نشریه شماره   180   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هزار راه نرفته وزارتخانه های خسته

گروه بازار ساختمان:
در خبرها می‌شنویم که ایران هم صادرکننده برق به همسایگان است و هم نیروگاه‌هایش با کمبود منابع مالی مواجه هستند. ایران می‌تواند صادرکننده آب باشد اما با کم آبی باید مقابله کند. به همین فهرست باید مشکلات تأمین مالی وزارت خانه‌های دیگر مانند نفت را نیز افزود که برای توسعه طرح‌های بزرگ ملی به ویژه در پتروشیمی به  منابع مالی نیاز مبرم دارند.از طرف دیگر ما مردمی هستیم که منابع انرژی را به درستی استفاده نکرده و در خانه ، خودرو و حتی کارخانه‌های خود با اسراف انرژی سرمایه‌های خویش را نابود می‌کنیم.
بیایید بحث را در دو بخش مصرف و تولید انرژی تقسیم کنیم. اصل این صحبت که فرهنگ مصرف از جمله انرژی در ایران نیاز به اصلاح دارد قبول. این هم درست که هزینه‌های استمرار این روند به حدی است که حتی اگر دولت در شرایط سخت تحریم هم نبود قادر به تأمین مالی این مسیر سراسر نادرست نبود. به این فهرست بیفزاییم سایر مواردی که در خصوص مصرف و آلودگی و کم آبی گفته می‌شود. همه آنها درست اما، مگر این موارد به ملت مربوط است. قبل از آنکه بگوییم در اروپا چه کرده‌اند تا به اینجا که می‌بینید رسیدند باید به این نکته برسیم که مثلاً اگر مردم بخواهند چه تصمیمی می‌توانند اتخاذ کنند تا مصرفشان کاهش یابد.
آیا مردم می‌توانند تحقیقات آکادمیک یا آزمایشگاهی انجام دهند تا با راه‌های کاهش مصرف آشنا شوند؟ آیا بعد از آشنایی می‌توانند امکانات لازم را برای تغییرات ضروری در زندگی روزمره خود ایجاد کنند؟ و ده‌ها سؤال بی‌پاسخ دیگر که می‌توان مطرح کرد.
این سؤالات و صدها هزار سؤال دیگر در مدیریت ساخت‌وساز آن هم در مجلس و وزارتخانه‌های مربوطه نهفته است که باید ساخت و سازهای کشور را به سمتی هدایت می‌کردند که مردم به صورت طبیعی از منابع کشور بهینه استفاده کنند.
این چه مصیبتی است که برای حل مشکل آلودگی و کمبود منابع و مانند آنها تنها بر افزایش هزینه‌ها تاکید شود؟ دقیقاً چنین دیدگاهی به مانند همان سیاست‌هایی است که دهه‌های قبل و تنها برای ایجاد جذابیت عوام‌فریبانه قیمت گذاری‌های آب و انرژی کشور را کمتر از سایر کشورهای منطقه برنامه‌ریزی کرده بود.
با این حال افزایش قیمت حامل‌های انرژی به این دلیل بی‌بدیل نمی‌تواند راهکار کاهش مصرف باشد که بدون این مؤلفه مهم و نقشی که در زندگی شهری دارد، کسی را یارای قطع مصرف آن نیست. تنها می‌توان با استفاده از راهکارهای علمی و به ویژه تجهیز وسایل مصرف‌کننده انرژی به فناوری روز از میزان مصرف انرژی کاست. نمونه آن را در ترکیه و آمریکا می‌توان دید که گران‌ترین قیمت‌ها را دارند و البته مصرف آنها در مقایسه با اروپاییان بسیار بیشتر است.
آیا اروپا الگوی مسئولان است
به حذف لامپ‌های تنگستنی از  بازار اروپا نگاه کنید؛ این نوع لامپ‌ها را دیگر در این قاره نمی‌توانید بخرید یا بفروشید حتی ببینید. دولت‌های اروپایی بعد از تدوین راهبردهایی همراه با نقشه راه برای چند سال اطلاع‌رسانی کردن، همزمان تولید انبوه این لامپ‌ها را در داخل این اتحادیه چندملیتی با ارائه کمک‌های فنی و مالی (تسهیلات) فراهم کردند. سپس به فرهنگ‌سازی درباره مصرف لامپ‌های کم مصرف اقدام کرده و در نهایت برای آنان که گوش به صحبت کسی نمی‌دهند به اجبار متوسل شده و لامپ‌های پرمصرف نسل ادیسون (تنگستنی) که بیش از 95 درصد گرما تولید و برق را اتلاف می‌کرد از بازار جمع‌آوری و دستور منع تولید و واردات آنها را صادر کردند. آنها در مورد اجرایی شدن روش‌های کاهش مصرف انرژی همین روش را در خصوص گرمایش ساختمان‌ها  و نیز روشنایی معابر عمومی و پلکان ساختمان‌ها نیز از سامانه‌های تایمر دار یا چشم الکترونیکی اجرا کردند.
پیاده‌سازی روش‌های تولید و عرضه شیرآلات و دوش‌هایی که مصرف آب تصفیه‌شده را کاهش می‌دهد یا سامانه‌های آبیاری جدید ( قطره‌ای و افشانه‌ای و ...) نیز بر همین شیوه متکی بود. اگر به کشورهای پیشرفته اشاره می‌شود آیا بهتر نیست که ابتدا با دقت در کار همان الگو نگریسته شود سپس عنوان شود که میزان مصرف و صرفه‌جویی در اروپا و ... چه میزان است؟
حالا مسئولان اگر می‌توانند به مردم بفرمایند کدام اقدام را برای کاهش اتلاف آب و انرژی با استفاده از فناوری جدید و مدیریت اجتماعی و هدایت بازاری انجام داده‌اند؟ بهتر نیست، ابتدا مسئولان رهیافت‌های خروج از بحران را طراحی کرده و سپس الگوهای جهانی و غربی را بر زبان جاری کنند؟
البته این انتقاد به مسئولان به هیچ وجه به معنی نفی نقش مردم در کاهش مصرف انرژی و مجاز دانستن آنها در اتلاف منابع تمام شدنی کشور نیست. صد البته، که مردم در رویکرد به مصرف صحیح و سنگر مبارزه با اسراف همواره پیشگام تر از مسئولان بوده اند و انتظار می رود این بار و پس از اجرای مرحله دوم هدفمندی هم نقش خود را به رخ مسئولان بکشند.