نشریه شماره   171   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مرمت ؛ حیات دوباره ساختمان


نوید عمید *

آثار معماری و بناهای تاریخی ایران بخشی از هویت ملی فرهنگی هستند و هر گونه خللی به هویت، در هر مکتب و مرام و مذهبی، ناپسند به شمار می رود. اما از سوی دیگر، بنا به اقتضای طبیعت يا عواملي غير از آن، در طول زمان بر جسم و روح چنین بناهایی، تأثیراتی سوء ،حاصل از رخدادهایی ناخوشایند، رخ می‌نمایاند و لزوم مراقبت مسئولانه و حفاظت اندیشمندانه را آشکار می‌سازد.

در طی مراحل مرمتی یک اثر، نگرش اصولی نظری و عملی به مقوله احیاء و مفهوم آن، حیات دوباره‌ای به ساختمان یک بنای فرسوده در حال تخریب و در معرض نابودی می‌دهد. با تزریق کاربری جدید که بایستی منطبق و هماهنگ و متجانس با کاربری اولیه بوده و در تناقض با کالبد و هویت بنا نباشد، بنایِ مزبور از لحاظ فرهنگی نیز به عنوان عنصری مفید، پر رونق، بااهمیت و مبتنی بر نیازهای روز در جامعه، مطرح می‌گردد. انگیزه اصلی دریک فرایند مرمت و احیاء نیز دستیابی به چنان هدفی است.

معمولاً"مهم‌ترین آسيب‌ها و عوامل مخل ، نفوذ رطوبت، سستی پی، فرسودگي مصالح و تهدید اِلمان‌ها در بخش‌های مختلف بنا، بروز نشست و ترک‌های سازه‌ای، سلب امكان تنفس بنا،خرابي بازشوها،نابودي پوشش‌های داخلي و خارجی،هجوم عوامل مخرب بيولوژيكي و...می‌باشد.

بنابراین در پژوهش سعي می‌شود كه نخست در بستر شناخت پروژه، عوامل مخل و بیماری زا شناسایی‌شده و در ادامه،راهكارهاي مناسب پيشگيري از ادامه تأثیرات مخرب يا جلوگيري از آنها با رعایت اصول دستورالعمل‌های مرمت و با عنايت به اصالت‌های فني و هنري بنا، در طرح مرمت پيشنهاد شود که معمولاً مهم‌ترین موارد، تقويت پي و استحکام‌بخشی، بازسازي كف داخلي و خارجي با مصالح مناسب ،مرمت يا نوسازي ازاره ها و لايه سطحي و دروني ديوارها،ترميم آسيب‌هاي وارده به سقف ،تعبيه امكانات سرمايشي گرمايشي مناسب و دستیابی به سيركولاسيون مطلوب ،پوشش مناسب براي بام، عایق‌بندی،کانال‌کشی و...می‌باشند.

به طور خلاصه، بایستی پژوهش و بررسی، به نحوی جامع صورت گیرد که پس از مطالعات نظریِ مربوط به تاریخ، اقلیم، شهرسازی و ویژگی‌های نوعِ معماریِ بناهایی از نوع بنای موردنظردرایران و منطقه(خانه،کاروانسرا،بازار،برج و مناره، مسجد،حمام،قلعه و ارگ،کوشک وکاخ، مدرسه و...)، به مطالعات میدانی به منظور ثبت شواهد و مستندات و آثار گوناگون باقی مانده، اقدام گردد. همسو با آن به منظور دستیابی به وضعیتی مشخص از بنا در حالت کلی و جزئیات، تحقیقات محلی انجام و پس از جمع‌بندی اطلاعات حاصله و اخذ نتایج از این اطلاعات،شیوه‌های مرمتی مورد توجه قرار گیرد. همچنین با بهره مندی از مطالعات کتابخانه‌ای و مراجع و منابع، مصاحبه و مشورت با اساتید دانشگاهی و صاحب‌نظران علم و فن و نیز مطالعه در سایر تجارب مرمتی مکتوب و مستند، اقدامات اساسي مربوط به رئوس فن مرمت در بنا، پس از تطبیق با ویژگی‌های سازه‌ای منحصر به آن بنا و تشخیص شایستگی اجرا و کاربرد در آن، صورت گیرد.

