هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   175   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

باززنده سازی فضاهای شهری

هنگامه آل آقا *
موضوع حفاظت از ميراث فرهنگي، به شكل علمي امروزي، بيشتر زائيده نگاه روشنفكري و غرب‌گرایی آميخته به ناسيوناليسم پس از مشروطه در ايران است. بهترين نمونه‌های تعاريف حوزه مرمت و حفاظت هم مربوط به ترجمه‌هایی است كه از اوايل دهه 40 ميلادي وارد كشور شد و در دهه هفتاد و هشتاد به اوج خود رسيد. اين نظرات بعدها نيز از طريق كنوانسيون هاي بین‌المللی و توافقات و قوانين اجرايي تثبيت شد. اما در ميان گفته‌ها و نوشته‌های صاحب‌نظران، كمتر به تطبيق اين تعاريف با وضعيت فرهنگي ايران و صد البته تقرب به تعاريف بومي تلاشي قابل‌تأمل به چشم می‌خورد. سرزمين و فرهنگي كه ميراث دار كهن فرهنگ جهاني است و بايد خود از صادرکنندگان مباني مرمت باشد، سال‌هاست كه به واردات بيگانه بسنده می‌کند.
مرمت در محاوره و از تصوری که در ذهن مراودات روزمره بر می‌آید، زمانی استفاده می‌شود که گوینده نظر به زنده و جوان نمودن چیزی دارد که یقیناً آن چیز در خود اندوخته و ارزشی نهان داشته که گوینده از دوباره‌سازی آن ابا دارد و به‌واسطه احترام و بزرگداشت آنچه در درون دارد امکان جایگزینی با وجودی دیگر را نخواهد داشت. مگر نه آن است که آنچه در حال وجود دارد قابل‌لمس و درک است و هر آنچه در آینده نیز به ما می‌رسد در آینده امکان لمس و درک خواهد داشت. اما گذشته به چه شکل خواهد بود؟ گذشته تنها گزینه‌ای است که ، زمان وقوع آن گذشته و دیگر به هیچ طریقی قابل‌لمس نخواهد بود. پس مگر نمی‌بایست از آنچه در این دنیای فانی بی‌بازگشت می‌نماید و امیدی به تکرار آن وجود ندارد با توجه بیشتر مراقبت نمود!
بافت شهری، مجموعه‌ای از مشخصات فرهنگي،  سیاسي، اجتماعي، اقتصادي و...  را در بازه‌ای از زمانی گذشته، در مقیاسی مشخص و در کوچه و پس کوچه‌ها، خانه و بیغوله‌ها، عمارات و خیابان های خود به نمایش می‌گذارد. چه نفس‌ها که در آن دمیده نشده و چه حوادثي كه در دل آن جای نداده است. مجموعه‌ای حادث‌شده در گذر زمان که اجزایش از جان اشرف مخلوقات مملو گشته و هر جان، يادگاري شده بر تابلوی حاضر.
بافت شهری، نمایه‌ای از رفتارهایی است که در زمانی طولانی پیکره‌ای با خلل و فرج و سایه‌روشن‌های بی‌بدیل خلق نموده و امکان درک گذشته را در فضاها و مجاری‌اش فراهم نموده است. گذشته‌ای که امکان درکش از حواس گذراي انسان فانی گرفته شده است.
مرمت بافت شهری، چه در بخش احیا و چه در بخش بازسازی به  حفظ و نگهداری  چنین  فضای شكننده و نابود شونده‌ای اتلاق می‌گردد. فضایی که به‌واسطه نوع زندگی مردمانی که با فرهنگ خود و با احتساب دارایی‌ها و اقتصاد هر خانواده و سیاست حاکم بر این اجتماع توسط قدرت يا حکومت مرکزی، در گذر زمان رشد و نمو نموده و بااتصال گره‌های مذهبیپیام ساختمان آموزشی پیام ساختمان درمانی و خدماتی‌اش زندگی گذشته‌ای را به منصه ظهور کشانده است.یقیناً مدیریت و مسئولیت بر چنین مجموعه‌ای توجه توأم با احترام می‌خواهد تا بتواند مرگ را به حيات متصل كند تا بتواند میراث گذشتگان را به آیندگان منتقل سازد. انتقال میراث نه از حیث صرفاً به‌اصطلاح نوستالژیک آن ، بلكه به خاطر احترام به آنچه موجودی با اتلاق واژه انسان در طی زمانی که بر او گذشته از خود به‌جای گذاشته است. ميراثي كه چه بسا اعتقادات و فلسفه حضور ایشان را در لوای فرهنگ‌ها و قومیت‌ها و موقعیت های جغرافیایی مختلف ترجمان نموده است. از این حیث است که در مرمت بافت شهری می‌بایست از هرگونه سیاست‌گذاری سخنورانه تحت واژه‌های شهرسازی مدرن، کمک به رشد اقتصادی، احیای بافت فرسوده و مواجهه با افزایش جمعیت حذر کرده و ضمن اجازه ورود زندگی عصر حاضر و جلوگیری از قطع جریان زمان با یادآوری بهترین واژه مصطلح به" باز زنده سازی " بافت شهری پرداخت.
*کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافت هاي تاریخی