هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   156   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

پايان فرمانروايي صراف ها

گروه بازار ساختمان : هنگامي كه بانك هاي خارجي خودشان را تحريم كردند تا ما را تحريم كرده باشند شايد بهترين روز صراف ها بود. نه تنها به اين دليل كه رونق كسب و كارشان سر به فلك مي گذاشت بلكه به اين خاطر كه تنها راه ارتباط مالي با خارج به صورت عمده صرافي ها بوده اند. ناگهان همه راه ها به صرافي ها ختم شد و اين امر براي همه افرادي كه نمي توانند از تجارت پاياپاي بهره مند باشند، چالش آفرين بود. در همان دوران اوج تحريم ها، بر حسب وظايف شغلي كه با بازرگانان به صحبت مي نشستيم، بعد از استمرار تغييرات متعدد قوانين مربوط به تجارت، دومين دليل گلايه آنها، وابستگي بيش از حدشان به صرافي ها بود. شايد شنيدن گوشه هايي از مشكلاتي كه آنها براي اين بخش برخوردار جامعه ايجاد كردند، خالي از لطف نباشد.  يكي از بازرگانان درباره اينكه چگونه صرافي ها از آب گل آلود ماهي مي گيرند، گفت: «بله برخي صراف ها پول را تا يك ماه نگاه مي دارند. براي مثال وقتي صراف پيش بيني مي كند كه يك هفته ديگر نرخ ارز افزايش مي يابد، پول ما را نگه مي دارد تا هنگام افزايش  نرخ ارز آن را فروخته و هنگامي كه ارز، ارزان شد آن را دوباره خريداري نموده و تحويل مي دهند كه اين حالت تجار را كلافه مي كند. در اين شرايط سخت صراف ها هم بازار داغي براي خودشان ايجاد كرده اند  و ما نيز هيچ راه چاره اي نداريم.»بازرگان ديگري درباره تفاوت دوران حال و گذشته تاكيد كرد: «خاطرم هست زماني صراف ها با دسته گل و عزت و احترام به سراغ ما مي آمدند و با اصرار از ما  تقاضا مي كردند كه انتقال ارز را به آنها بدهيم اما اكنون ما هستيم كه بايد از آنها تقاضا كنيم؛ لطفا پول ما را به موقع تحويل دهيد.»  سكاندار سياست خارجي ايرانپس از اجلاس آلماتي 1 بر كاهش تحريم ها با اولويت تحريم هاي بانكي وعده مي داد. علي اكبر صالحي كه خود دانش آموخته دانشگاهي امريكايي است را نمي توان دست كم گرفت؛  اگر اين وعده تحقق مي يافت مي توانست به پايان فرمانروايي بي رحم صرافي ها دل خوش داشت. اگر چه اجلاس آلماتي 2 هم به لغو تحريم ها يا حتي اثري مثبت كمتر از آن هم منتج نشد اما در همان اواخر اسفند 1391 نرخ ارز از تا 3280 تومان كاهش يافت و زمينه اي را براي خريد بيشتر صرافي ها فراهم كرد. بيچاره آنهايي كه براي گريز از كاهش پول خود ارز خريدند و با ديدن كاهش ارزش آن يا به دليل نياز مجبور شدند آن را ارزان بفروشند. اين زمان هم براي صرافي ها باز خوب بود تا توانستند ارز  را ارزان خريدند تا چندي بعد گران تر بفروشند. حتي اگر تمام اين پيش بيني ها و آبرو گرو گذاشتن ها هم نتيجه ندهد و ماجرا هاي ديپلماتيك همچنان ادامه يابد، بالاخره زماني خواهد رسيد كه همه ماجرا ها به اتمام برسد و آن وقت است كه بالاخره نياز تجارت خارجي به صرافي ها به شدت كاهش مي يابد. همچنان كه اكنون ديگر ارتباط بانكي براي مصارف فوق كاربرد خود را از دست داده است. همچنان كه با رسيدن حامل هاي جديد انرژي نياز به زغال كاهش شديدي يافته است.  بالاخره زمستان مي رود و سياهي مي ماند بر صورت زغال.