساختمان‌های معماری کشور خودش را نمی‌شناسد. من با دو روز تدریس در دانشگاه شروع کردم که به هفت روز در هفته افزایش پیدا کرد. ریشه تدریس همه‌کارهایم به معماری ایرانی برمی‌گشت.دانشجویی داشتم که می‌گفت:گذشته گذشته است و به گذشته نباید اهمیت داد.یا دانشجویی داشتم که می‌گفت شیخ بهایی اصلاً مهم نیست و به ایتالیا بروید و ببینید چه کارهایی انجام داده‌اند.
اما همین دانشجویان در حال حاضر توفان کرده‌اند .عکس‌هایی از ساختمان‌های قدیمی در گوشه کنار ایران می‌گیرند ومی آورند که خود من هم نمی‌دانم کجاست.
دانشجویان من در حال حاضر بسیار به امر تحقیق و پژوهش علاقه‌مند شده‌اند و در این زمینه خیلی کار کرده‌اند . یکی از برنامه‌های من این بود که در تعطیلات عید خارج از سیستم دانشگاه، همراه با دانشجویان به تهران گردی پرداختیم و دیدیم چقدر موزه و ساختمان‌های قدیمی خوب داریم. در حال حاضر چشمان دانشجویان حساس شده و هر ساختمانی را با دقت نگاه می‌کنند و اگر معمار آن بنا را نشناسند عکس آن را می‌گیرند و می‌آورند تا برای آنها توضیح بدهم.به نظرم بهترین کلاس درس برای دانشجویان در محیط است.
پیام ساختمان: به نظر شما معماری ایرانی چه تعریفی دارد؟
به نظرم معماری ایرانی یعنی پیرنیا. چون وی این نوع معماری را دیده بود و لمس کرده بود و بعد کتاب خود را در این زمینه نوشت. معماری ایرانی از تهران یا با کمک اینترنت و کتاب قابل‌لمس نیست.من دانشجویان خودم را به اردستان، زواره ، نایین و خانه بروجردی‌ها می‌بردم تا معماری ایرانی را لمس کنند .
 البته ما در معماری ایرانی و فهم آن دچار ضعف و مشکل هستیم زیرا خیلی از مسائلی که در مورد معماری ایرانی می‌دانیم و می‌گوییم مستند به نوشته‌های مورخین غربی است که درباره ایران نوشته‌اند و این مسئله خود چالش بزرگی است.چون آنها برداشت خود را از معماری ما داشته‌اند.من چه نظری درباره معماری هندوستان و آلمان می‌توانم داشته باشم؟
باید تمام این نوشته‌ها و منابع مورد بازنگری قرار گیرد.در حال حاضر ما متخصصان این امر را داریم و باید یک بار دیگر معماری ایرانی را مورد بررسی قرار دهیم.چون دانشکده‌ها و اساتید این کار را داریم.از آنجا که قدیمی‌ها اثری مکتوب دراین‌باره ننوشته‌اند، نمی‌دانیم معماری ایرانی و اسلامی چیست و فقط می‌توانیم از روی ظاهر قضاوت کنیم.من خودم روی کتاب اندیشه معماران معاصر که مصاحبه با اساتید و مفاخر معماری است در حال کار کردن هستم .بعد از همه این کارها به این شعر رسیده‌ام که:
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد