هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   176   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ارزیابی استراتژیک پیمانکاران پروژه‌های عمرانی شهری

ارزیابی استراتژیک پیمانکاران پروژه‌های عمرانی شهری عنوان مقاله‌ای پژوهشی در حوزه مدیریت است که با استفاده از سیستم خبره فازی  و مطالعه موردی شهرداری منطقه 15 تهران تهیه‌شده و در آن مدیریت زنجیره تأمین به‌عنوان رویکرد یکپارچه مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این مقاله در دو قسمت تنظیم‌شده که در قسمت اول به  داده‌های عددی و زبانی، افزایش كیفیت ، اعتمادسازی میان پیمانكار و كارفرما، و مهم‌ترین مأموریت‌های مدیریت شهری پرداخته و نظریه «هند فیلد» را مورد بررسی قرار می‌دهد. و در بخش دوم  به برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، پیمانکاری و میزان مطلوبیت می‌پردازد که در شماره آینده تقدیم می‌شود.
 علیرضا زارعی1 ،  حبیب اله جوانمرد2
در رقابت‌های جهانی موجود، باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری در دسترس وی قرارداد. خواست مشتری بر کیفیت بالا و خدمت رسانی سریع، موجب‌ افزایش فشارهایی شده که قبلاً وجود نداشته است، در نتیجه شرکت‌ها بیش از این‌ نمی‌توانند به تنهایی از عهده تمامی کارها برآیند.در بازار رقابتی موجود بنگاه‌های‌ اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافته‌اند، علت این امر دستیابی‌ به مزیت یا مزایای رقابتی باهدف کسب سهم بیشتری از بازار است. بر این اساس، فعالیت‌هایی نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه‌ریزی محصول، خدمت نگهداری کالا،کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری که قبلاً همگی در سطح شرکت انجام می‌شده اینک به سطح زنجیره تأمین، انتقال پیدا کرده‌ است. انتخاب تأمین‌کنندگان، برتر از مهم‌ترین مؤلفه‌های یک زنجیره تأمین است و چگونگی تعیین عرضه‌کنندگان مناسب و روش های تصمیم‌گیری در خصوص ارزیابی تأمین‌کنندگان بسیار مهم می‌نماید. این تحقیق قصد ارزیابی تأمین‌کنندگان را با کمک سیستم خبره فازی دارد.
اداره کردن منابع و خدمات یکی از فعالیت های حیاتی برای سازمان‌ها می‌باشد. استراتژی تهیه و تدارک، تأثیر بسیار زیادی بر روی مزیت رقابتی آن سازمان دارد؛ به‌ویژه که در حال حاضر، گرایش بیشتری به برون‌سپاری جهت استفاده و بهره‌گیری از خدمات احساس می‌شود. از طرفی در دهه اخیر وظیفه برون‌سپاری پروژه‌ها به پیمانکاران در فرایند زنجیره عرضه، چالشی مهم برای بیشتر شرکت‌ها بوده  و در بیشتر صنایع، می‌تواند نقش کلیدی را در کارایی و اثربخشی یک سازمان ایفا کند. بدین‌صورت که اثر مستقیم روی هزینه‌ها، سودآوری و انعطاف‌پذیری یک شرکت دارد. از طرفی شرکت‌ها به‌منظور پایدار نگه‌داشتن خود در بازار رقابتی می‌بایست خود را با نیازهای مشتری همساز و همگام کنند و از طرفی  دیگر همسوئی و تطابق با خواسته‌های مشتریان می‌طلبد که سازمان‌ها مدام توجه خود را به‌سوی چگونگی فرآیند تولید محصول و خدمات معطوف نمایند. از آنجائی که حجم بسیار بالائی از فعالیت‌های مربوط به تولید این محصولات توسط تأمین‌کنندگان بیرونی صورت می‌پذیرد، بنابراین، توجه و دقت بر روی انتخاب آنها بسیار مهم جلوه می‌کند.(عالم تبریز،1389)
مدیریت زنجیره تأمین به‌عنوان یک رویکرد یکپارچه جهت مدیریت مناسب جریان مواد، اطلاعات و جریان پولی می‌باشد و با توجه به اینکه کیفیت و انعطاف‌پذیری محصولات و خدمات ارائه‌شده به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر اقلام دریافتی از تأمین‌کنندگان می‌باشد. لذا فرآیند انتخاب تأمین‌کنندگان، فعالیتی حیاتی جهت زنجیره تأمین می‌باشد که هدف نهائی آن، مدیریت عرضه‌کنندگان در سرتاسر زنجیره عرضه، تحویل سریع‌تر، کاهش زمان تأخیر تولید، کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت می‌باشد. در نهایت با انتخاب تأمین‌کنندگان مناسب می‌توان با آنها روابط استراتژیک برقرار کرده تا در سایه همکاری استراتژیک با آنها بتوان به مزایای رقابتی مورد نظر دست‌یافت.(ولی زاده، 1388)
از طرفی افزایش كیفیت پروژه‌های عمرانی، تأكید بر ضرورت اعتمادسازی میان پیمانكار و كارفرما، ارائه‌ ساز و كارهای شفاف و عادلانه و بر مبنای شایستگی های فنی و استراتژیک برای برگزاری مناقصات و لزوم شناسایی پیمانكاران توانمند در اجرای فعالیت‌های عمرانی شهرداری، از مهم‌ترین مأموریت‌های مدیریت شهری می‌باشد. ارزیابی پیمانکاران پروژه‌های عمرانی شهری در کلان‌شهرهایی همچون تهران یک تصمیم استراتژیک در مدیریت فنی شهرداری‌ها می‌باشد و نیازمند یک بررسی استراتژیک از شاخص های موثر بر انتخاب پیمانکاران پروژه‌ها دارد تا زیرساخت های فنی به‌درستی و با برون‌سپاری صحیح به تأمین‌کنندگان خدمات عمرانی صورت پذیرد.
