نشریه شماره   176   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

دریافت سود از زلزله‌زدگان بستک

گروه ساخت‌وساز: در روزگاری که با پیشرفت علوم و صنعت، انسان دیگر مقهور طبیعت نیست و نیروهای طبیعی را به خدمت گرفته است، در کشور ما زلزله‌های کوچک خسارت‌های بزرگ پدید می‌آورند و مردم را به کام مرگ می‌کشند. علیرغم اینکه کارشناسان ژئوتکنیک و زلزله‌شناسی بارها از قرار گرفتن بیش از 90 درصد کشور بر روی گسل زلزله خبر می‌دهند اما بیشتر مسئولان و البته مردم اعتنایی به این اظهارنظرها نمی‌کنند؛ بدین ترتیب ساختمان‌ها با سرعت هرچه بیشتر و البته کم‌ترین کیفیت ممکن ساخته می‌شوند تا شهرهای ما آبستن حوادث ناگوار باشند.
زلزله‌هایی نظیر رودبار، بم و ورزقان پشت سرهم به وقوع می‌پیوندند و تومار زندگی هزاران نفر را در هم می‌پیچند و مسئولان و دست‌اندرکاران صنعت ساختمان هم بدون اینکه تمهیداتی بیندیشند چشم‌انتظار زلزله بعدی می‌مانند. البته شاید انتظار ایجاد تغییر و تحول پس از وقوع زلزله‌ها دور از ذهن باشد چرا که هیچ‌وقت پس از حوادث دلخراشی که جان هم وطنانمان را گرفته هیچ نهادی، هیچ کس را بازخواست نکرد و در واقع زمین مقصر اصلی مرگ انسان‌ها شناخته شد.
برای ساخت یک ساختمان باید هفت‌خوان را بگذرانیم و از هزار نهاد و سازمان اجازه بگیریم ، اما در زمان ریزش هیچ نهادی مسئول نیست و فقط به خودمان مربوط است؟! مگر نه این است که مردم در زمان ساخت به شهرداری،‌ نظام‌مهندسی و بسیاری دیگر از نهادها که تعدادشان از حد شمار بیرون است، پول نظارت و پول صدور پروانه می‌پردازند اما پس از ریزش ساختمان‌ها هیچ کس زیر بار عملکردش نمی‌رود. البته هر چند باید تمام ساخت و سازها را جزو بافت فرسوده به حساب آورد چرا که ساختمان‌های نوساز بدون توجه به ضوابط و مقررات و در بی‌توجهی مسئولان ساخته می‌شوند و نمی‌توان حساب آنها را از بافت‌های فرسوده و ناپایدار جدا کرد، اما علاوه بر ساخت و ساز‌های ناپایداری که می‌بینیم، بافت فرسوده بسیار وسیعی در کشور وجود دارد که با یک زلزله 5/5 ریشتری می‌تواند حادثه‌ای به‌مراتب تلخ‌تر از زلزله بم بر جای بگذارد. دولت‌های مختلف و وزارت راه و شهرسازی‌های مختلف روی کار می‌آیند و وضعیت این بافت‌ها نگران‌کننده‌تر از دیروز می‌شود. هیچ نهادی به فکر هزینه کردن در این بافت‌ها نیست و عنوان می‌کنند که بافت فرسوده باید توسط ساکنان بافت احیاء و نوسازی شود؛ غافل از اینکه مردم به حمایت گسترده نهادهایی مانند دولت و شهرداری‌ها نیاز دارند و با نگرش سوددهی نمی‌توان بافت فرسوده را احیا کرد. نمونه این عدم حمایت را می‌توان در بروکراسی حاکم بر شهرداری‌ها، تأخیر در پرداخت تسهیلات و سود بالای تسهیلات بانک‌ها به وضوح مشاهده کرد.
آخرین زلزله‌ای که هموطنان مان را داغدار کرد، زلزله‌ای بود که روز پنج‌شنبه 12 دی ماه ساعت 6 و 34 دقیقه صبح در شهرستان بستک در استان هرمزگان با قدرت 5/5 ریشتر در عمق 20 کیلومتری زمین به وقوع پیوست که بر اساس آمارها 824 واحد ساختمانی تخریب‌شده و یک نفر کشته و 30 زخمی بر جای گذاشته است.
بر اساس اخبار منتشره در ساعات ابتدایی وقوع این زلزله نه چندان بزرگ برق و تلفن شهر «بستک» با مشکل مواجه شد، به گونه‌ای که حتی برق بیمارستان 64 تختخوابی شهرستان که محل امنی برای مصدومان زلزله بود، قطع شد . در مجموع این زلزله 5/5 ریشتری 162 میلیون ریال به تأسیسات آب و برق شهرستان خسارت وارد کرد. بنابراین ساختمان‌ها و شریان‌های حیاتی در برابر یک زلزله 5/5 ریشتری به زانو درآمد.
قطعاً پس از زلزله باید تمام نهادها برای جبران خرابی‌های ناشی از آن هزینه کنند و تجربه ثابت کرده که پس از وقوع زلزله هزینه‌های جبران بسیار بیشتر از هزینه‌های پیشگیری است اما عجیب است که دستگاه‌های مختلف این هزینه چند برابری را بر پیشگیری ترجیح می‌دهند. نوع برخورد ما با زلزله تنها به قبل از وقوع منتهی نمی‌شود و در مدیریت بحران پس از زلزله وضعیت اسفباری را شاهدیم . خبرها حاکی است که زلزله‌زدگان «بستک» تسهیلات با نرخ 5 درصد دریافت می‌کنند و جای سؤال است که در شرایط حاضر از مردم زلزله‌زده‌ای که تمام دارایی‌شان زیر آوار نابود شده است،‌ چگونه توقع پرداخت سود دارند؟ به‌هرحال امیدواریم مسئولان و دست‌اندرکاران از خواب غفلتی که زلزله هم نمی‌تواند آن را آشفته کند، بیدار شوند و به وضعیت بغرنج ساخت‌وساز پایان دهند.