هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   172   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

شهروند پرسشگر محرک توسعه است نه دولت توزیع گر

ما نیاز به تغییر پارادایم کلی داریم و باید بپذیریم که دولت محرک توسعه نیست بلکه شهروند محور توسعه است. گفتن در مورد لزوم تغییرات بنیادین و اینکه چه موضوعی محور توسعه ایران باشد ساده است، مثل‌اینکه بگوییم "شهروند پرسشگر محرک توسعه ایران است نه دولت توزیع گر" اما لازمه این کار تغییر فرایند های تصمیم‌گیری و تصمیم سازی است.

تعاریف متعددی از شهروندی می‌شود. بنده شهروندی را این‌گونه می‌فهمم که تعلق به آب و خاک دارد و نسبت به آن آب و خاک هم حق دارد و هم مسئولیت. خیلی‌ها شهروند را داشتن تابعیت فرد از یک کشور تلقی می‌کنند اما واقعیت این است که بین شهروند و ساکن یک سرزمین تفاوت است. ساکن حس تعلق ندارد، مثل دانشجویانی که در خارج از کشور درس می‌خوانند اما شهروند به پیرامون خودش فکر می‌کند و نسبت به آن حس مسئولیت دارد. حس تعلق، داشتن حق در اجتماع، حق پرسشگری و مسئولیت‌پذیری در برابر این حق، به ظاهر حرف‌هایی تکراری و ساده است اما به واقع اینها حرف های عمیقی است که آثار آن را در طراحی و نظارت در برنامه‌های ملی و شهری می‌توان جستجو کرد.

اگر بخواهم تجربه و اندیشه حاصل از فعالیت اجرایی و علمی 35 سال اخیر خود را در جمله‌ای بیان کنم باید بگویم که "شهروند پرسشگر محرک توسعه ایران است نه دولت توزیع گر" . در طی این سال‌ها انواع عبارات مثل تعدیل اقتصادی، توسعه سیاسی و توسعه کالبدی و ... مطرح شد و همواره دولتی مطرح بود که محور توسعه باشد و آنچه تلقی می‌شد این بود که موتور توسعه کشور، دولت است. شاید متوجه نباشیم که با انسان‌ها مثل کالا برخورد می‌کنیم اما در سه، چهار سال پیش در خصوص مسکن مهر همواره صحبت کرده‌ام که بزرگ‌ترین مشکل آن این است که شهروندان را به انسان های وابسته به دولت تبدیل می‌کند و حس وابستگی در واقع بزرگ‌ترین مانع توسعه ملی است. واقعاً اعماق وجودم از این داستان متأثر است که چیزی در حدود 50 هزار میلیارد تومان منابع دولتی تاکنون تخصیص داده‌شده و با تکمیل این پروژه حدود 100 هزار میلیارد تومان سرمایه در کشور خواهد بود، اما آیا نباید ما از این سرمایه ملی حداقل یک درس بگیریم که یک‌بار دیگر این اشتباه را تکرار نکنیم؟

روی سخن من با کسانی است که در طراحی شهری و در پاسخگویی به نیازی اجتماعی، انسان‌ها را با کالاها یکسان گرفته‌اند. شهروند کسی است که حس تعلق به آب و خاک دارد و در برابر آن مسئولیت می‌پذیرد. ارسطو در تعریف کوتاهی از حکومت‌داری دارد که تأثیرات عمیقی بر بنده داشته است. ارسطو می‌گوید "حکومت، ایجاد منافع عمومی و ایجاد سازمان اجتماعی در جغرافیای مشخص است.» ظاهر جمله ارسطو ساده است اما در باطن مفاهیم عمیقی دارد. در جغرافیا مفهوم قلمرو به میان می‌آید و انسان های ساکن یک قلمرو می‌خواهند سازمان اجتماعی داشته باشند. چگونه می‌توان بدون توجه به سازمان اجتماعی تصمیمی در مورد قلمرو گرفت؟ اگر به جمله ارسطو برگردیم؛ برنامه‌ریزی شهر سازان برای قلمرو بدون توجه به سازمان اجتماعی، تصمیم‌گیری در خصوص یک بیابان است و قلمرو با مفهوم سازمان تعریف می‌شود. داستان کالایی شدن شهروندان و تفکیک امر مهندسی و کالبدی از سازمان اجتماعی باعث شده که شهروندان نسبت به وقایع پیرامون خود حساسیتی نداشته باشند و در تخریب محیط اطراف نیز از دیگران سبقت بگیرند. نمونه آن هوای ناسالمی است که در شهر تهران وجود دارد؛ در اکثر روزهای سال این وضعیت ناسالم پایدار شده است اما شهروندان حاضرند که هزینه بیشتری بدهند تا در داخل شهر تهران ساکن شوند و در ایجاد آلودگی نیز سهمی داشته باشند! سال‌ها در خصوص ثابت نگهداشتن جمعیت تهران در حد 10 میلیون نفر بحث و بررسی شده است اما امروز حتی در قوانین جمعیت 18 میلیونی تهران ذکر می‌شود که حدود 25 درصد جمعیت کشور را شامل می‌شود.

بنده به‌عنوان یک شهروند نمی‌خواهم در کالایی کردن شهروندان نقشی داشته باشم و می‌دانم که با سازمان اجتماعی، شهر محلی برای زندگی شهروندان است درحالی‌که در حال حاضر نگاه کالایی به آن می‌شود. تغییر پاردایم با مشارکت اندیشه‌ورزان صورت می‌گیرد و امیدوارم که روزی این نیاز به چرخش اساسی در نگاه به توسعه ملی و جا به‌جایی نقش دولت و مردم برطرف گردیده و به‌جای وابستگی مردم به دولت، بالعکس شود و دولت برآمده از نظریه توسعه شهروندی باشد.

عباس آخوندی

وزیر راه و شهرسازی