فرایند ارزیابی و انتخاب عرضه‌کننده‌ها نوعی از مسائل تصمیم‌گیری است که در بسیاری از شرایط، داده‌های كلاسیك برای مدل های تصمیم‌گیری در دنیای واقعی، ناکافی هستند و ازآنجاکه قضاوت های انسانی شامل ترجیحاتی است كه اغلب مبهم هستند، بنابراین تصمیم‌گیرندگان نمی‌توانند ترجیح خود را راجع به شاخص های مورد بررسی برای گزینه‌های موجود باارزش عددی دقیقی تخمین بزنند. ازاین‌رو رویكرد واقعی تر این است كه به‌جای ارزش های عددی، از اظهارنظر و برآورد های زبانی استفاده گردد. یعنی فرض شود كه نرخ و وزن شاخص‌ها در این‌گونه  مسائل به‌وسیله متغیر های زبانی ارزیابی می‌شوند. اصطلاحات زبانی بیان طبیعی از قضاوت را ارائه می‌دهند؛این توصیف‌ها، كاربرد و قابلیت عملی تئوری فازی را در تصمیم‌گیری های مبتنی بر قضاوت خبرگان نشان می‌دهند. منطق فازی می‌تواند در اندازه‌گیری میزان ابهام مفاهیمی كه با قضاوت‌های ذهنی انسان مرتبط است، مفید واقع شود  و در این میان سیستم خبره مبتنی بر استنتاج فازی می‌تواند در فرایند این ارزیابی بسیار راهگشا باشد.
بررسی وضعیت تأمین‌کنندگان صرفاً بر مبنای تحلیل خبرگان از وضعیت شاخص های هر شرکت تأمین‌کننده صورت می‌پذیرد. با توجه به اینکه کلیه شاخص های شرکت های تأمین‌کننده از درجه اهمیت بالایی برای تصمیم‌گیری خبرگان برخوردار نیستند، بنابراین در این تحقیق صرفاً شاخص‌هایی که تأثیر بیشتری در سنجش استراتژیک تأمین‌کنندگان دارند، فیلتر می‌گردند و این شاخص های فیلتر شده مبنای طراحی سیستم خبره فازی قرار خواهند گرفت.در این پژوهش سعی می‌شود تا یک سیستم خبره فازی طراحی گردد که ورودی آن وضعیت شاخص های ارزیابی بوده و میزان مطلوبیت تأمین‌کنندگان به‌عنوان خروجی این سیستم در نظر گرفته شود. بنابراین می‌توان دانشی که خبرگان سازمان مورد مطالعه بر اساس آن میزان مطلوبیت تأمین‌کنندگان را به وضعیت شاخص های آنان نسبت می‌دهند، در قالب قواعد و به‌عنوان پایگاه دانش استخراج نمود.
زنجیره عرضه
«هند فیلد» مدیریت زنجیره تأمین را به یکپارچه‌سازی فعالیت های زنجیره تأمین از طریق بهبود روابط زنجیره ، برای دستیابی به موفقیت رقابتی قابل انکار و مستدام تعریف می‌کند. (تیموری و دیگران ،1383،ص54). مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرآیند یکپارچه‌سازی فعالیت های زنجیره تأمین و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آن، از طریق بهبود و هماهنگ‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تأمین، تولیدوعرضه محصول. (حسین پور،1386،ص11). مدیریت زنجیره تأمین شامل هماهنگی فعالیت های زنجیره تأمین و جریان های اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود روابط زنجیره برای دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام می‌باشد (تیموری و دیگران ،1383،ص55). مدیریت زنجیره تأمین شامل طراحی، نگه‌داری و عملیات فرآیند زنجیره عرضه برای تأمین رضایت مشتریان نهایی می‌باشد. (محبی،2005،ص3).
در مدیریت زنجیره عرضه، فرآیند تصمیم‌گیری به گونه‌ای طراحی می‌شود که منافع خریدار و تأمین‌کننده به طور مشترک در آن دیده‌شده و هدف،تسهیل گردش مواد در سرتاسر زنجیره عرضه می‌باشد. (کانانا و دیگران،2005،ص). نقش تأمین‌کنندگان در مدیریت زنجیره تأمین و برون‌سپاری دارای اهمیت بیشتری می‌گردد. (آیساویا و دیگران ،2006،ص5)
عمده‌ترین روش‌ها و مدل های انتخاب تأمین‌کنندگان در جدول 1 مشخص گردیده‌اند. بر اساس این جدول عمده روش‌ها، کمی بوده و در مورد مدل های کیفی مطالعات کمتری انجام گرفته است.

1-کارشناس ارشد مدیریت -دانشگاه آزاد اراک
2- عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اراک