نشریه شماره   170   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

"ساختن" یا "شناختن"؛ مسئله این است


ساختن و شناختن قدمتی به درازای عمر ابنای بشر دارند . اگر بخواهیم تقدم و تأخری برای پیدایش این مفاهیم بیابیم، شاید نتوانیم اما خالی از لطف هم نیست که ابتدا به معنای این دو از منظری که برای ما کاربرد دارند بنگریم نه منظر معانی عام آنها.

در فرهنگ لغت "شناختن" به معنای: دانستن، معرفت یافتن ، وقوف یافتن و .... و "ساختن" به معنای: بنا کردن، عمارت کردن، انتظام و سامان دادن و ... آمده است.

پس از دریافت مفهوم لغوی این دو، می‌توان شناختن را که به معنای معرفت یافتن است مقدم بر ساختن به معنای بنا کردن و عمارت کردن دانست، چرا که بدون معرفت و شناخت امکان ساخت و بنا نیز فراهم نخواهد شد. اگر از مقدمه و تعریف اولویت قائل شدن به "ساخت" و "شناخت" بگذریم به موضوع اصلی ساخت‌وساز در ساختمان و دستیابی به مسکن می‌رسیم که یکی از نیازهای اولیه و البته چالش‌ اساسی هر جامعه است.

در جامعه ما- ایران - نیز مسکن و ساخت‌وساز نه تنها به امری لاینحل برای مدیران و سیاست‌گذاران تبدیل‌شده بلکه دامنه نابسامانی آن، دامن اکثر اقشار جامعه را نیز گرفته اما آیا واقعاً این معضل حل ناشدنی است؟ اگر این گونه است پس کشورهای دیگر چگونه از پس این لاینحل برآمده‌اند؟ و اگر حل شدنی است پس چرا ما - البته متولیان و سیاست‌گذاران مسکن - موفق به حل آن نشده‌ایم؟

برای پاسخ به این سؤالات ناگزیر باید به مرور سیاست‌‌های ادوار مختلف در رابطه با ساماندهی این بخش بپردازیم که متأسفانه امکان برشماری یکایک آنها وجود ندارد ولی اگر مرور اجمالی به تصمیمات الاکلنگی عرصه ساختمان داشته باشیم، می‌بینیم در هر دولتی به فراخور زمان و طرح عرضه و تقاضای مسکن ، وزیر یا در سایر سطوح مدیریتی، مسئولان پیشنهاد‌هایی را در حد طرح به دولت و سپس مجلس ارائه نموده‌اند اما فقط در حد همان طرح،پیشنهاد و ارائه مانده و هیچ‌وقت پا به عرصه اجرا نگذاشته است! اینکه چرا تاکنون هیچ‌کدام از پیشنهاد‌های مسکنی سیاست‌گذاران دولت‌های سابق به منصه ظهور نرسیده و شکل اجرایی به خود ندیده دلایل و عوامل ضد و نقیضی وجوددارد که برای روشن شدن برخی از آنها کافی است به تصمیمات جدید وزیر راه و شهرسازی جدید اشاره ‌کنیم که از آغاز کاندیداتوری‌اش به عنوان وزیر راه و شهرسازی در قالب برنامه به دولت و مجلس ارائه داد و از آن به بعد هم در محافل مختلف به نحوی از انحنا به تبیین آنها پرداخت که از آن جمله است؛ طرح مسکن پاک، دریافت مالیات از خانه‌های خالی، تاکید بر پرداختن مهندسان و نظام مهندسی به مسایل فنی و مهندسی ، اعتراض به اظهارنظر دو جانبه مشاوران املاک در معاملات ، احیای صندوق‌های زمین و مسکن و... .

اما هر کدام از موارد فوق به علت همان عدم تقدم قائل شدن "شناختن" بر "ساختن" با توجیهات غیرمعقول برخی مواجه شده‌اند و همین برخی ها به جای اینکه با پاسخ‌های منطقی و کارشناسی به تأمین مسکن با ساخت‌وساز علمی و مهندسی کمک کنند، جانبدارانه اقدام به موضع‌گیری از نوع عناد و لجاجت نموده اند و همان طور که ذکر شد در مقابل هر گونه اظهارنظر وزیر یا مشاورانش نسبت به ساماندهی بازار مسکن غیر کارشناسانه قد علم کرده اند.

ناگفته نماند که بازار مسکن و ساختمان بیش از سایر بازارها از انواع و اقسام همایش و نمایشگاه بهره‌مند است.کشور ما در برگزاری همایش و نمایشگاه سرآمد دنیا است اما در حوزه ساختمان به ضرس قاطع می‌توان گفت ؛ سرآمد تر نیز است.به عنوان یک رسانه ساختمانی از بیشتر این همایش‌ها و نمایشگاه‌ها مطلع بوده و در آنها حضور می‌یابیم . با بسیاری از مجریان و بازدیدکنندگان ارتباط داریم که البته مجریان هدفی جز رونق بخشی به این بخش و بازدیدکنندگان غرضی جز تمتع در حد "تمتع" ! از این تجمعات ساختمانی ندارند. اما با تمام این اوصاف چیزی که مشهود است اقناع نشدن اغوا کننده هر دو طرف عرضه کننده و متقاضی مسکن می‌باشد. یک طرف می‌خواهد بیشتر بخرد و طرف دیگر بیشتر بفروشد. از اینها مهم تر عدم ارتقای کیفیت ساخت‌وساز علیرغم حضور بیش از 250هزار فارغ‌التحصیل مهندس،ده ها هزار کاردان ، معمار و انبوه‌سازدر عرصه ساخت و ساز است که خوشبختانه خدمات فنی و مهندسی هم صادر می‌کنند. اگر به اینها اضافه کنیم سامان نیافتن گودبرداری‌هایی را که همچنان جان می‌گیرند ، عدم پیشرفت نوسازی‌هایی که بنا بود بافت‌های فرسوده را نو کنند و حضور بساز و بفروش هایی که کماکان تجربه خود را فراتر از علم فارغ‌التحصیلان دانشگاه می‌دانند، آن وقت به جز غلبه تردید تقدم "ساختن " بر"شناختن" چه مسئله‌ای می‌ماند؟ هر چند از نظر معنایی دریافتیم شناختن مقدم بر ساختن است که به نظر می‌رسد اگر واقعاً این گونه باشد به تبع "شناخت" درست،"ساخت" هم هدفمند خواهد بود اما مسئله اصلی این است که متأسفانه همواره منافع ساخت بدون شناخت بر مزایای شناخت با ساخت مستولی شده است.

قادر نصیری