معمار خطاط

شمار نشریه : 157

مهندس امیر نصرت منقح در سال ۱۳۰۲ در تهران به دنیا می‌آید و با یک زندگی پرفراز و نشیب تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرهای شیراز و اصفهان و تهران می‌گذراند و بلافاصله جذب دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می‌شود و در سال ۱۳۲۵ با مدرک فوق لیسانس معماری این دانشکده را ترک می‌کند. ۵ سال بعد فرصت خاصی نصیب این هنرمند می‌شود و او با استفاده از بورسیه سازمان ملل متحد از مرزهای ایران فراتر می‌رود و دایره دانش معماری خود را در کشورهای پیشرفته اروپایی گسترش می‌دهد. فرانسه، سوئد، نروژ و دانمارک کشورهایی هستند که منقح با استفاده از بورسیه سازمان ملل در آنها به پژوهش درباره ساختمان‌های بهداشتی، آموزشی و مسکونی می‌پردازد و به ایران بازمی گردد.

منقح پس از بازگشت به ایران هم مدتی را در وزارت کار و سازمان بیمه های اجتماعی میگذراند و سپس به تأسیس مؤسسه «امیر نصرت منقح و همکاران» مبادرت میورزد، که زمینهای برای فعالیت او در مورد طراحی و نظارت بر طرحهای ساختمانی ایجاد میکند و سپس پس زمینهای برای همکاری با زنده یاد «یوسف شریعت زاده» (از معماران فقید معاصر ایران) میشود. در این همکاری که در سال ۱۳۳۷ زیر عنوان «مؤسسه امیر نصرت منقح و یوسف شریعت زاده» آغاز میشود، یکی از زبدهترین تیمهای فنی معماری کشور در مدت زمانی کوتاه شکل میگیرد. بیمارستان ژاندارمری (نیروی انتظامی فعلی) در خیابان ولی عصر (عج)، ساختمان مرکزی وزارت کار و تأمین اجتماعی در خیابان آزادی تهران، تعدادی از بیمارستانها و مراکز بهداشتی سازمان بیمه های اجتماعی در نقاط مختلف کشور و از جمله بیمارستان ۳۰۰ تختخوابی اصفهان و بالاخره تعداد زیادی از واحدهای مسکونی و منازل شاخص شخصی حاصل شکل گیری این همکاری در فاصله سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ به حساب میآید. در یک گسست مقطعی مهندس شریعت زاده با دو تن از یاران و همکاران خود (مهندس میرزا علی تهرانی و مهندس محسن میرحیدر) مؤسسه مستقلی را پایه گذاری میکنند، که در سال ۱۳۴۴ و به خاطر گسترش پروژه های مهم ساختمانی و نیاز مبرم به تیمهای زبده طراحی، زمینهای برای پیوست دوباره به مهندس منقح میشود و تیم واحد و گستردهای به نام «منقح، شریعت زاده و همکاران» به وجود میآید. بیمارستانها و مراکز بهداشتی بیمه های اجتماعی کارگران و سازمان تأمین اجتماعی (که آخرین آنها بیمارستان شهید لبافی نژاد تهران است)، مجتمعهای صنعتی ماشین سازی و تراکتورسازی تبریز، ساختمان روزنامه اطلاعات در تهران و خیابان خیام و چند ساختمان مهم و مرکزی دیگر، که از جمله آنها میتوان به دفتر مرکزی مهندسان مشاور بنیان (پیرراز) اشاره کرد، حاصل کار این گروه جدید است که در فاصله بین سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ تحت سرپرستی و مدیریت مهندس منقح صورت میگیرد و چهره مینمایاند.

در همین سال هاست است که منقح به دلیل ضوابط ارزیابی و احراز صلاحیت مؤسسات فنی از سوی سازمان برنامه و بودجه، دفتر مهندسان مشاور «بنیان» را به اتفاق همکاران خود بنیان میگذارد. مجتمع دانشگاه شهید باهنر کرمان، یک سری از ساختمانهای آموزشی دانشگاه علم و صنعت، ساختمان صنایع غذایی در نیشابور و گلپایگان و گرمسار، ساختمان چاپ اسکناس بانک مرکزی در تهران، ساختمان شماره ۲ وزارت نفت در تهران، مجتمع صنعتی واگن پارس در اراک، مجتمع آپارتمانی کارشناسان مراکز صنعتی تبریز، مجتمع مسکونی تندیس در بزرگراه آفریقا (تهران)، مطالعه و طراحی ۱۵ مرکز حوزه عمران روستایی و آشیانه هواپیماهای دولتی در فرودگاه مهرآباد تهران از جمله طرحهایی است که دفتر بنیان در فاصله زمانی ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ طراحی و پیاده میکند.

