هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   177   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تعاریف مندرج در شرایط عمومی پیمان

اسماعیل هریسی*
ماده 1 شرایط عمومی پیمان می‌گوید: «کلمات یا عبارت‌های زیر، در هر جای این شرایط عمومی یا سایر اسناد پیمان، دارای معانی تشریح شده در زیرهستند. این معانی، برحسب مورد می‌توانند به مفهوم مفرد یا جمع، به کار روند»: سپس 35 واژه و عبارت را در ذیل ماده مذکور در 35 بند تعریف می‌کند.
گاهی در برخی قوانین نیز واژه‌هایی از طرف قانون‌گذار تعریف می‌شود. این تعاریف بسیار سودمند و مال‌اندیشانه  است، زیرا قانون نیز یک قرارداد فراگیر اجتماعی است که کلمات آن باید در چارچوب همان قانون شناسایی و تعریف شوند.
آن چه در ماده 1 پیمان EPC و در 35 بند تعریف‌شده، یک تعریف کاملاً قراردادی است. تعریف واژه‌ها در قرارداد حائز اهمیت فراوانی است و می‌توان در آینده جلوی بسیاری از تفاسیر و تعابیر گوناگون را بگیرد.
کلمات می‌توانند به گونه‌های مختلف تعریف شوند که آنها را ذیلاً بررسی می‌کنیم:
1-    تعریف عرفی- تعریفی است که عرف بدون هر ملاحظه‌ای و صرفاً بر اساس نیاز خود، مفهومی که عموم مردم از آن استنباط می‌کنند، به‌کار می‌برد. اما چون عرف از لحاظ زمان و مکان قابل‌تغییر است معانی و تعاریف عرفی نیز ممکن است تدریجاً تعاریف سابق خود را ازدست‌داده و به‌صورت کشدار و ارتجاعی معنی شوند. در این صورت هرگاه برخی از واژه‌های قرارداد در خود قرارداد تعریف نشود ممکن است در صورت حدوث اختلاف برای طرفین و مرجع حل اختلاف مشکل‌ساز شود و ایجاد سردرگمی نماید. پس بعضی از واژه‌های مهم و کلیدی باید در قرارداد تعریف شوند تا چارچوب معانی آنها قبلاً تعیین گردد.
البته عرف بعد از قانون مهم‌ترین منبع حقوق است. جایی که قانون راجع به امری سکوت کند یا اجمال و ابهام داشته باشد، حقوقدان باید به عرف رجوع کند تا معنای آن موضوع را از عرف بیابد. منتها همان طوری که گفته شد هرگاه واژه‌ها و موضوع‌ها در قانون یا قرارداد به طور دقیق تعریف شوند، دیگر نیازی برای یافتن معنی آن در عرف وجود ندارد و از همان منبع اولیه حقوق (یعنی قانون) بدون تعابیر موسع و کشدار می‌توان مفهوم آن واژه را درک کرد.
2-    تعریف علمی- در محافل آکادمیک و مراکز علمی نیز ممکن است با توجه به موضوع هر علم، واژه‌ها و اصطلاحات تعریف شوند که متناسب با موضوع و اهداف آن دانش به‌خصوص باشد. این تعاریف نیز در قرارداد نمی‌تواند مبنای درستی داشته باشند، زیرا اولاً دانش‌ها در رشته‌های مختلف، متفاوت‌اند و ثانیاً در قرارداد بعضی از کلمات ممکن است خارج از تعاریف علمی مورد نظر طرفین باشند. لذا تعریف واژه‌های مهم در قرارداد باید بدون مدنظر قرار دادن تعاریف علمی آنها ارائه شوند.
3-    تعریف قراردادی- برای اجتناب از تعاریف دلخواه از سوی هر یک از دو طرف قرارداد، بهترین راه تعریف واژگانی است که محتمل است در آینده مورد مناقشه طرفین قرار گیرد. در این صورت به‌منظور گریز از برداشت‌های متفاوت از برخی واژگان، طرف‌های قرارداد باید چارچوب مفهومی آن را تعیین کنند تا به هنگام حدوث اختلاف،‌ طرفین و مرجع حل اختلاف به‌راحتی بتواند مفهوم آن واژگان را استنباط کند.
تعریف واژگان در ابتدای قراردادها روش نوینی است که پیش‌تر بدان کمتر اهمیت داده می‌شد اما اخیراً با تأسی از قراردادهای خارجی و تجارب بین‌المللی، تعریف کلمات در آغاز قرارداد امری لازم و مهم شمرده می‌شود تا ازیک‌طرف در نوشتن سایر مواد قرارداد اختصار امر رعایت و از طرف دیگر واژگان مفهوم قراردادی خود را حفظ کنند.
این پدیده به قوانین جدید نیز رسوخ پیداکرده و قانون به‌عنوان یک قرارداد اجتماعی واژگان خاص خود را در ابتدای امر تعریف می‌کند. به‌هرحال این کار پسندیده‌ای است که می‌تواند مناقشات حقوقی را به حداقل برساند.
* وکیل پایه یک دادگستری