هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   181   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

بازار غیر مصرف چیست؟

گروه بازار ساختمان : برای بسیاری از مردم کلمه “بازار” بیشتر یادآور “بازار مصرف” است و مصداق آن نیز همان فروشگاه‌هایی هستند که در خیابان‌ها می‌بینیم یعنی بازاری که مشتریانش با رویکرد مصرفی منابع مالی خود را به کالا یا خدمات تبدیل کرده و اصطلاحاً خرید می‌کنند. اما بازار معنای وسیع تری در خود نهفته دارد. مفهومی  که تنها به بخش مصرف اختصاص نداشته و بخش‌های تولید و نیز بهره‌برداری را هم شامل می‌شود.
در این بازارها به جای آنکه اشخاص پول خود را خرج کرده و کالا یا خدمات به دست آورند منابع مالی خود را در مسیری قرار می‌دهند که به سود یا زیان منتج می‌شود. اینجاست که بازارهای مالی ( پول و سرمایه) و حتی بازارهای رقیب آنها مانند مسکن و طلا که اصطلاحاً بازارهای موازی گفته می‌شوند، جذابیت می‌یابند.
در بازار غیر مصرفی آورده متقاضیان به سرمایه‌ای برای نیاز بخش تولید یا بهره‌برداری تبدیل‌شده و در نهایت با نتیجه کار و فعالیت آنهاست که به سود یا زیان می‌انجامد.
از این رو در اقتصادی که سالم باشد بازار غیر مصرفی دارای دو محور است؛  “بازار پول” برای نقل و انتقال وجوه که بیشتر آنها را در قالب بانک‌ها و صندوق‌های سپرده‌گذاری می‌بینیم و بازار سرمایه که باز هم مردم آن را با بازار سهام یا «بازار اوراق» (قرضه ، اجاره ، مشارکت، صکوک و .....) می‌شناسند. هر چند این بازارها ابزارهای بسیار زیاد و گاه پیچیده‌ای دارند اما هر دو می‌توانند در صورت هدایت صحیح از اقتصاد تولید محور پشتیبانی کنند. به بیان دیگر نقدینگی در بازارهای مالی تجمیع شده و برای فعالیت اقتصادی که عموماً تولید محوراست سرمایه‌گذاری می‌شود.
چه نیازی به بازار غیر مصرفی
آیا تا به حال با مفاهیمی مانند صندوق‌های بهره‌برداری یا ساخت و تفاوت آنها با یکدیگر برخورد داشته‌اید. شاید در نگاه آنانکه خرده سرمایه‌ای در حد یک خانه کوچک دارند چندان تفاوت نداشته باشد که اندوخته یک عمر خود را در هیچ یک از بازارها سرمایه‌گذاری نکرده و تنها به نیاز امروز خود یا فردای فرزندانشان بیندیشند.
هرچند برای آنها هم راهکارهای بهتری ممکن است وجود داشته باشد اما شرایط برای آنانکه دارای منابع کمتر یا بسیار
کلان تری می‌باشند به نحو دیگری است. آنان به سودهای بیشتر و یا قدرت نقد شوندگی بالاتری (زمانی که سرمایه آنها به نقد شود کوتاه‌تر باشد) نیاز دارند.
این قبیل اشخاص از رسوب ( و خواب) سرمایه خود بیزارند و امیدوارند با جابه‌جایی‌های سریع و به موقع منابع خویش بتوانند سود بیشتری جمع‌آوری کنند. این اشخاص اغلب حقوقی به بازارهایی نیاز دارند که بتوانند با عرضه منابع خود تقاضای فعالان تولید و تجارت را تأمین کنند؛ دقیقاً برعکس بازار مصرف که عرضه کالا و خدمات می‌تواند نیاز متقاضی را در صورت انجام معامله برطرف کند.
در چنین زمان‌هایی است که ابزارهای مالی مانند صندوق‌های زمین و ساختمان یا پروژه معنا می‌یابند اما سؤال این است که بیشتر فعالان بخش ساخت‌وساز آیا از روش‌های نوین تأمین مالی بهره می‌برند یا تنها به آورده متقاضیان ( مانند پیش‌فروش) و تسهیلات بازار پول ( وام بانکی) متکی هستند؟ در کشورهای پیشرفته بیش از 87 درصد از منابع لازم برای تأمین مالی فعالیت‌های اقتصادی از طریق بازار سرمایه تأمین می‌شود. به بیان دیگر شرکت‌ها نیازهای خود را با استفاده از ابزارهای مالی بازار سرمایه مانند انتشار سهام یا عرضه اوراق و ... تأمین کرده و سود حاصل از فعالیت‌هایشان را تقدیم سرمایه‌گذاران می‌کنند. حال آنکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه تأمین مالی از طریق سرمایه‌گذاری دولتی از منابع مالی ( بودجه) و بازار پول ( و صد البته بازارهای غیررسمی یا همان نزول‌خوری تأمین می‌شود).
بنابراین برای هدایت بازار مصرف و نیز رونق تولید و اقتصاد سالم بسیار دارای اهمیت است که بخش ساخت یا بهره‌برداری دارای سودآوری بالاتری است یا خرید و نگهداری از برخی کالاهایی که امید می رود به دلیل هر مشکلی عرضه آنها در آینده کاهش و بر قیمت شان افزوده شود.
به هر روی برای هدایت این سرمایه‌ها نیاز به برنامه‌ریزی کلان است و نمی‌توان امیدوار بود بازار غیر مصرفی مانند بازار مصرف خودبه‌خود شکل گیرد. در غیر این صورت نقدینگی به سمت بازارهای موازی یا همان مسکن و طلا و مواد اولیه سوق یافته و به جای تولید بر مشکلات می‌افزایند. این روند اگر معطوف به خرده سرمایه اکثریت مردم بود هم نگران‌کننده می‌نمود چه رسد به اینکه اشخاص حقوقی در قالب شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هولدینگ های بزرگ که می‌توانند منابع عظیمی از پول را سرمایه‌گذاری کنند نیز در این بازارها وارد شوند.