در ادامه، اقدامات خاص و تکمیلی مرمت با توجه به ویژگی‌ها و شاخص‌های معماری بنا به منظور تکمیل پروسه مرمت مد نظر قرار گیرد.

در طرح احیاء نیز سعی بر این است که مطالعه‌ای تحلیلی- تطبیقی به گونه‌ای انجام گيرد که طرح مناسبی پیشنهاد شود. لذا بخشی از اقدامات مرمتی نیز باید در خدمت کاربری مورد نظر بوده باشد. کاربری‌های مختلف، مورد تحلیل همه‌جانبه و سنجش قرارگرفته، امتیازدهی مي شوند و در مجموع قابلیت یکی از کاربری‌ها، برتر تشخیص داده‌شده و در صورت تأیید به منظور اجرا تصویب می‌شود.

در این صورت، بنای احیاشده، نقشی فعال، ملموس و مفید در سطح محله ، بافت و شهر ایفا نموده و در ارتقای امکانات فرهنگی و تفریحی جامعه شهری مؤثر خواهد بود.

مهم‌ترین مشکلات
مربوط‌ به مرمت و احیا در ایران:

1- در حاشیه قرار دادن علم نوپای مرمت‌، ناشناخته بودن آن، عدم عنایت درخور و شایسته به این مقوله در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های خرد وکلان، کج اندیشی وبرخوردسلیقه ای در فهم ارزش‌های این علم و محدود نمودن آن در حد رشته و فنّی کم ارزش و حتی غیرضروری(!)جلوه دادن آن از نظر دارا بودن جایگاه یک شاخه علمی و فن مستقل

2- بی‌اعتنایی به صاحب‌نظران و نخبگان مرمت معماری وعدم بهره مندی مفید از نظریات و تجربیات آنها

3-کافی نبودن بودجه‌های پژوهشی وعدم انجام تحقیقات نوین و مدون در مقوله مرمت و احیا

4- برخوردهای سلیقه‌ای برخی از مدیران و متولیان امر در سطح دستگاه‌های دولتی و تنگ‌نظری،نگرش یک بعدی وعدم احاطه و عنایت کامل به اهمیت فوق‌العاده موضوع

5- بی‌توجهی به تجربیات ارزشمند کشورهای صاحب‌نام ،پیشگام و موفق در امر مرمت و احیا وعدم اراده برای الگوپذیری منطقی از آنها

6- محدودیت و کافی نبودن بودجه‌های اجرایی در مقایسه با حجم بالای آثار تاریخی کشور

7-تحت الشعاع قرارگرفتن برنامه‌ها و امور مربوط به مرمت و میراث فرهنگی، توسط سیاست‌های خاص مربوط به گردشگری وعدم آگاهی از لازم و ملزوم بودن این دو،لااقل در محدوده صنعت توریسم

8- عدم اقدامات مکفی در راستای فرهنگ‌سازی و ارتقای آگاهی و شناخت جامعه نسبت به اهمیت موضوع وعدم معرفی مطلوب آثار تاریخی به طبقات مختلف شهروندان جامعه

9- در اولویت قرار دادن اقدامات توسعه و عمران نسبت به اقدامات فرهنگیِ از نوع مرمت و احیا وعدم دانایی نسبت به بازدهی برنامه‌های حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی از نظر ارزش افزوده در سطح داخلی و توریسم در سطح بین‌الملل

10- اتکای بخشی از بدنه علم مرمت معماری به علم عمران و ساختمان و ضعف بخشی از دانش‌آموختگان مرمت بدون پایه تحصیلات ریاضی و عمران

11- برداشت‌های سلیقه‌ای یا بی‌توجهی کامل(عمدی یا سهوی) به مبانی نظری مرمت به دلیل فقدان آگاهی و دانایی کافی12- رو به فراموشی رفتن ارزش‌های مربوط به فرهنگ و هنر جامعه،مانند بی‌توجهی به صنایع‌دستی و هنرهای سنتی به دلایل متعدد ازجمله تقابل سنت و مدرنیته و نبود بینش و بصیرت کافی در این امر

