نشریه شماره   173   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

رفاقت شيشه و سنگ

گروه بازار ساختمان :در گذشته شيشه با برخورد سنگ می‌شکست اما اكنون برخي شیشه‌های ساختماني از سنگ هم سخت تر شده‌اند این در حالی است که سنگ‌هایی در بازار يافت می‌شوند كه از قطر شیشه‌های قديمي هم نازك تر هستند. زماني از سنگ براي امنيت ساختمان و از شيشه براي زيبايي استفاده می‌شد اما اكنون از سنگ براي تزئين و از شيشه برای امنيت فيزيكي و مقاومت در برابر تبادل گرمايي استفاده می‌شود. اين وارونگي معنا كه محصول هم آوايي ذائقه بازاري و توانمندي در فناوري توليد است نه تنها در ايران بلكه در كشورهاي پيش رو در صنعت ساختمان نيز ديده می‌شود. بااین‌حال آنچه ما را بر آن داشت تا با نگاهي هر چند اجمالي به مداقه در بازار هر دو كالا بپردازيم شباهت حال و آينده توليد و فروش صنايع ساختماني شيشه و سنگ تزئيني است.

تشابهات

بازار شيشه و سنگ در كشور داراي شرايط مشابهي است. اين شباهت در توليد مازاد بر نياز خلاصه نمی‌شود. صادرات هر دو كالا بسيار اندك است و می‌تواند در مسيري حركت كند كه به نقطه بحراني برسد. اين دو محصول معدني در ايران داراي ابعاد ديگري هم هست. كشور داراي رتبه خوبي در توليد هر دو محصول معدني با كاربرد ساختماني است به‌نحوی‌که نه تنها از نظر ميزان عرضه توانسته بازار داخلي را خودكفا كند، بلكه به لحاظ ميزان توليد داراي رتبه‌های جهاني است. بااین‌حال در بخش كيفيت نتوانسته به جايگاه خوبي دست يابد و در حال حاضر بيشتر صادرات شيشه ( برش نخورده) و سنگ هاي نيمه فراوری‌شده و بلوك يا خام خلاصه می‌شود. چه رسد به محصولاتي ساخته‌شده از شيشه و سنگ!

شباهت ديگر اين دو محصول میزان ظرفيت نصب‌شده در صنعت سنگ تزئيني، بسيار بيشتر از ميزان نياز و حتي ميزان توليد كشور در چند سال گذشته بوده است. کارخانه‌های توليد شيشه عمدتاً ظرفيت توليدي بسيار بيشتر از ميزان نياز بازار داخلي دارند.

در بخش كيفيت توليدات، نه شيشه و نه سنگ تزئيني هیچ‌یک مشكلي ندارند اما در بخش فراوري به‌ویژه برش و پرداخت چالش‌هاي بسياري دارند. براي مثال ضخامت زياد ( 17 تا 20 میلی‌متر ) درحالی‌که تايل ها و اسلب سنگ ها در جهان به 3 میلی‌متر هم مي رسد. هزينه بالاي فراوري در ايران، نداشتن سفارش در مرحله توليد شیشه‌های سكوريت به همراه پالب بندي بسيار ضعيف شيشه و مقرون به صرفه نبودن ،از مهم‌ترین موانع در مسير صادرات اين دو كالا هست. ( شیشه‌های سكوريت را بايد قبل از مراحل نهايي توليد برش زد زیرا بعد از سكوريت شدن نمی‌توان آنها را برش زد.)

از صادرات به بازار داخلي

اگرچه هميشه از تأثیر واردات كالاها بر بازار داخلي آنها صحبت می‌شود اما اهميت صادرات يك كالا چه تأثیری در بازار داخلي آن كالا دارد كه بايد به اين مقوله توجه كرد؟ براي درك صحيح اين موضوع مهم بازاري، بايد توجه داشت كه صادرات تنها براي كسب درآمد ارزي نيست ، بلكه حضور در بازارهاي خارجي به‌عنوان بازدیدکننده يا حتي خريدار ، توليدكنندگان را با فناوري‌هاي روز جهان و داشتن دورنمايي از نيازها و البته عرضه‌های آتي بازار داخلي آشنا می‌کند تا بتوانند چشم‌انداز واضحي از آينده فعاليت خود ترسيم كنند اما اين نوع حضور به‌عنوان بازدیدکننده، تنها در حد آشنا شدن و كسب آگاهي است. قسمت مهم قضيه اين است كه با حضور جدي تولیدکنندگان يا بازرگاناني كه به نمايندگي از آنها در صادرات كالاهاي تولیدشده به صورت جدي فعاليت می‌کنند و براي محكم كردن جاي پاي خود اقدام به‌صرف سرمايه ، وقت و انرژي خود می‌کنند، به دليل رقابتي كه در همه بازارهاي صادراتي وجود دارد،می‌تواند بخش توليد را در جهت بهبود كالاها تشويق و ترغيب كند.

