نشریه شماره   171   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

اعتماد سازي پيش نياز سرمايه گذاري

گروه بازار ساختمان: در شرایطی كه نرخ دلار کاهش‌یافته ، شاخص مركزي بورس در حد یک يا دو هزار واحد نوسان دارد ، نرخ سود سپرده‌های بانكي عليرغم بالا بودن باز هم سود محسوب نمی‌شود و قيمت طلا حتي زماني كه هر اونس در بازارهاي جهاني هم افزايش می‌یابد اما در بازار داخلي كاهشي است، همه و همه اين سؤال را مطرح می‌کند، كه با نقدينگي مازاد خود چه كنيم؟

وقتي بازار جذابي براي سرمایه‌گذاری غير از بورس وجود ندارد و دائم در رسانه‌های رسمي تبليغ می‌شود كه بازار سرمايه رشد بالايي دارد يا ميزان سرمایه‌های درون بورس به اين مقدار رسيد ، شايد برخي اشخاص با كسب سود از ساير بازارها به سمت خريد سهام حركت می‌کنند اما دريغ از كمي تحقيق.

سرمایه‌هایی كه از بازار مسكن، طلا و ارز به بورس منتقل می‌شود داراي دو عنوان است؛ پول داغ و پول تازه. "پول داغ" همان نقدينگي سرگردان است كه توسط اشخاص فاقد آگاهي لازم براي سرمایه‌گذاری، هر از چندگاهی به دليل رونق موقتي يكي از بازارها و ترس از كاهش ارزش پول به آن يورش می‌برد و گاه موجب افزايش قيمت در آن بازار می‌شود و زماني كه آن بازار را دچار حباب كرد از آن می‌گریزد. در اين ميان بيشتر افراد متضرر می‌شوند مانند آنان كه با فكر سودجویی "دلار" خريدند تا گران تر بفروشند اما زماني كه احساس می‌کنند ارز يا طلا ارزان می‌شود در ارزانيِ قيمت، به دنبال مشتري می‌گردند و درحالی‌که به استقبال ضرر مي روند ، تصور می‌کنند از زيان بيشتر خود پيشگيري می‌کنند.

اين درست است كه هم براي امنيت سرمایه‌گذاری ( حفظ ارزش و اصل سرمایه‌گذاری) و هم براي اقتصاد كشور تجميع سرمایه‌ها در بورس بسيار بهتر از بازارهاي موازي است اما اين به معناي بی‌نیازی از علم اقتصاد و مسائل مالي نيست. زماني می‌توانید از سرمایه‌گذاری مستقيم در بورس بهره‌مند شويد كه به اين بازار اشراف داشته باشيد و اگر نداريد راهکارهای ديگري براي سود بردن از بورس وجود دارد كه با كمي مطالعه می‌توانید آگاهي لازم در خصوص آنها را به دست آوريد.

پول تازه

 

 

 

 

 

"پول تازه" اما شرايط ديگري دارد و متعلق به آن دسته از اشخاصي است كه می‌دانند چه از بازار می‌خواهند و با آگاهي و رعايت نكات ايمني در سرمایه‌گذاری اقدام به خريد سهام شرکت‌ها يا واحدهای صندوق‌های سرمایه‌گذاری می‌کنند. اين اشخاص هيجاني عمل نكرده و با نوسان كوتاه و موقتي اقدام به خريد و فروش سهام خود نكرده و سود بلندمدت شرکت‌ها را مد نظر دارند. اين اشخاص كه اغلب حقوقي هستند پول خود را براي مدت طولاني در بازار سرمايه نگه مي‌دارند از اين رو بيشتر نوسان شاخص مركزي متعلق به حركات هيجاني اشخاص حقيقي است كه با هر خبر مثلا در مورد مسائل سياسي يا اقتصادي دچار اضطراب می‌شوند. اگر دقت كرده باشيد بيشتر نوسان شاخص مركزي در حد يك يا دو هزار واحد است و شرايط سينوسي دارد كه امري طبيعي براي بازار سرمايه مي باشد.

زماني بايد از بورس نگران شد كه افزايش قيمت ها حبابي باشد به اين معني كه تنها با سفته بازي قیمت‌ها افزايش يابد مانند آنچه در مورد مسكن يا طلا دیده‌ایم. به گواه كارشناسان و مسئولان، اين حالت براي بورس در شرايط حاضر وجود ندارد. همچنين دليل ديگر اين است كه به خاطر ارزش جايگزيني بورس همچنان جاي رشد دارد و سقوطي پيش بيني نمی‌شود.

بورس بالأخره خوب است يا بد

 

 

 

اگر بورس خوب است چرا برخي اوقات شاخص مركزي بورس كاهش می‌یابد. اصولاً نوسان مختص بازار سرمايه است و بسياري از اشخاص می‌توانند از اين نوسان سود ببرند كه به آن نوسان گيري می‌گویند . هر چند ماهيت بورس براي تأمین مالي از توليد است نه سفته‌بازی، اما اگر سفته‌بازی به اين بازار منتقل شود بسيار بهتر از بازارهاي موازي است.

چگونه از بورس سود ببريد

 

 

 

سرمایه‌گذاران چه آنان که داراي ميلياردها تومان دارايي هستند و چه اشخاص زحمتكش كه خرده سرمایه‌ای را از دسترنج خود در زمان طولاني پس انداز کرده‌اند در قالب دو گروه دسته‌بندی می‌شوند: "ريسك گریزها" و "ریسک‌پذیرها"

ریسک

 

 

 

ريسك گريزها سرمایه‌گذارانی هستند كه به دلايلي مانند فقدان آگاهي كافي از بازار يا داشتن روحيه هيجاني به سرعت تصميم گرفته و اغلب دچار اشتباه می‌شوند. طبعاً اين اشخاص نه تنها از بورس كه نيازمند مطالعات گسترده و داشتن معلومات علمي می‌باشد بلكه حتي در خريد و فروش ارز و طلا نيز تنها زمینه‌ای براي سود بردن دلالان و از دست دادن سرمایه‌های خود فراهم می‌کنند و طبيعي است كه حركت فاقد آگاهي، سرانجام خوبی نخواهد داشت.

اين اشخاص چه پزشك و چه كارگر نمی‌توانند در بازارهاي مالي به درستي حركت كرده و موقعیت‌های اكسترممي چه سودآور و چه خطرناك را تشخيص دهند. از اين رو تنها راهكار آنان استفاده از خبرگاني است كه در اين بازارهاي مالي فعاليت قانوني دارند. اما چگونه؟

در بازارهاي مالي ابزارهايي مانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری و صندوق‌های مشاور سرمایه‌گذاری وجود دارد كه توسط خبرگان و دانش‌آموختگان اين رشته و تحت نظارت قانوني سازمان بورس، به خريد و فروش سهام اقدام می‌کنند. اين صندوق‌ها انواع مختلفي دارد كه می‌توانند در شرايط مختلف كار كنند. مثلاً با تضمين پیش‌بینی ، با تضمين سود يا بدون آنها و ....

گروه دوم ریسک‌پذیرها هستند و اين اشخاص داراي توانایی‌هایی می‌باشند كه می‌توانند سهام شرکت‌ها را بخرند و البته آنها هم به صورت پُرتفوي اين اقدام را انجام می‌دهند. لازم به ذكر است اين اشخاص كه ممكن است صندوق يا شركت سهامي يا هولدينگ باشند با استفاده از تحلیل‌های بسيار پيچيده و علمي تكنيكال فاندامنتال يا بنيادي و جدیداً تحليلي كه مخلوطي از هر دو مورد است اين اقدام انجام می‌شود.