13- عدم حفاظت درخور و شایسته از بافت‌های تاریخی شهری و بدون انطباق دقیق با معیارها،آیین‌نامه‌ها و قوانین مصوب بین‌المللی

14- عدم اقدامات مشهود در جهت ارتقای دانش و آگاهی از فناوری‌های نوین علوم و فنون مرمت در هر سه سطح آموزش دانشگاهی، اجرایی- سازمانی و بازار کار

15- معدود بودن پروژه‌های مرمتی موفق در کشور وعدم اقدام به منظور بسط و گسترش برنامه‌ریزی‌های ثبت‌شده مربوط به آن پروژه‌ها ،جهت دستیابی به حد استاندارد طرح مرمت و اجرا از نظر کمیت و کیفیت

16- عدم تمایل روزافزون مردم به زندگی در داخل بافت‌های اصیل و هویت مند شهرها به دلیل سیاست‌های نادرست ، پیرو عدم طرح و تدوین برنامه‌های مناسب و مفید ساماندهی ،بهسازی و مرمت شهری و بروز مشکلات و معضلات فرهنگی بیشتر به تبع خالی شدن بافت از ساکنین بومی و اصیل

17- بی‌اعتمادی مردم به برنامه‌های بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده به دلیل عدم جامعیت و غنی نبودن این برنامه‌ها از نظر رعایت مسائل مربوط به حفظ ویژگی‌های شاخص و ارزشمند فرهنگی اجتماعی در بافت؛ برای مثال پیش‌بینی و تزریق کاربری‌هایی بدون عنایت به لزوم" تلفیق" نیازهای جدید جامعه مدرن شهری با اصالت‌های فرهنگی بافت

18- احیای مجموعه‌ها و تک بناهای ارزشمند و شاخص با کاربری نامناسب،محدود به چند کاربری خاص و فقط جهت صرفه اقتصادی( مانند کاربری رستوران برای تعداد قابل توجهی از ابنیه) و غفلت از این نکته که مقوله بسیار پیچیده و ظریف کاربری در احیا باید بر اساس مطالعات همه‌جانبه و اصولی بوده ،هر بنا کاربری خاص خود را می‌طلبد. این امر در طول زمان ارزش‌های بنا را دچار افول نموده و پویایی و رونق آن را از بین می‌برد

19- نبود مدیریت واحد در امور بهسازی بافت فرسوده وعدم تعامل مفید متولیان و سازمان‌های مختلف ؛ این امر خصوصاً در بخشی از بافت فرسوده که در حریم بافت تاریخی یا محورهای فرهنگی تاریخی قرار می‌گیرد، مشکلاتی مانند ناکارآمدی برنامه‌ها و ناکامی فعالان امر را به وجود می‌آورد

20- کمبود منابع ، مراجع و آثار مستند و مکتوب و فقر شدید مراجع ،کتب و مقالات مفید ترجمه‌شده در مباحث مرمت و احیا، مرمت آثار اشیاء ،مرمت شهری ،سازه‌های سنتی، مطالعات معماری،فناوری‌های بومی و...

نتیجه‌گیری

واقعیت تلخی که در حال حاضر در مورد میراث فرهنگی کشور ملموس است، رو به فراموشی رفتن ارزش‌های آثار، ابنیه و بافت‌های تاریخی و پیرو آن اضمحلال و نابودی تدریجی این عناصر می‌باشد که با وجود تلاش‌های متعدد، دلسوزی‌ها، برنامه‌ریزی هاواقدامات مختلف به دلیل کمبود و ناکارآمدی عوامل پیش‌نیاز،نبود اراده منسجم و نقص راهبری و مدیریت علمی، وضعیت نامناسبی را برای این ثروت‌های فرهنگی رقم زده است .

در این زمینه بازنگری تجربیات گذشته، آگاهی یافتن از دانش نوین ، کاربرد نظریات نظریه‌پردازان و دانشمندان این حیطه، طرح سیاست‌های بهتر و بهره مندی از مهندسین و مدیران لایق ،در رفع مشکلات و نابسامانی‌ها بسیار موثر خواهد بود.

*کارشناس ارشد مرمت و احیا