از همه مهم‌تر اينكه بازار صادراتي مانند صندوق پس انداز تقاضا، حركتي كشسان (به‌مانند فنر) دارد و در زماني كه به هر دليل بازار داخلي يك محصول به ركود و كاهش تقاضا برخورد كند بازار صادراتي می‌تواند نقش يك حامي را براي بخش توليد و حتي توزيع همان كالا در كشور ايفا كند. (البته به‌شرط ثبات نرخ تسعير ارز و تمكين مقررات صادراتي)

مرز هاي زيان

شايد درك اين نكته به‌صورت سريع چندان ميسر نباشد در نتيجه با توجه به برهان خلف می‌توان اين فرايند را بهتر فهميد . زماني كه توليد كالايي رويكرد صادراتي نداشته باشد و به‌محض اينكه تقاضاي داخلي براي مدت طولاني كاهش يابد يا متوقف شود، توليد ديگر صرفه اقتصادي نداشته و تولیدکننده به‌جای سود بايد زيان برداشت كند آنچه در صنعت سنگ طي 5 تا 7 سال گذشته می‌بینیم تحقق همين واقعيت تلخ است، یعنی فعاليت كمتر از 500 كارخانه از مجموع 5000 كارخانه توليد و فراوري سنگ.

تقریباً همين روند را می‌توان به شكل بدتري در معادن سنگ تزئيني كشور ديد. روندي كه از سنگ كريستال آغاز شد و به سنگ هاي گرانيتي در دولت دهم تعميم بافت. نتيجه آن، نبود كالای مورد نياز در سال هاي بعد بود كه افزايش قيمت كالاهاي موجود و پيامد آن تورم بازاري كه تولیدکنندگان را بيشتر بر بازار داخلي متمركز و از واقعيت هاي بازارهاي جهاني دور كرد. در نتیجه در فاصله كوتاهي بر قيمت سنگ‌هاي موجود افزوده شد و با يك چراغ سبز به سنگ هاي وارداتي كه به‌صورت رقابتي باقیمت بسيار كمتري از برزيل و چين وارد كشور شدند بازار به ضرر اغلب تولیدکنندگان داخلي سنگ چرخيد و همان تولیدکنندگان محدود نيز خود را با نبود تقاضاي كافي و انبارهاي اشباع و اقتصادي نبودن توليد روبه رو ديدند. اقتصادي نبودن اين نوع توليد را بايد از يك دهه قبل درك می‌کردند اما عدم حضور در بخش صادرات، ديد فعالان اين صنعت را به نزدیک‌بینی و دور شدن از فضاي پيرامون سوق داد. در بازار نمی‌توان يك جا نشست و نگاه جهاني نداشت. بازار همه كره زمين را شامل می‌شود.

گريز از آينده مشابه براي شيشه

توليد شیشه بدون تقاضا، مورد ديگري است كه می‌تواند گريبان اين صنعت زيبا و ايمن را در طولانی‌مدت بگيرد. واقعيتي كه با خود اتلاف منابع مالي و صنعتي را به همراه دارد و حاصل آن بيكاري نيروهای متخصص و زمین‌گیر شدن تجهيزاتي است كه می‌توانست در صورت نگاه صحيح صادراتي، هم سودآور باشد و هم ناجي اقتصاد و اشتغال كشور.

البته بخشي از تولیدکنندگان شيشه خود را صادرکننده می‌دانند اما سؤال اين است كه چه حجمي از توليدات و به كدام بازارها ( غير از بازار ناپايدار عراق) صادر می‌شود. بااین‌حال يك تفاوت ماهوي در این دو گروه تولیدکننده ، درصد آگاهي تولیدکنندگان شیشه است که از تحصيلات تئوريك بالاتري بهره‌مند هستند، بر خلاف اغلب تولیدکنندگان سنگ كه گاه از سطح دانش و مطالعه بسيار پاييني برخوردارند.

بنابر آنچه گفته شد لازم نیست براي هر كالاي ساختماني مانند سيمان و بعد از آن فولاد و سنگ، ستادي در وزارت صنعت معدن و تجارت تشكيل شود يا بهتر آن است كه در بخش تصدی‌گری، از مكانيزم بازار ( بخش هاي توليد و توزيع) و در بخش هدايت و حمايت از نظارت دولت كه داعيه تدبير را دارد، بهره گرفت.