نشریه شماره   157   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

«پول» اعلا نور در نور

گروه بازار ساختمان: استان‌های شمالی به دلیل تمرکز بر محور کشاورزی در گذشته کانون صنایع غذایی بود اما در سال‌های گذشته تنها بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن نیستند که آن سامان را توسعه می‌بخشند، بلکه حرکت بازار بر محور گردشگری و مؤلفه های موثر از آن می‌باشد. کافیست به یکی از این شهرها سری بزنید تا دو بافت متفاوت از شهر بومی و شهر گردشگری را که محصول ساخت و ساز های تجاری است را نمایان بنگرید. آنچه در ادامه می‌خوانیم سرگذشتی است که پیش از شهرستان نور در بیشتر شهرهای مهاجر پذیر شمال از تنکابن که اولین شعبه دانشگاه آزاد در مازندران را به خود دید تا رامسر و بابلسر و... که فاقد این شعب آموزشی بودند، اتفاق افتاده بود. اما نور جدیدترین رویداد از این دست است.

علم و ثروت به سود هم

اولین باری که شهرستان نور را می‌دیدم قریب به 25 سال قبل بود. آن زمان دیار مذکور تنها روستایی بود در مجاورت جنگل و دریا که نام شهر به آن داده بودند. ساحلی شنی و خانه های ساخته شده از مصالح سنتی و ویلاهایی که به نوعی برای مردم آن دیار تنها در تابستان درآمد مختصری ایجاد می‌کرد. سال قبل تعداد هتل‌ها و ساختمان‌ها را چنان افزون ‌دیدم که کمتر  خانه ای بدون طبقات عمودی پيدا مي شد اما امسال با دیدار مجدد تفاوت آن سامان با تهران را تنها در آب و هوای ساحلی آن دیدم.

ساکنان نور که حالا نه فقط نوری بلکه از همه اقوام ایران بودند را می‌توانستید در کار تجارت سودآور آن سامان استوار ببینید. رستوران‌های مدرن با غذاهای محلی از سراسر ایران (ترکی، کردی، اصفهانی و...) و مراکز فروش آن هم با چه زرق و برقی. همه این رشد تجاری دقیقاً زمانی ایجاد شد که در سواحل نور آن همه در لب دریا و در مجاورت موج‌ها و ساحل شنی آن شعبه ای از دانشگاه آزاد بنا گردید.

حال می‌دانیم که دانشجو به مکانی برای زندگی نیاز دارد که دولت هم تعهدی برای آن ندارد. پس بازاری مناسب برای ارائه خانه جهت اجاره دانشجویان مرفه و... ایجاد شد. افرادی که بیشتر در کنار علم آموزی از مواهب هم جواری با دریا نیز بهره می‌برند. بیشتر آنها که درآمدی اهدایی از طرف خانواده و اکثراً پدرجان پولدار خود دارند، از این رو چاره ای ندارند جز تفریح در کنار تحصیل، لب دریا.

 حالا رفت و آمدها محدود به فصل رونق گردشگری و تنها منحصر به ویلاهای ساحلی با بافت روستایی (که دیگر وجود ندارند) نیست. هتل‌های امروزی، ساختمان‌های مرتفع و سیتی سنترها نشان از آن دارند که سفر به آن سامان رونقی دائمی دارد. شاید بی دلیل نباشد که می‌توانی شهر را فاقد هر نوع نظم شهری در زمینه ساخت و ساز ببینی. گویی در شهری هستی بدون شهرداری برای مدیریت چنین ساخت و ساز سریعی.

 نیازهای روزانه دانشجویان و رفت آمد های خانواده های برخوردارشان که همواره سری به عزیزانشان که دیگر غرق در تحصیل و تفریح هستند، مي زنند، نیازی دائمی و در نتیجه تقاضایی فزاینده را ایجاد کرده که سرمایه گذاری برای املاک تجاری را اقتصادی کرده است. اما خبر جالب‌تر اینکه رشد درآمد در املاک تجاری سرمایه داران را به این فکر می‌اندازد که بالاتر از تهران و قیمت‌هایش به عرضه کالاهایی لوکس اقدام کنند که غیر از شمال تهران در سایر مناطق حتی یک مشتری هم ندارد.

با گسترش آمد و شد منظم نسل جوان و رونق گردشگری، زمينه ساخت‌وساز فروشگاه‌هایی که از هر نظر دقیقاً مانند تهران هستند، فراهم شد. املاک تجاری که از حیث قیمت و تنوع کالایی و نیز قابلیت دسترسی و... لذتی مانند خرید از مراکز تجاری پر زرق و برق تهران را بر افکار تداعی می‌کند. جالب است در مازندران که خود تولید کننده مواد غذایی مانند مرکبات است این مراکز تجاری محصولات وارداتی را با قیمتی بالاتر عرضه می‌کنند و با افتخار اعلام می‌کنند که این کالاها از تهران منتقل شده اما نمی‌گویند که حتی در تهران نیز چنین قیمتی را نمی‌توانید شاهد باشید. به هر حال سواحل خزر مهد گردشگری است و در سرزمین‌های توریستی تعجبی ندارد با شگفتی‌های هفتادگانه مواجه شوی. همین است که می‌بینی و می‌توانی بیندیشی که چگونه ساخت و ساز های تجاری می‌توانند بر قیمت‌های کذایی بیفزایند.

و اما املاک تجاری

با رونق کسب و کار در سواحل بر قیمت املاک افزوده شده و مردم بومی خانه های گران شده خود را به مهاجران می‌فروشند و خود به روستاهای ارزان‌تر نقل مکان می‌کنند. روستاییان نیز در تلاشند تا با خشک کردن مزارع و باغات و سپس استفاده از ترفند تقسیم و کوچک سازی زمین آن را به کاربری مسکونی تبدیل کرده و در موج بعدی به فروش برسانند و از همه با مزه تر اینکه همان کشاورزان سابق برای داشتن شغل پیشین خویش به سراغ ریشه کن کردن جنگل‌ها، پاک‌سازی و تبدیل آنها به شالیزار می‌روند و ... تا در نهایت از آن طبیعت بکر که هزاران سال باقی بود دیگر اثری نماند و همه آن جاذبه گردشگری که از شمال کشور و حاشیه خزر در حافظه‌ها باقی است، محدود به مراکز خرید و سیتی سنترها شود تا شهروندان گریزان از بی نظمی امروزی کلان شهرهای آلوده به شمال بيايند و تنها کالاهایی را که خریدشان ضرورتی در لب دریا ندارد، را گران‌تر از شهر خود خریده و بازگردند. گامي به سود سرمايه گذاري بيجا به همان شيوه سوداگري بيجا،  مضر به حال اقتصاد كشور. آن هم در شرايطي كه بخش توليد صادرات محور بيش از هر زمان به نقدينگي نيازمند است تا ارزش افزوده بالا را همراه با مشاغلي نه زودگذر بلكه با ماندگاري دائمي ايجاد كند. آنان كه چنين مي انديشند و با اين كشور چنين رفتاري دارند از همين كشورند نه دشمناني اشغالگر كه از خارج مرزها يا مثلا سياره مريخ يورش آورده باشند. از ماست كه بر ماست.