چهار دهه حضور حساس و حاذق مهندس منقح در عرصه معماری مدرن و معاصر ایران که با عزیمت به آمریکا وارد دوره دیگری میشود، حضوری نیست که بتوان آن را انکار کرد و ردپاهای آن را نادیده گرفت. دعوت به همکاری بهترین مهندسان و معماران و ارائه طرحهای اصیل و هماهنگ با محیط و به دور از تقلید ویژگیهای بنیادی است که حالا میتوان در چشم انداز گسترده و فراگیر گذشته او سراغ گرفت و با همانها به صورتبندی دستاوردهای معماریاش پرداخت. به این موارد که هر معمار اصیل و هر معماری اصیلی برای «شدن» و «بودن» خود بدانها نیازمند است، میتوان مواردی چون برنامه و نیازهای عملکردی، شرایط و امکانات فنی و اجرایی و مسائل اقتصادی طرحها را افزود، که فارغ از مسائل زیبایی شناسی، همیشه و همواره مورد توجه وی و همکاران منتخبش بوده است.

عزیمت به آمریکا و اقامت در قلب تپنده معماری امروز دنیا در سال۱۳۵۷ هنرمند پرکار ما را نه منزوی و نه بازنشسته میکند. وی که در ایران عهده دار سمتهای دیگــــری چون نایــب رئیس انجمن آرشیتکتهای ایران و جامعه مهندسان مشاور نیز بود، در واشنگتن نیز مورد استقبال برخی از هنردوستان قرار میگیرد و تا سال ۱۳۷۳ که آمریکا را برای همیشه و به قصد اقامت دائمی در سوئد (استکهلم) ترک میکند، چندین ساختمان ویلایی بزرگ را طراحی و اجرا مینماید و بدین ترتیب برگ دیگری به تجربیات وطنی خود در غربت میافزاید.

سکونت در سوئد در واقع تولد دوبارهای برای مهندس منقح به شمار میآید. اینجاست که او از معماری فاصله میگیرد و ذوق و هنرش را در قالبی دیگر عرضه و آزمایش میکند. در این آفرینهها که با ابعاد مختلف و با متریال های متنوع خلق میشوند، منقح هندسهای را دنبال میکند که شاید خاستگاه اصلی آن همان معماری سنتی ایران و خطوط تزئینی این معماری است. اینجا او آن خطوط را در قالب واژهها و گل واژهها به صورت قرینه درآورده و رنگ آمیزی کرده و بر یک محور عمودی استوار نموده است. به طوری که مجسمهها یا حجمهای کالیگرافیک بدون نیاز به پایه های اضافی از ایستایی کاملی برخوردارند.

خط نوشته های سه بعدی و فضایی این معمار معاصر در یک نگاه جامع بیشتر کلماتی چون اسماء متبرکه اسلامی و مذهبی، اسامی بزرگانی چون حافظ و مولانا و واژگانی موسیقایی را در برمی گیرد که هرکدام درجای خود و با ترکیب بندی ویژه و منحصر به فردشان از زیبایی و عظمت خاصی برخوردارند و قابل اجرا در هر هیئت و هیبتی هستند.

در بخشی از نامه ستایش آمیز گروه مهندسان ایرانی مقیم فرانسه چنین میخوانیم: «این آرشـیتکت که جایگاهی خاص در فعالیتهای معماری ایران دارد و هشتمین دهه زندگی پر از تجربه و اندوخته های سازنده و اجرایی خود را میگذراند، پس از رهایی از ریاست یک شرکت بزرگ معماری که ساختمانهای بسیاری در ایران خلق کرد و از بزرگترین مهندسان مشاور زمان بود، با خوی خستگی ناپذیر خود فعالیتش را روی خط دیگری، که میتوان آن را نوعی اکسپرسیونیسم جدید در مکتب خط دانست، ادامه داد.»

اما آنچه که معماران نسل نخست معماری مدرن و معاصر ایران و در میان آنها مهندس امیر نصرت منقح را از نسلهای بعد و بعدتر مشخص و متمایز میکند، صراحت و راستی و سادگی آفریده های آنهاست.  مهندس منقح ، پیش از آن که یک «خطاط - گرافیست» باشد و با این عنوان شناخته شود، یک معمار معاصر ایرانی به شمار میرود و به عبارتی جزو نسل اولیهای این حرفه اجتماعی و هنری و تأثیرگـــذار است.