هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   176   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تخریب تهران؛ بی‌سابقه در جهان

سید سجاد موسوی: مشکلات و معضلات کلان‌شهر تهران به‌ویژه در بخش کیفیت ساخت‌وساز بیداد می‌کند. خرید تراکم بیش‌ازحد مجاز، تغییر کاربری‌ها برخلاف طرح تفصیلی توسط کمیسیون ماده پنج، فقدان نظارت بر ساخت و سازها از طرف مهندسان ناظر، تخریب ساختمان‌ها به‌منظور ساخت‌وساز جدید و کسب سود و نبود معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی از جمله مهم‌ترین چالش‌های ساخت و سازهای شهری تهران به شمار می‌روند. برای پی بردن به علل این چالش‌ها به سراغ جابر نصیری، عضو هیئت‌مدیره نظام‌مهندسی ساختمان استان تهران رفته‌ایم و  سؤالاتی را در این رابطه از او پرسیده‌ایم که در زیر آمده است.
همان طور که اطلاع دارید تعداد زیادی از ساختمان‌ها علیرغم مقاوم بودن به‌منظور کسب سود بیشتر در تهران تخریب می‌شوند. تخریب این ساختمان‌ها چه مشکلات و چالش‌هایی به همراه دارد؟
یکی از معضلاتی که در کشور به‌ویژه در تهران وجود دارد این است که بسیاری از ساختمان‌ها علیرغم رعایت آیین‌نامه‌های ساختمان‌سازی از جمله 2800، با افزایش تعداد طبقات و باهدف کسب سود بیشتر توسط مالکان طبقات تخریب می‌شوند. در تهران سالیانه حدود 25 تا 30 میلیون مترمربع پروانه تخریب و نوسازی در قالب 25 هزار پروانه ساختمانی صادر می‌شود و متأسفانه عمده تخریب‌ها مربوط به ساختمان‌های با عمر کمتر از 20 سال است که با رعایت آیین‌نامه 2800 و با نظارت مهندس ناظر ساخته‌شده‌اند و به دلیل ارزش‌افزوده ساختمان‌سازی برای احداث طبقات بیشتر تخریب می‌شوند. هیچ قانون و آیین‌نامه اجرایی برای جلوگیری از این سودجویی نداریم و این تخریب در دنیا بی‌سابقه است. در بسیاری از کشورها، عوارض سنگینی برای تخریب ساختمان‌ها مصوب می‌شود چرا که ساختمان‌ها را حاصل منابع ملی می‌دانند. در این کشور‌ها تخریب برای ایجاد طبقات بیشتر به‌هیچ‌وجه نمی‌صرفد و علاوه بر هدر رفت ثروت ملی، تخریب ساختمان‌ها باعث ایجاد انواع آلودگی صوتی و هوا می‌شود. تا چهار، پنج سال پیش تخریب‌ ساختمان‌ها توسط وسایل سنتی از جمله بیل و کلنگ انجام می‌گرفت اما امروز برای تخریب ساختمان‌های جدید ساز و مصالح مقاوم باید از تکنولوژی‌های پر سروصدا و غول‌پیکر که آلودگی صوتی ایجاد می‌کنند، استفاده کرد؛ بنابراین در بسیاری از خیابان‌ها و کوچه‌ها آلودگی صوتی ناشی از تخریب، همسایه‌ها را آزار می‌دهد. آلودگی حادتر مرتبط به آلودگی هواست. در اثر تخریب ساختمان‌ها به‌جرات می‌گویم بخش عظیمی از آلودگی هوای تهران ناشی از تخریب ساختمان‌ها و شکل‌گیری ریز گردهاست. ریز گردهایی که به دلیل استفاده از مصالح ساختمانی  نظیر ورق‌های آزبست و پشم‌شیشه در ساختمان سرطان‌زا هم هستند.
شهرداری چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟ آیا جلوگیری از این تخریب‌ها باعث کاهش درآمد شهرداری نمی‌شود؟
پیشنهاد من این است که شهرداری لایحه‌ای به شورای شهر بدهد تا از مالکان ساختمان‌هایی که هنوز مقاومت و استحکام لازم را دارند و بااین‌وجود قصد تخریب آن را دارند، مالیات‌های سنگین اخذ شود تا تخریب صرف نکند. برای احداث طبقات جدید می‌توان از تکنولوژی‌های جدید استفاده کرد و نیازی به تخریب نیست اما به دلیل اینکه هیچ عوارضی به تخریب ساختمان‌ها بسته نشده است، مالکان ترجیح می‌دهند ساختمان را تخریب کنند. اعتقاددارم وضع این عوارض به پیشرفت تکنولوژی در صنعت ساختمان هم کمک می‌کند؛ در صورت وضع عوارض یا مالک ساختمان ترجیح می‌دهد، ساختمانش را تخریب کند که در این صورت پول هنگفتی به حساب شهرداری باید بریزد، یا ترجیح می‌دهد که از تکنولوژی جدید استفاده کند که در این صورت هم باید عوارض ساخت طبقات جدید را به شهرداری بپردازد؛ بنابراین در هیچ حالی شهرداری ضرر نمی‌کند.
