نشریه شماره   178   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هويت پنهان يك اثر ملى

گروه معماری و دکوراسیون: سردر دانشگاه تهران يكى از بناهاى تاريخى و ملى است كه تداعی‌کننده نام ايران به‌ویژه در ميان اهالى علم است.هرچند ارزش بین‌المللی دانشگاه تهران موجب شده كه «سردر» آن داراى اعتبار شود، اما اين بناى تاريخى و ملى موجب گردیده است، از ميان معروف‌ترین و معتبرترين دانشگاه‌های تهران، تنها دانشگاهى باشد كه از طريق يك بناى فرهنگى و ملى سمبليك با مهندسى پيچيده، پيام علمى و فرهنگى را به مخاطب خود القا كند.
به باور برخى، طرح سردر دانشگاه تهران، الهام گرفته از تصوير خيالى دو پرنده است كه بال‌هایشان را براى اوج گرفتن از زمين باز کرده‌اند. علم و دانش به دو بال تشبيه شده‌اند كه ورود به دانشگاه با آن دو ممكن است دو بال كه می‌توان با آن بر فراز جامعه پرواز و چون عقابى از آن پاسبانى كرد. عده‌ای نيز از آن به‌عنوان كتابى كه به‌صورت باز در مقابل چشم گذاشته‌شده، تعبير می‌کنند كه بيانگر ارزش مطالعه و تحقيق در ميان ايرانيان است. علیرغم اينكه همه بناهاى تاريخى و ملى كشور ارزشمند و حاكى از هويت ملى است اما در بيان ارزش اين بناى ملى و تاريخى، همين بس كه جاى خود را روى پول ملى باز كرده است.
اطلاعاتى كه از اين بناى ملى وجود دارد حاكى از آن است كه در سال ۴۶-۱۳۴۵ به دستور رياست وقت دانشگاه طرحى در ميان دانشجويان و طراحان مختلف به مسابقه گذاشته می‌شود كه از ميان طرح هاى رسيده، طرح دانشجويى به نام كورش فرزامى (دانشجوى معمارى دانشكده هنرهاى زيبا) به‌عنوان طرح برتر برگزيده می‌شود.
فرزامى می‌گوید: «ارتفاع سردر دانشگاه از سطح زمين هفت متر و ۵۰ سانتى متر و فاصله بين دو دهنه آن ۲۰ متر است و تا آنجا كه مقدور بوده ، کوشیده‌ایم تا بناى جديد داراى روحيه ايرانى بوده و تلفيقى از معمارى مدرن و گذشته باشد.
جهان نمادها
جهان امروز را با نمادهايش می‌شناسند، با اين تعريف سردر دانشگاه تهران و بسيارى آثار و بناهاى ديگر شايد در زمانه‌ای كه ما در آن زندگى می‌کنیم عنصرى آشنا و عادى به نظر برسد اما بی‌تردید در آینده‌ای نه چندان دور مردم آنها را نشانه‌ای از هويت فرهنگى خود خواهند يافت و قاعدتاً تمايل پيدا خواهند كرد تا بار ديگر به بازشناسى و كنكاش در آن بپردازند و البته جاى بسى تأسف خواهد بود كه اثرى از آن نيابند.
يك جامعه‌شناس دراین‌باره می‌گوید: «نمادها تنها اثرى باستانى نيستند كه ارزش آنها را با قدمتشان بسنجيم اگرچه اين هم بخشى از موضوع است اما در اصل نمادها معرف تفكر، فرهنگ و افت و خيزهاى يك جامعه هستند، به‌عنوان مثال به ميدان انقلاب نگاه كنيد! اين ميدان قدمت چندانى ندارد و ارزش آن را هم با قديمى بودنش نمی‌سنجیم، بلكه ارزش واقعى اين ميدان در خصلت سمبليك آن است و اين سمبل وقايع بسيارى را در خود پنهان دارد. سردر دانشگاه تهران هم همين نقش را ايفا می‌کند. نمادى كه در اصطلاح می‌توانیم به آن بگوييم مملو از بار معنايى است.
دانشگاه تهران نماد بال‌های ققنوس
دو ققنوس، با بال‌های افراشته و درهم‌تنیده. تنیده شدن این بال‌ها مرزی ساخته از جنس علم و معرفت. بال‌ها گره‌خورده مظهری هستند از علم و دانش، جنگ و صلح.حال این بال‌ها نمادی از کشور و شهرمان شده‌اند، نماد دانشگاه، سمبل علم و معرفت ایران‌زمین.با یک بررسی گذرا می‌توان ادعا کرد که از میان معروف‌ترین و معتبرترین دانشگاه‌های دنیا، دانشگاه تهران تنها دانشگاهی است که از طریق یک بنای فرهنگی سمبلیک با مهندسی پیچیده، پیام های ویژه معنوی، علمی و فرهنگی را به مخاطبان خود القا می کند.
قُقنوس مرغی افسانه‌ای و ایرانی همانند سیمرغ است؛ مرغی خوش‌رنگ و خوش‌آواز که منقار او سیصد و شصت سوراخ دارد و بر کوه بلندی در برابر باد می‌نشیند و آواهای نغز و شگفت از منقار خود بر می‌آورد. هزار سال می‌زید و چون سال هزارم فرا می‌رسد و مرگش نزدیک می‌گردد‚ هیزم فراوانی گِرد خویش می‌آورد و بر بالای آن می‌نشیند و آهنگی شیرین می‌سراید و بال‌ها بر یکدیگر می‌زند : بدان گونه که از بال او آتشی می‌جهد و در هیزم می‌افتد و او در آتش خود می‌سوزد و از خاکسترش تخمی پدیدار می‌شود و از آن ققنوسی دیگر بر می‌آید..ایران نیز همچون آن مرغ بی‌همتا بارها در چنین آتشی سوخته و باز از خاکستر خویش زاده است.