هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   168   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مسکن اجتماعی با کدام رویکرد


گروه ساخت‌وساز: مسکن مهر طرحی برای خانه‌دار کردن اقشار کم درآمد و دهک‌های پایین جامعه بود اما به گفته عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی، در عمل به جای دهک‌های 1، 2 و 3 دهک‌های 4، 5 و 6 توانستند از آن بهره‌مند شوند. روشن است که دهک‌های پایین درآمدی توان خرید خانه ندارند و طرح مسکن مهر مانند طرح‌های پیش از خود مانند اجاره به شرط تملیک نتوانست نیاز اقشار پایین را برآورده سازد.

عباس آخوندی می‌گوید : در دوره‌ای که او وزیر راه و شهرسازی بود، تأمین مسکن اقشار کم‌درآمد تحت نام «مسکن اجتماعی» مطرح شد. این طرح گویا در دستور کار وزارت راه و شهرسازی قرارگرفته به گونه‌ای که سید مهدی هاشمی، رئیس کمیسیون عمران مجلس آن را جایگزین مناسبی برای مسکن مهر می‌داند. حال سؤال اینجاست که جزئیات این طرح چیست؟ منظور از مسکن اجتماعی چیست؟ و سؤال مهم‌تر اینکه آیا این طرح می‌تواند جوابگوی مشکل مسکن اقشار کم درآمد باشد؟

تأمین مسکن یکی از عناصر پنج‌گانه سیاست اجتماعی است که پس از انقلاب صنعتی و به ویژه پس از جنگ‌ جهانی دوم نمود یافت. منظور از مسکن اجتماعی نوعی سکونت است که بخش عمومی یا دولت با اجاره‌های بسیار پایین یا وام‌های بلندمدت در اختیار شهروندان قرار می‌دهد و برای آن دوره‌های مختلفی را می‌توان برشمرد. پس از انقلاب صنعتی، مهاجرت گسترده روستاییان و بزرگ شدن شهرها، به بحران مسکن و حاشیه‌نشینی در خانه‌های محقر و فاقد تجهیزات منجر گردید. در انگلستان، آلمان و دانمارک در آن دوره دولت یا تعاونی‌های مسکن اولین طرح مسکن اجتماعی را اجرا کردند.

جنگ‌های جهانی اول و دوم موجب تخریب گسترده ساختمان‌ها شد و رکود اقتصادی را به دنبال داشت. دولت‌های اروپایی سیاست‌های رفاهی و بازپرورانه‌ای را دنبال کردند که ساخت مسکن اجتماعی در راستای آن بود. هدف ابتدا این بود که میزان عرضه و تقاضا را در بازار مسکن تنظیم کند و رونق و تحرک را به اقتصاد برگردانند. علاوه بر آن با بحران‌های اجتماعی که بالقوه جامعه را تهدید می‌کردند مقابله کنند. این سیاست به مدت 3 دهه پس از 1945 ادامه یافت و در طی سال‌های 75-1965 به اوج خود رسید. از سال 1974 تا 1995 به طور متوسط 18 درصد تصرف خانه‌ها به صورت مسکن اجتماعی بود.

در سال‌های گذشته به دلیل بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای اروپایی تقاضا برای این نوع مسکن کاهش یافت و دولت‌های لیبرال سیاست‌های خود را به سمت واگذاری مسکن به بخش خصوصی تغییر دادند، اما مسکن اجتماعی در دوره‌ای توانست به عنوان ابزار قدرتمندی برای تنظیم عرضه و تقاضا در بازار مسکن ایفای نقش نموده و کمبود نسبی مسکن را مرتفع کند. این سیاست حتی تورم مسکن استیجاری خصوصی را هم سامان‌بخشید.

مروری بر طرح‌هایی که ذیل نام مسکن اجتماعی اعمال‌شده، نشان می‌دهد که تحت این نام طرح‌های متفاوتی انجام پذیرفته است. مثلاً در جایی متولی ساخت، دولت مرکزی یا محلی بوده و در جای دیگر سازمان‌های غیرانتفاعی ایفای نقش کرده‌اند. در برخی موارد نیز بخش خصوصی یا تعاونی‌های مسکن مسئول ساخت مسکن‌های اجتماعی بوده‌اند. بنابراین در خصوص الگوبرداری از آن باید سؤال کرد که ساخت مسکن اجتماعی با کدام رویکرد و با چه مدیریتی اجرا می‌شود؟

گرچه كشورهاي در حال توسعه براي اجراي طرح‌هایي همانند مسكن اجتماعي با كمبود شديد بودجه مواجه هستند اما الگوبرداري از آن در برخي از اين كشورها بسيار موفق عمل كرده است. براي مثال در كشور فيليپين 27 درصد توليد مسكن در سال‌هاي 1998 تا 2000 در قالب مسكن اجتماعي صورت گرفته است. اين تجربه موفق نشان مي‌دهد عليرغم نظر برخي كارشناسان مسكن اجتماعي سياستي شكست خورده نيست، بلكه دوره آن در كشورهاي پيشرفته اروپايي و آمريكاي شمالي سپری شده است. ردپاي موفق اجراي اين طرح را در ايران مي‌توان رصد كرد. كوي 13 آبان، محله نازي‌آباد در تهران از آن جمله‌اند گرچه این سیاست‌ چندان فراگیر نبوده که بتواند از ساخت خانه‌های غیررسمی سبقت بگیرد و به اهداف اعلام‌شده خود برسد. این مسئله دلایل چندگانه‌ای دارد که شاید مهم‌ترین آنها تورم و ناتوانی صنعت کشور در جذب نقدینگی بازار باشد. در کشورهایی که طرح مسکن اجتماعی از اعتبارات دولتی به دست نمی‌آید راهکار‌های چندگانه‌ای مانند؛درآمد ناشی از اجاره‌بهای واحدهای مسکونی اجتماعی، تسهیلات اعتباری از دولت‌های مرکزی و محلی، یارانه ساخت مسکن از دولت مرکزی و محلی، اخذ وام از بخش خصوصی برای تأمین بودجه مورد نیاز تجربه شده است.

آنچه مشخص است اینکه؛ بخش عمومی و غیرانتفاعی در ایران چندان تعریف‌نشده و لاجرم مسئولیت اجرای این پروژه بر عهده دولت خواهد بود، اما هستند کارشناسانی که مسکن اجتماعی را دوای درد مسکن می‌دانند. به عنوان مثال اعظم خاتم، جامعه‌شناس شهری بیان می‌کند: «مسکن اجتماعی و حمایتی در ایران باید معطوف به خانه‌دار شدن کم درآمدها باشد چون اجاره‌نشینی به نفع هیچ خانواری نیست.»