به نظر شما با آمدن طرح تفصیلی  تخریب‌ها شدت گرفته است یا خیر؟
متأسفانه در سند طرح تفصیلی تهران این موضوع به هیچ عنوان دیده نشده و حتی یک بند در مورد تخریب ساختمان‌ها نیامده است. در مورد طرح تفصیلی باید بگویم که قطعاً یک قانون بد بهتر از بی‌قانونی است، اما این طرح واقعاً مشکلات و کاستی‌های بسیاری دارد. مثلاً در رابطه با شهرسازی و فضای کالبدی شهر توضیحاتی ارائه نداده است و بیشتر مربوط به تک پلاک‌هاست و هیچ نشانی از شهرسازی ایرانی و اسلامی نیست.
به معماری ایرانی- اسلامی اشاره کردید؛ با توجه به اینکه در مقررات ملی ساختمان و آیین‌نامه‌های داخلی هیچ اصولی برای اجرای این معماری وجود ندارد، به نظر می‌رسد معماری ایرانی- اسلامی تقریباً یک شعار است.
در درجه اول قبل از اینکه از معماری ایرانی- اسلامی صحبت کنیم، باید از شهرسازی ایرانی- اسلامی صحبت کنیم. شهرسازی اسلامی با شهرسازی اسلامی- ایرانی فرق می‌کند. شهرسازی اسلامی یک نوع مدینه فاضله است که در آیات و روایات الگوهایی برای آن بیان شده و الگوها به‌صورت کلان مطرح شده است. در خصوص شهرسازی ایرانی- اسلامی هم الگویی داریم و می‌تواند به‌صورت الگو قرار بگیرد. شهرسازی اصفهان، یزد، کاشان، تبریز و ... از این دسته‌اند. متأسفانه مدیریت‌های ما نخواسته‌اند از متخصصان در تهیه طرح‌های جامع و تفصیلی شهرها استفاده کنند و وزارت راه و شهرسازی در این رابطه وظیفه سنگین دارد اما به وظیفه‌اش عمل نکرده است. دستورهایی هم در برخی اوقات برای شهرهای ایرانی- اسلامی داده می‌شود که به دلیل اینکه غیر کارشناسی است، راه به‌جایی نمی‌برد. در زمانی وزارت کشور دستور داد در تمام شهرها میدان نماز ساخته شود؛ اخیراً بنده به یکی از شهرها برای گفتگو در مورد مسائل شهرسازی دعوت شدم؛ زمان ظهر بود که به میدان نماز آن شهر رسیدیم. بنده هر اندازه سعی کردم یک جهت قبله را در آن میدان پیدا کنم، موفق نشدم؛ حتی یک مجسمه بلال حبشی در میدان نصب شده بود که به سمت غرب در حال اذان گفتن بود.
وزارت راه و شهرسازی جدید شعار شهروندمداری را مطرح می‌کند. این شعار چگونه محقق می‌شود؟
متأسفانه مدیریت شهرهای ما به دلیل اینکه جریان‌های سؤال‌کننده و بازخواست کننده نداریم، پاسخگو نیستند. امروز وزیر راه و شهرسازی همواره از حقوق شهروندی می‌گویند. حقوق شهروندی در صورتی محقق می‌شود که کسی از مسئولان سؤال کند و مسئولان پاسخ بدهند. این در حالی است که حتی رسانه‌ها هم نمی‌توانند به‌صورت کامل مسائل را موشکافی کنند. نتیجه‌ عدم پرسشگری این می‌شود که مسئولان شورای شهر و شهرداری به دنبال انجام کارهای مقطعی هستند و از آنجایی که شهرداری‌ها در بودجه‌شان مستقل هستند، این بودجه را از طریق کارهایی نظیر فروش تراکم انجام می‌دهند و از طریق کمیسیون ماده 100 شکل قانونی به آن می‌دهند. در بسیاری از شهرها مالکانی که جواز سه طبقه گرفته‌اند از مهندس می‌خواهند که نقشه 5 طبقه بکشد چرا که می‌دانند با پرداخت جریمه می‌توانند این کار را انجام دهند و این برای شهرهای ما فاجعه است.